مقالات و پایان نامه ها

آموزش زندگی  خانوادگی

خرداد ۲۸, ۱۳۹۷

7- آموزش زندگی  خانوادگی (F.L.E[146])

7-1- آیا والدین به آموزش نیاز دارند ؟

خداوند متعال به صراحت در قرآن مجید می فرماید : « آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابر هستند ؟ » ( سوره الزمر ، آیه 9 ) . بدیهی است که دانایان با نادانان برابر نیستند . هیچ پدر یا مادری خود به خود نمی تواند پدر و یا مادر موفقی بشود و نوجوان خود را آن طور که هست بشناسد و او را درک کند و با او رابطه درست برقرار نماید ، مگر اینکه دانایی های ضروری را کسب کند ( توانایی ، در دانایی است ) . علت اصلی شکست پدران و مادران در تعلیم و تربیت فرزندانشان ، عدم شناخت کودکان و نوجوانان است .

والدینی که دارای فرزند دبیرستانی هستند ( سنین پانزده تا هجده سال ) ، با مسائل گوناگون روبرو می شوند . بخش عمده ای از این مسائل ، از عدم برقراری رابطه انسانی با نوجوان ناشی می شود . نوجوان در مرحله خاصی از گستره رشد به سر می برد و باید با شناخت و آگاهی با او برخورد کرد . پژوهش های متعدد نشان داده است که هر قدر والدین داناتر و آگاه تر باشند ، با مشکلات کمتری روبرو می شوند . از سوی دیگر خانواده هایی که نسبت به نقش ها ، وظایف و مسوولیت های خود بیشتر آگاهی دارند ، بهتر می توانند با فرزندانشان رابطه برقرار کنند و دوره حساس و پر انرژی نوجوانی را به طریق مطلوب هدایت نمایند .

اگر به سلامت و رشد و شکوفایی همه جانبه شهروندان یک جامعه فکر می کنید ، باید به سلامت خانواده ها بیندیشید . همچنین اگر به سلامت جامعه فکر می کنید باید به سالم سازی خانواده ها بیندیشید . از این  رو  در آموزش پدران و مادران ، یک هدف عمده تعقیب می شود و آن هم ، « سالم سازی خانواده » است.

مسائل نوجوانان و جوانان یک جامعه از جنبه های گوناگون دارای اهمیت است . اما مسئله برقراری رابطه میان والدین و آنان از اهمیت بیشتری برخوردار است . نوجوان در حال گذر از دوران کودکی به دوران بزرگسالی است و نوجوانان و جوانان ، سزمایه های واقعی جامعه را تشکیل می دهند . بنابراین اساس هرگونه برنامه ریزی و رفتار با نوجوان ، شناخت واقعی نوجوان است .

از سوی دیگر نوجوان در این دوره به ارزیابی و بازنگری روابطش با والدین می پردازد . ممکن است نتیجه ارزیابی نوجوان از والدین که زمانی « قهرمان » او محسوب می شده اند ، اکنون منفی و نامطلوب باشد . نوجوان گاهی والدین خود را با دیگران مقایسه می کند و در نتیجه به برخی از ضعف ها و کاستی ها پی می برد . این وضعیت ممکن است سبب ناامنی و خشم نوجوان شود و در نتیجه نوجوان به والدینش پرخاش کند و عقاید و سبک زندگی آن ها را رد کند .

به طور معمول ، دوره نوجوانی ( دوازده تا هجده سالگی ) را به دو مرحله تقسیم می کنند . مرحله اول یا آغاز نوجوانی ، از  دوازده تا پانزده سالگی و مرحله دوم یا پایان نوجوانی ، از پانزده تا هجده سالگی است . بدین ترتیب دوره آموزشی راهنمایی تحصیلی مقارن با مرحله اول نوجوانی و دوره دبیرستان با مرحله دوم نوجوانی همزمان است . شاید دوره نوجوانی ، آخرین مرحله رشد فرزندان باشد که والدین باید فعالانه آنان را یاری کنند تا مسیر زندگی خویش را بیابند و خود را بشناسند . زیرا پس از این دوره ، نوجوان پا به دوره جوانی می گذارد و به تدریج وارد دنیای مستقلی می شود . در این شرایط هم نوجوان و هم والدین باید آمادگی های لازم را کسب کنند تا نوجوان بتواند به خود رهبری و خود اتکایی نایل گردد . در فرایند تعلیم تربیت و رشد ، یکی از اثربخش ترین روشها ، برقراری رابطه انسانی با نوجوان و حفظ و تامین عزت نفس و احساس خود ارزشمندی نوجوان است . بنابراین اگر نوجوان را باور می کنید و می پذیرید که داشتن یک رابطه خوب و انسانی ، مقدماتی ترین و ضروری ترین مرحله کار با نوجوان است ( به پژوه ، 1377 ) .

بی شک خانواده ، مهمترین و اصلی ترین نهاد تربیتی جامعه است و نخستین آموزشگاه و پرورشگاه فرد محسوب می شود . از این رو بیان هرگونه سخنی درباره تربیت کودک ، نوجوان و جوان ، بدون توجه به نقش حیاتی خانواده ، سخنی نادرست و ناتمام قلمداد می گردد . یک خانواده سالم و پویا ، خانواده ای است که میان اعضای آن به ویژه میان والدین و فرزندان ، رابطه ای انسانی و سالم حاکم است . مادران و پدران توانا کسانی هستند که از دانایی ها و مهارت های لازم برخوردارند . بخشی از دانستنیهای ضروری برای والدین ، دانش های مربوط به برقراری رابطه انسانی با فرزندان است .

صنعتی شدن و شهرنشینی ، ساختار خانواده را دچار تحول کرده و نیازها و انتظارهای جدیدی آفریده است . بزرگترین مشکل انسان ها ، فقر ارتباط و ناهماهنگی میان والدین و فرزندان و همچنین میان فرزندان و والدین است . امروزه دیگر ، خانواده به تنهایی ناقل میراث فرهنگی نیست ، بلکه جامعه از طریق رسانه ها و مدرسه این نقش را به طور ظریف ، عمیق و همه جانبه ایفا می کند .

مهم ترین قدم در فرایند تعلیم و تربیت ، آشنا کردن پدران و مادران به اصول و روشهای برقراری رابطه انسانی با فرزندان است . در دوره دبیرستان ، به طور معمول با فرزندانی روبرو هستیم که مرحله دوم دوره نوجوانی را طی می کنند . از این رو آشنایی دقیق با روانشناسی نوجوانی یک ضرورت حیاتی است . مهم ترین نکته ای که پدران و مادران در دوره نوجوانی باید به آن توجه کنند ، این است که که با نوجوان نباید مانند یک کودک رفتار کرد ، زیرا نوجوان نه کودک است و نه بزرگسال . هنگامی که فرزند ما دوره کودکی را طی می کند و به دوره نوجوانی قدم می گذارد ، در واقع وارد یک دوره بحرانی می شود . در برخی تمدن ها و فرهنگ ها ، تشریفاتی به نام « آیین گذر » وجود دارد که چند ساعت یا چند روز به طول می کشد و مشخص می شود که کودک به حد بلوغ رسیده و وارد دوره بزرگسالی شده است . اما در حال حاضر با پیچیده شدن زندگی ، مرز بین کودکی و بزرگسالی نامشخص است . فراهم کردن فرصت هایی مانند اجازه رانندگی ، اجازه ازدواج ، دادن رای و انجام خرید و فروش ، نشانه به رسمیت شناختن حقوق بزرگسالان برای نوجوانان است ، ولی هیچ یک از این حقوق به درستی تضمین نمی کند که نوجوان آمادگی های لازم را کسب کرده است ( کلمز و همکاران ، 1373 ) .

 

7-2-آموزش گروهی والدین

در تعریف آموزش گروهی والدین گفته می شود که نوعی از تعلیم و تربیت گروهی است که برنامه های آموزشی وسیعی را شامل می گردد و به والدین کمک می کند تا دانش و توانایی های خود را در زمینه پرورش و تربیت کودکان به نحوه مطلوبی گسترش دهند . آموزش گروهی والدین همچنین تا حدود زیادی جنبه پیشگیری دارد و از ایجاد ناسازگاری های اجتماعی و عاطفی جلوگیری می کند و به پیشرفت و بهبود سلامت روانی کودک کمک می نماید . آموزش گروهی والدین با آموزش بهداشت روانی و آموزش مسائل خانوادگی وجوه اشتراکی پیدا می نماید و کلیه فعالیت هایی را شامل می گردد که به افزایش میزان درک و تفاهم اعضای خانواده منجر می شود . در آموزش گروهی والدین نیز مانند آموزش انفرادی سعی بر آن است که والدین با اصول و مفاهیم رشد کودک و نحوه رفتار با کودک در حالات مختلف آشنا شوند و مشکلات و ناسازگاری های کودکان در سنین مختلف زندگی را بشناسند و روش های مبارزه با هر یک را فراگیرند ، ( شفیع آبادی ، 1386 ) .

آموزش گروهی والدین در مقایسه با آموزش انفرادی دارای معاسنی است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود :

1-تجمع تعداد زیادی از والدین در یک جا موجب می شود که فرد از تجارب و مسائل و مشکلات دیگران آگاه شود و بر اثر این مشارکت گروهی هر فرد بتواند دانش و معلومات خود را در زمینه های مختلف گسترش دهد در این گروه ها والدین نیاز های متعدد کودکان شان را در سنین مختلف مورد شناسایی و بررسی قرار می دهند . همچنین در همین گروه هاست که وجوه تشابه کودکان در سنین مختلف مشخص می شود و هر پدر و یا مادری خصوصیات کودک خود را بهتر می شناسد و انتظارات خود را از کودک در حد معقول تعیین می نماید . با تشکیل گروه و شرکت والدین در آن ، والدین خواست ها و امیال خود را بر روی کودکان خود پیاده نخواهند کرد . بلکه کودک را اجازه خواهند داد آن شود که قدرت و تواناییش را دارد .

2- والدین در گروه درباره رفتارهای هر یک از کودکان خود به بحث خواهند پرداخت و مشکلاتی را که هر رفتار در خانواده به وجود می آورد مورد بررسی قرار خواهند داد . بر اثر بحث متقابل علل رفتارهای مختلف و مشکلات حاصله از هر یک معیین و مشخص خواهد گردید .

3- والدین در بحث های گروهی خود به بررسی نحوه اجرای مناسب فعالیت هایی نظیر دوست یابی و شرکت کودکان در جامعه خواهند پرداخت و برای بهبود و توسعه هر یک پیشنهاداتی را ارئه خواهند داد . گروه همچنین مکانی برای دوست یابی والدین و ادامه همکاری های بعدی خواهد بود ، ( شفیع آبادی ، 1386 ) .

مطلب مشابه :  علل و درمان دیسفوریای جنسیتی

کمپ[147] ( 1978 ) بیان می کند : کودکان به دلایل گوناگون مورد بدرفتاری قرار می گیرند . آنچه به کاهش بدرفتاری با کودکان کمک موثری خواهد کرد عبارت است از اگاهی دادن والدین و مشاوره مربوط مسائل خانوادگی و کودک و کمک به آن ها برای مسئله خانوادگی و ایجاد روابط بهتر اجتماعی با دیگران و همچنین شناساندن ویژگی های رفتاری کودکان سنین مختلف و چگونگی برخورد صحیح با آنان با پژوهش ها بیانگر آن است که این گونه راهنمایی ها و مشاوره ها تا 80 درصد از مشکلات مزبور را برطرف می کند ، ( جاجرمی ، 1373 ، نقل از مشکبیدحقیقی ، 1386 ) .

در تشکیل برنامه آموزش گروهی والدین باید برای چندین سوال زیر جواب دقیق پیدا شود . سوال اول اینکه چرا آموزش گروهی ضرورت دارد ؟ پیچیده شدن زندگی و ازدیاد مشکلات کودکان و همچنین تعداد روش های شناسایی و تربیت کودک و به طور کلی کمک به والدین برای آن که مناسب ترین روش را انتخاب کنند ایجاب می نماید که والدین حتی در گروه نیز آموزش لازم را ببینند . سوال دوم آن است که طول جلسه آموزش چقدر باید باشد ؟ طول جلسه بستگی به موضوعی دارد که در گروه مورد بحث قرار می گیرد با توجه به موضوع ، جلسه گروه می تواند طولانی و یا کوتاه مدت باشد . سرانجام سوال سوم این است که چه نوع برنامه یا روش کاری باید مورد استفاده قرار گیرد ؟ در مورد نوع برنامه و انتخاب روش کار باید افراد جامعه شناسایی شود و با توجه به نیاز ها و نوع مشکلات موجود روش کار مناسبی برای گروه مشخص گردد ، ( شفیع آبادی ، 1386 ) .

 

7-3-آموزش زندگی  خانوادگی ( F.L.E )

سمپوزیوم F.L.E در دانشگاه برینگهام یانگ در سال 1986 برگزار گردید . در این سمپوزیوم بیست تن از آموزشگران زندگی خانواده از نقاط مختلف ایالات متحده ، کاندا و اسپانیا شرکت داشتند . مطالب اصلی این اجلاس بر تعریف سیستماتیک « آموزش زندگی خانواده » ، نیاز به توضیح مفاهیم پایه و پارامترهای F.L.E نیاز به مشخص کردن جدی تر ارزش ها در F.L.E و نیاز به مشخص شدن ارتباط ویژه یا اختصاصی « آموزش زندگی خانواده » با تئوری های موجود آموزشی و نیاز به حصول اطمینان از این که برنامه های « آموزش زندگی خانواده » بر اساس یافته های محکم دانشگاهی است ، متمرکز بود . شرکت کنندگان در سمپوزیوم تاکید داشتند که نیاز به کتاب راهنمایی اختصاصی برای پرداختن به مطالب و مسائل مورد توجه در F.L.E وجود دارد ، ( جعفری نژاد ؛ اردشیر زاده ، 1383 ؛ نقل از مشکبیدحقیقی ، 1386 ) .

از نظر تاریخی ، مفهوم F.L.E معنای گوناگونی برای افراد داشته است ، لذا در خصوص تعریف F.L.E نوعی سردرگمی قابل ملاحظه و گاه متعارض وجود دارد . هرچند از سال 1960 تعریف متعددی ارائه شده است . اما بسیاری از این تعاریف به دلیل ابهام و نارسایی و یا ایده آلی بودن مورد نقد قرار گرفته اند و چندان مفید و کمک کننده به نظر نمی رسند . در صورتی که نقطه نظرهای مشابهی بین تعاریف به چشم می خورد ( تمرکز روی روابط بین فردی ) اما هنوز یک تعریف جامع و مشترک ارائه نشده است و همچنین ، توافق بر اجرای روش آموزش ها به صورت فردی ، خانوادگی ، کاربردی و یا آکادمیک نیز وجود ندارد ، ( منتظری ؛ معین ، 1382 ؛ نقل از مشکبیدحقیقی ، 1386 ) .

در این راستا ، برخی معتقدند ، آموزش باید معطوف به حل مشکل باشد ، یا عده ای بر رشد توانایی های بالقوه خانواده تاکید داشته و برخی دیگر اظهار می دارند آموزش باید اساساً بر مبنای ارتقای دانش پایه ریزی شود ، و یا اینکه ، به نگرش ها و مهارت ها توجه شود .

پرسش اصلی این است که : « چه طرحی باید وجود داشته باشد تا بتوان به آن F.L.E خطاب کرد ؟ » در پاسخ به این پرسش نظرات متعددی در ارتباط با اهداف کلی ، موضوعات و محتوا ، باورهای هنجار ، نتایج مورد نظر و نتیجه گیری مطرح می گردد ولی بر روی دو نکته که عبارتند از : اهداف کلی و محتوا ، و نتایج تمرکز بیشتری شده است .

تعاریف زیادی از سال 1960 برای F.L.E بکار رفته است که اغلب آن ها مبهم ، دوپهلو و بیش از حد آرمان گرایانه بوده است . در حال حاضر اگرچه نقاط مشترک زیادی در میان آموزش گران پدید آمده است اما با این حال اختلاف نظرهای مهمی نیز وجود دارد ( ایرلن و وایزنر[148] ، 2004 ) .

با این حال تعاریف در F.L.E ، به عنوان دانشی در حال تکوین ، در پژوهش های تحلیلی شکل می یابند . و چنان که توماس و ارکوس[149] ( 1992 ) دریافتند ، چندین مشخصه مهم در تعاریف F.L.E وجود دارد که نیازمند توجه تحلیلی اند . ( برای مثال ، اهداف عمومی ، نتایج مطلوب ، فرضیات ، محتوی ، باورهای عمومی ) اهداف و مقولات متعدد F.L.E ، احتمالاً بیش از آن چه که به نظر می آید با یکدیگر در ارتباطند و توافق قابل ملاحظه ای در مورد محتوای F.L.E ایجاد شده است . در تهیه چهارچوب مناسب F.L.E چند نکته را می توان مورد نظر قرار داد :

الف – این چهارچوب طیف وسیعی از آموزش های مرتبط با خانواده را در بر گیرد .

ب – تعداد سرفصل های آن محدود باشد و به هر کدام به روشنی پرداخته شود .

ج – محورهای مختلف یادگیری ( دانش ، نگرش ، ارزش ها و مهارت ها ) در محتوای هر فصل گنجانده شود .

د – نماینگر آن باشد که آموزش زندگی خانواده برای تمامی سنین است  ( جعفری نژاد ؛ اردشیر زاده ، 1383 ؛ نقل از مشکبیدحقیقی ، 1386 ) .

ابتدا ، سه دلیل عمده و اصلی مطرح می باشد که عبارتند از :

1-نیاز مردم به کمک در جهت مواجهه آنها با مشکلات اجتماعی ( این دلیل رویدادی است که منجر به پیدایش این حرکت شد ) .

2-قابل پیشگیری بودن مشکلات خانوادگی ( با این پیش فرض که مردم کارهای صحیح و مناسب انجام دهند ) .

3-انعکاس نقطه نظرات خانواده ها ( به این مفهوم که خانواده ها علاوه بر مواجهه با مشکلات و پیشگیری از آن ها ، نیازمند فرصت در جهت رشد استعدادهای فردی و خانوادگی می باشند ) .

بعلاوه ، اهداف دیگری نیز در این برنامه مدنظر و قابل اجرا می باشد که عبارتند از :

1-کسب بینش نسبت به خود و دیگران ؛

2-آموزش چگونگی رفتار و رشد انسان در بستر خانواده در طول زندگی ؛

3-یادگیری در خصوص الگوی ازدواج و خانواده و فرایند آن ؛

4-کسب مهارت های اساسی برای زندگی خانوادگی ؛

5-رشد استعدادها و توان فردی در نقش های جاری و آتی زندگی ؛

6-افزایش قدرت خانواده .

براین اساس ، مشکلات قابل پیشگیری بوده ، مواجهه با آن ها منطقی به نظر رسیده و امکان رشد و شکوفایی در خانواده وجود دارد ( منتظری ؛ معین ، 1382 ؛ نقل از مشکبیدحقیقی ، 1386 ) .

نمونه ای از چهارچوب های رایج در F.L.E و چهارچوب انجمن ملی ارتباطات خانواده برای آموزش سراسر عمر[150] است که دربردارنده هفت سرفصل اصلی است :

1.ارتباطات بین فردی   2.تعاملات خانوادگی    3.مدیریت منابع خانواده    4.آموزش والدین   5.اخلاق      6.خانواده     7.جامعه

و سه فرایند کلی :         الف-ارتباطات[151]           ب-تصمیم گیری[152]           ج-حل مسئله[153]

در روند کلی سرفصل های هفت گانه جاری بوده و دانش ، نگرش و مهارت های مربوط به هر سه فصل در مرحله بعد به آن ها اضافه می شود . برای مثال در سرفصل ارتباطات بین فردی ، اطلاعاتی چون « عوامل موثر در انتخاب درست » ، نگرش هایی مثل « احترام به خود و دیگران » ، و مهارت هایی مثل ، « شروع ، نگهداری و اتمام رابطه » مطرح می باشند .

آیا این هفت عنوان و سه فرایند ، واقعاً ضروری می باشند؟ به نظر توماس وارکوس ، هدف این است که مشخص گردد در خانواده به عنوان یک سیستم زنده چه می گذرد ؟ به طور کلی عبارت « زندگی خانواده » به کنش و واکنش هایی در فرایند تربیت و پرورش فرزندان ، نیازهای اعضای خانواده به حمایت و حفاظت از واحد خانواده ، اطلاق می گردد که تاثیرپذیر از سایر مؤسسات اجتماعی و سیستم های مختلف مانند اقتصاد ، آموزش ، مذهب و قانون می باشد . بنابراین ، مطرح نمودن تمامی عناوین و فرایندهای منظور شده در چهارچوب F.L.E جهت ارائه آموزش ها ضروری است ، ( ایرلن و وایزنر ، 2004 ) .

در ابتدا ، F.L.E بیشتر به آموزش والدین می پرداخت ( یا به عبارت دقیق تر ، مادران ) و بنابراین برای والدین ( مادران ) طراحی شده بود . اما در طول زمان به سایر افراد و به خانواده در طول زندگی گسترش یافت . ارکوس و هنون[154] ( 1999 ) عنوان کرده اند که برنامه ها می توانند با توجه به افراد و خانواده ها و شرایط ویژه ی آن ها هنجار شوند . برای مثال ، سیر ازدواج – والد شدن – بازنشستگی . این هنجارسازی می تواند وابسته به سن ( برای مثال بلوغ ) ، بسته به رویداد ( از دست دادن یک عضو خانواده ) و یا ترکیبی از سن و رویداد ( ازدواج در سن پایین ) باشد . برخی برنامه ها ، اختصاصاً برای گروهی ویژه با نیازی خاص تنظیم می شود ( مانند آموزش جنسی ، آموزش والدین ، آموزش ازدواج ) .

مطلب مشابه :  کاهش و حل مسائل مربوط به کمرویی

معمولاً تاکید می شود که F.L.E بایستی بر مبنای نیاز فوری افراد و خانواده ها باشد و معمولاً عنوان می شود که برنامه های زندگی خانواده ، حداکثر اثر خود را زمانی می گذارند که مرتبط با نیازهای فوری فرد ، خانواده و اجتماع باشد .

F.L.E از بعد آموزشی چند وجهی و در عمل چند تخصصی است . البته به نظر می رسد که در حال حاضر ، F.L.E عمدتاً در قالب جامعه شناسی و روان شناسی در خانواده ، به کار می رود . با این همه F.L.E سعی دارد با استفاده از طیف وسیع تری از دانش در نظام های گوناگون ( مردم شناسی ، زیست شناسی ، اقتصاد ، قانون ، فلسفه ، روان شناسی و جامعه شناسی ) و ایجاد هماهنگی در میان این نظام ها در راستای  منافع افراد و خانواده عمل کند .

-رویکرد F.L.E بیشتر آموزشی است تا درمانی ،

– F.L.Eباید نمایانگر ارزش های مختلف بوده و به آن ها احترام بگذارد ،

-به مساله تفاوت های شرکت کنندگان و مخاطبین F.L.E بیشتر توجه شود ( برای مثال جنس ، طبقه اجتماعی ، قومیت ) .

از سوی دیگر تاکید می شود تا روند روشنگری علمی مفاهیم F.L.E ادامه یابد ، تا پیوستگی لازم در این حیطه بدست آید و فعالیت های F.L.E از لحاظ تئوریک ، تجربی ، علمی و سیاست گذاری ارتقاء یابد . به ویژه باید به آزمودن فرضیه های زیربنایی F.L.E و شناسایی باورهای عمومی آن ، که این حوزه از دانش را مشخص می سازند ، توجه لازم مبذول شود و از همه مهمتر تلاش برای تخصصی ساختن امر آموزش زندگی خانواده صورت می پذیرد ، ( جعفری نژاد ؛ اردشیرزاده ، 1383 ؛ نقل از مشکبیدحقیقی ، 1386 ) .

در آموزش خانواده ، باید دقت کرد که اهداف و ایده آل ها که بسیار جذاب ، فریبنده و غرق کننده هستند آموزشگران را گرفتار نکنند . بر این اساس ، برخی اهداف نهایی و غایی[155] ( شناخت شخصیت های خود و دیگران مثلاً برای ارتقای بهداشت روانی ) پاره ای اهداف جزیی[156] ( یادگیری مسائل خانه داری ) در جهت ارتقاء استانداردها در زندگی فرد می باشند . براساس تحلیل های به عمل آمده ، از سال 1960 تمرکز بر روی اهداف نهایی بوده که باعث اقتدار و بارور شدن فرد و بهبود وضع خانواده[157] می گردد .

طبق نظر توماس و آرکوس ، در حال حاضر توافق قابل ملاحظه ای در زمینه محتوایی بین آموزشگران F.L.E وجود دارد که رایج ترین فرم آن در چهارچوب اقدامات انجمن ملی ارتباطات خانواده برای آموزش سراسر عمر می باشد . یکی از نقاط قوت این چهارچوب پذیرش اصول منتج از مطالعات قبلی در این زمینه با ملحوظ داشتن نظرات مکاتب مختلف F.L.E و سایر افراد ذیصلاح می باشد .

 

این چهارچوب دارای ملاک های مهمی است که عبارتند از :

1-انعکاس مفهوم وسیعی از F.L.E که در عین حال با سایر منابع موجود در این زمینه همخوانی دارد.

2-محدود شدن تعداد عناوین به منظور کنترل چهارچوب ، بدون چشم پوشی از ایده ها و مفاهیم مهم.

3-در نظر گرفتن بسیاری از ابعاد وسیع یادگیری ( دانش ، نگرش ها ، ارزش ها ، مهارت ها ) با توجه به محتوا .

4-نیاز افراد در هر سنی به آموزش زندگی خانواده با توجه به سطوح مختلف سنی (عناوین آموزش ها باید با توجه به سطوح مختلف سنی کودکان ، نوجوانان و بزرگسالان تهیه گردد) ، (مشکبیدحقیقی ، 1386 ).

در ایالات متحده امریکا برنامه های آموزش زندگی خانواده در مدارس ، دانشکده ها و در سال های اخیر در میان جامعه آموزشی بزرگسالان انجام می گیرد . این دوره ها و برنامه ها اغلب ساخت دار هستند و شرکت کنندگان درباره ازدواج و رابطه ، دانش لازم را به دست می آورند و یاد می گیرند آن دانش را در عمل بکار ببرند . بنابراین اهداف این برنامه موارد زیر را شامل می شود : اطلاعات درباره ازدواج ( به عنوان مثال آمارهای ازدواج ، رضایت مندی زناشویی و عوامل مؤثر ) رشد مهارت ( به عنوان مثال ، ارتباط ، حل مساله ، تصمیم گیری ) کشف ارزش ها و نگرش ها ( به عنوان مثال ، انتظارات ازدواجی ، نقش ها و باورها ) و زمینه خانوادگی ( همچون همگنی و سبک والدینی ) . مقوله های اهداف اختصاصی در آموزش زندگی خانواده با توجه به تنوع سن و سطوح رشدی شرکت کنندگان متفاوت است ، ( فقیرپور ، 1380 ) .

 

 

7-3-1-اصول علمی F.L.E

آرکوس و همکارانش چند بخش دیگر از مفهوم F.L.E را مشخص کرده اند که آن ها را « اصول علمی » نامیدند . برخی از آن اصول توصیفی بوده در حالی که برخی دیگر کاربردی است و شیوه های آموزش آموزشگران را مشخص می سازد . این اصول عبارتند از :

  • L.E به افراد و خانواده ها در تمام دوران زندگی توجه دارد . در مراحل اولیه ، برنامه اساساً متوجه آموزش والدین ( مادران ) بود . در حالی که ، در طی زمان این برنامه گسترش یافته و تمام افراد خانواده را در تمام عمر پوشش می دهد .
  • آموزش L.E می بایست بر مبنای نیازهای خانواده بنا شود . مکرراً اشاره شده که برنامه های آموزشی می بایستی معطوف به نیازهای عاجل افراد خانواده باشد و ادعا شده است که برنامه های زمانی که معطوف به نیاز های فوری فرد ، خانواده و جامعه باشد بیشترین سهم را در بالندگی زندگی خانوادگی را داراست . این نیازها را می توان به اشکال مختلف تعیین کرد . برخی از ان ها به « نیازهای محسوس » معروف می باشند . منظور از نیازهای محسوس این است که فرد یا خانواده به احساس نیاز واقف است . مثلاً : « من در روابطم نیاز به قاطعیت بیشتری دارم . » یا « ما در مواجهه با مشکل خانواده نیاز به کمک داریم . » به دلیل این که بسیاری از این برنامه بر مبنای نیاز های واقعی یا بالقوه مراجعین بنا شده اند ، نیاز های محسوس نیز طی برنامه های آموزشی معمولاً توسط اهداف ، دلایل و فعالیت ها منعکس می شوند ، ( هیئت ملی روابط خانوادگی[158] ، 2003 ؛ نقل از مشکبیدحقیقی ، 1386 ) .

اما ، پاره ای دیگر از نیازها ، « نیازهای رشدی » است که نیازهای عمومی برای افراد خانواده می باشد ( مثل مقابله با تمایز جنسی در بلوغ ، آماده شدن برای بازنشستگی و …) . این نیازها حاصل مطالعات تجربی و خرد جمعی آموزشگران بوده و مبنای بسیاری از سرفصل های آموزشی برنامه ها می باشد . باید توجه داشت که در بسیاری از موارد همپوشی بین این دو نیاز وجود دارد . به عنوان مثال نیازهای آموزشی والدین جدید ممکن است به دو شکل تجلی یابد : اول نیاز محسوس از طرف خود والدین و نیازهای رشدی در راستای نقش ها و مسئولیت های جدید آنان .

اما ، گاهی برخی از نیازهای رشدی بیان نمی شوند . مثلاً ، هرچند ممکن است به نظر برسد که آماده شدن برای ازدواج یک نیاز رشدی مهم است ، معذالک ، برخی از افرادی که در برنامه ها مشارکت داشتند ادعا کردند که به آن نیازی ندارد . یعنی برای ان ها نیاز محسوس نیست .

سورک[159] معتقد است گاهی بررسی نیازها از طرف مردم ممکن است به این شکل سوء تعبیر شود که به همه نیازها در برنامه پرداخته می شود . ولی ، چگونه است که نمی توان به برخی نیازها پرداخت ؟ چگونه آموزشگر به برخی نیازها می پردازد و از برخی نیازها غفلت می کند ؟ سورک خاطر نشان می سازد که تصمیم آموزشگر برای تعیین این که کدام نیاز مناسب تر و مهم تر است ، ممکن است به علت نقض استقلال و خود مختاری فرد یادگیرنده عملی غیراخلاقی باشد . او تمامی آموزشگران را دعوت می کند تا از تصمیم خود مطمئن شوند که تعیین نیازها کاملاً « آگاهانه » اتخاذ شده و منطبق با رعایت فلسفه اصلی برنامه است و عواقب اخلاقی آن مدنظر بوده است .

بررسی نیازها همچنین سوال های مهمی را در خصوص زمان آموزش ایجاب می کند . به نظر دووال[160] زمان اجرای برنامه آموزشی بسیار مهم است ، گرچه برخی بسیار زود و برخی خیلی دیر ارائه می گردد ( مثلاً آموزش های والدین در سطح دبیرستان ، یا آموزش پیش از ازدواج زمانی که خانواده تشکیل شده است ) . البته او معتقد است می توان در سطح دبیرستان به جای اینکه والد شدن را آموزش دهیم به پیش نیازهای آن مثل جنبه های خودشناسی ، روابط و مهارت های بین فردی و ارزش ها در یک جو دموکراتیک پرداخت ( مشکبیدحقیقی ، 1386 ) .

 

 

7-3-2-برنامه های F.L.E به اشکال مختلفی ارائه می شود :

F.L.E به طور معمول ، توسط مؤسسات مختلفی مانند مدارس ، ( انجمن های محلی ) و مؤسسات دولتی ، خصوصی تجاری و صنعتی ارائه می شود . این تنوع برای ایجاد سرویس دهی در طول زندگی و تدارک برای پاسخ به نیازهای مردم در حد امکان مفید بوده است . برخی از این تشکیلات برای ارائه F.L.E کاملاً شناخته شده اند ولی برخی دیگر مانند محل کار به تازگی درگیر مساله F.L.E شده اند .

مطلب مشابه :  واکنش های سریع و غیرقابل پیش بینی کودکان نسبت به طلاق والدینشان

برخی پیشنهاد می کنند که کلیه مؤسسات ذیصلاح می باید در ارائه F.L.E مشارکت داشته باشند ، زیرا این امر باعث می شود که این مؤسسات تشویق به ارزیابی نیازهای خود شده و از تکرارشدن در استفاده از منابع جلوگیری شود ( مشکبیدحقیقی ، 1386 ) .

 

7-3-3-رویکرد  F.L.Eبیشتر آموزشی است تا درمانی

اغلب آموزشگران F.L.E مدعی هستند که این برنامه ها برای آموزش و یا تجهیز می باشد نه برای مرمت ، هرچند ، توافق کلی در مورد این مطلب وجود دارد ولی حداقل دو مشکل در نگهداری و ادامه این ادعا مطرح می باشد . اولاً مرز مشخص و مفهومی بین آموزش و درمان وجود ندارد . لذا ، تعیین اینکه مطلبی چه زمان آموزشی و چه زمان درمانی است ، مشکل می باشد . ثانیاً سردرگمی قابل ملاحظه ای درخصوص مفهوم آموزشی وجود دارد ، ( منتظری ؛ معین ، 1382 ؛ نقل از مشکبیدحقیقی ، 1386 ) .

برخی آموزشگران ، واژه آموزش را با یک دیدگاه محدود شناختی یکسان فرض می کنند و تاکید خاصی در برنامه های آموزشی بر اطلاع رسانی[161] دارند . پترز[162] معتقد است هرچند تحلیل های مختلفی از مفهوم آموزش ، چیزی بیش از افزایش دانش و معلومات است ولی اساساً هدف از آموزش ، توانا ساختن یادگیرنده در استفاده از معلومات خویش جهت انتخابی مسؤلانه و آگاهانه ، و عملکرد مبتنی بر استدلال می باشد . لذا به نظر می رسد مفهوم F.L.E صرفاً افزایش اطلاعات ، دریافت منفعلانه حقایق یا آموزش محدود در رشد مهارت ها نمی باشد . لذا ، می بایست F.L.E را دقیقاً با تعدیل باورها و ظرفیت مورد نیاز برای رسیدن به این باورها همراه کرد ( مشکبیدحقیقی ، 1386 ) .

بسیاری از آموزشگران F.L.E بین رشد شناختی و عاطفی تفاوت قائل شده اند و در اینکه به کدام موضوع باید توجه بیشتری کرد اختلاف نظر وجود دارد . البته ، پترز معتقد است رشد هیجانی همراه با رشد شناختی بوده و این دو را نمی توان از هم جدا کرد . نگرش ها و هیجان ها الزاماً یک هسته شناختی دارند . رسیدن به این نکته که این دو بعد ( شناختی و هیجانی ) همگام با یکدیگر رشد می کنند ممکن است باعث کاهش برخی تعارض ها و سردرگمی هایی که در رابطه با اهداف F.L.E پیش آمده است ، گردد ( مشکبیدحقیقی ، 1386) .

 

7-3-4- F.L.E باید نمایانگر ارزش های مختلف بوده و به آن ها احترام بگذارد .

ارزش ها همیشه به عنوان یک زمینه و در عین حال مشکل در F.L.E مطرح بوده اند و این سوال ها همواره مطرح بوده است که :

-نقش ارزش ها در F.L.E چیست ؟

-چه ارزش هایی را در F.L.E باید در نظر گرفت ؟

-آیا آموزشگران مجازند ارزش های خود را در برنامه وارد کنند ؟

-بهترین راه حل اختلاف نظرات ارزشی کدام است ؟

-کدام رویکرد آموزش ارزش ها مناسب ترین و مؤثرترین می باشد ؟

-چگونه آموزشگران می توانند به ارزش های خانواده و فرهنگ های مختلف احترام بگذارند ؟

از نظر تئوریک ، القاء ارزش ها از جهت نارسائی و عدم توافق درونی در مورد مفهوم ارزش ها ، تاکید بر ترجیهات و تمایلات فردی بیش از خود ارزش ها ، نسبی کردن آن ها و ضعف در جواب گوئی به سؤالات هسته ای در مورد اخلاق عمومی ، مورد انتقاد واقع شده است در عین حال ملاک های درستی برای ارزیابی از ارزش ها وجود ندارد و همچنین بازشناسی دقیقی از نقش کلیدی اصول ارزشی در دسترس نمی باشد . به دلیل این محدودیت های تئوریک ، می توان نتیجه گرفت القاء ارزش ها در بعد نظری ناکافی و نامناسب برای آموزش آن ها می باشد ( منتظری ؛ معین ، 1382 ؛ نقل از مشکبیدحقیقی ، 1386 ) .

در عین حال ، نقد این رویکرد مبین این مفهوم است که این استراتژی آموزشی کفایت لازم را ندارد . هرچند روش های استفاده نسبتاً ساده می باشند ولی روش ها انگیزش کمی برای شرکت کنندگان در جهت ارتقاء فهم ایجاد می نمایند و هیچ وسیله ای برای کمک به افراد جهت آزمایش ارزش ها یا برخورد با تعارضات درونی در اختیار نمی گذارد و بالاخره اینکه در حال حاضر مطالعات ارزیابی ، شواهد کمی دال بر کاربردی بودن روش القاء ارزش ها ارائه می کنند و به وضوح لزوم یک تجدیدنظر کلی در ارتباط با این روش آموزشی محسوس است . با تاکید بر این نظرات ، در واقع امکان آموزش ارزش ها در کلاس درس وجود ندارد ( مشکبیدحقیقی ، 1386 ) .

 

7-3-5- ویژگی های مخاطبین F.L.E

توجه به ویژگی های آموزش گیرندگان که برنامه جهت آن ها تدوین شده است شامل جنس افراد ، طبقه اجتماعی و قومیت در تاثیربخشی آموزش ها دخالت مهمی دارند ولی کمتر مورد توجه قرار گرفته اند . از نظر تاریخی ، جنسیت یک مساله در F.L.E بوده است . تا مدت ها F.L.E به عنوان برنامه آموزشی زنان شناخته می شد . در حقیقت به نظر می رسد که این تفکر همچنان پابرجاست . برای مثال کواستاش[163] عنوان می کند که در مدارس عمومی در ایالات متحده امریکا ، اغلب این دختران هستند که در این نوع کلاس ها ثبت نام می کنند . در ادامه ، بررسی دبیرستان های آن کشور نشان داده است که اگر چه پسرها بیش از بیست سال گذشته در آموزش های خانواده ثبت نام می کنند ، اما همچنان آمار دختران شرکت کننده در این قبیل کلاس ها بیشتر است .

در این بررسی ها دریافته اند که بسیاری از برنامه های آموزش والدین ، بر نقش مادران متمرکز است و نقش مراقبتی و تربیتی پدرها نادیده گرفته می شود یا به سرعت از آن می گذرند . از یک بررسی چنین استنباط شده است که حتی وقتی که کلاس های F.L.E مختلط هستند ( مردان و زنان هر دو ثبت نام کرده اند ) فضا و گفتار کلاس ها جهت گیری زنانه می یابد و شاید یکی از دلایل آن این باشد که اغلب آموزشگران زن هستند . آن ها اشاره کرده اند که نیاز به آموزشگران زن و مرد برای مدلسازی در آموزش های زندگی خانواده وجود دارد . مساله جنسیت همچنین در ارتباط با طبقه اجتماعی و قومیت نیز می باشد . برخی نظرات انتقادی از F.L.E عنوان کرده اند که برنامه های آموزش مراقبت از فرزندان ، تفاوت های فرهنگی را در نظر نگرفته اند و به نیازهای متفاوت والدین فقیر و کم درآمد نیز نپرداخته اند .

این مثال ها نشان دهنده ی پیچیدگی و نفوذ مسایل مرتبط با جنسیت ، طبقه اجتماعی و قومیت در F.L.E است ولی متاسفانه مطالب اندکی در این زمینه ها نوشته شده است و این حیطه توجه و حساسیت خاص آموزشگران را طلب می کند ، ( جعفری نژاد ؛ اردشیرزاده ، 1383 ؛ نقل از مشکبیدحقیقی ، 1386 ) .

[1]– Fawerz

[2]-Emery

[3]-Park & Buriel

[4]-Bowlby

[5]-Social clock

[6]-Bird

[7]-Melville

[8]-Reder

[9]-Duncan

[10]-Psychoanalysis

[11]-Fenichel

[12]-Id

[13]-Ego

[14]-Superego

[15]-Erikson

[16]-Billargeon

[17]-Piajet

[18]-Bell

[19]-Ecological Theories

[20]-Alfred Adler

[21]-Bron Fenbrenner

[22]-Vygotski

[23]-Fauber

[24]-Long

[25]-Koocher

[26]-Pedulla

[27]-Robin

[28]-Wood

[29]-Vally

[30]-Oconnor

[31]-Slukin

[32]-Troniek

[33]-Lewisand

[34]-Lee-panter

[35]-Lamb

[36]-Fiscer

[37][37]-Lazerson

[38]-Ainsureth

[39]-Ausubel

[40]-Arnet

[41]-Cele

[42]-Lachlan

[43]-Martin

[44]-Trugilo

[45]-Seroczynski

[46]-Spruijt-Metz

[47]-Laugosen

[48]-Dugas

[49]-Bukowski

[50]-Haver

[51]-Herlbut

[52]-Schikendanz

[53]-Sroufe

[54]-Noack

[55]-Pietila

[56]-Poikolainen

[57]-Kanreva

[58]-Allen

[59]-Noume

[60]-Jornen

[61]-Olson

[62]-Scott

[63]-Parent Child Relationship

[64]-Phillips

[65]-Shiffer

[66]-Adgerton

[67]-Paulson

[68]-Sputa

[69]-Smetana

[70]-Larson

[71]-Lampman

[72]-Petriatis

[73]-Dekovie

[74]-Noom

[75]-Moas

[76]-Hernandez

[77]-Guzman

[78]-Sanchez

[79]-Sosa

– بحارالانوار ، 104/95/44.[80]

-نهج البلاغه ، نامه 31 فراز 22 .[81]

[82]-Birch

[83]-Lade

[84]-Pianta

[85]– Gibson Warsh

[86]– Mark Stirom

[87]-Adjustment

[88]-Cooper Smith

[89]-Okoon

[90]-Adolescence

[91]-Cantti

[92]-Levy

[93]-Roopnarine

[94]-Church

[95]-Rice

[96]-Felner

[97]-Ge

[98]-Clark

[99]-Shek

[100]-Marmer & Harris

[101]-Capllan

[102]-Fingerman

[103]-Ellichson

[104]-Saner

[105]-Trusty

[106]-Johnson

[107]-Nelson

[108]-Roger

[109]-Dudley

[110]-Amat

[111]-Bowen

[112]-Chapman

[113]-Granefski

[114]-Belsky

[115]-Holden

[116]-Miller

[117]-Rothboum

[118]-Weisz

[119]-Wade

[120]-Kendler

[121]-Meleod

[122]-Sigman

[123]-Wong

[124]-Chu

[125]-Meloyd

[126]-Zayas

[127]-Responsiveness

[128]-Demandingness

[129]-Autoritarian

[130]-Autoritative

[131]-Permissive

[132]-Psychological Control

[133]-Marber

[134]-Grams

[135]-Shuck Smith

[136]-Ronka

[137]-Poikkeus

[138]-Fletcher

[139]-Aunola

[140]-Kinnunen

[141]-Chao

[142]-Kellis

[143]-Edwards

[144]-Okagaki

[145]-Martin

[146]-Family Life Education

[147]-Kamp

[148]-Irelan & Wiesner

[149]-Tomas & Erkus

[150]– Life-Span Family Life Education

[151]-Communications

[152]-Decision making

[153]-Problem solving

[154]-Erkus & Henon

[155]-Ultimate goals

[156]-Sub goals

[157]-Family well-being

[158]-NCFR . National council on Family relations

[159]-Sorek

[160]-Duvall

[161]-Knowledge Imparting

[162]-Peters

[163]-Kostash