مقالات و پایان نامه ها

برترین راه کارها در مقابله با تعرض زناشویی را بدانیم

تیر ۳۰, ۱۳۹۷

سبک مقابله با تعارض زناشویی

اختلافات بین فردی،و در راس ان اختلاف های ناشی از روابط زناشویی برای زوجین پدیده ای بغرنج و نارحت کننده است. و در حین حال اختلاف نظر و تعارض امری طبیعی و اجتناب ناپذیر در روابط بین فردی است

 

افراد  ممکن است در مواجهه با تعارض های ناشی از روابط بین فردی راهبردهای مختلفی به خود بگیرند آنچه در این امر شایسته مطالعه و تعمق است بررسی  نوع سبک های مقابله با تعارض است (کوان، 2004). اگر تعارض ها بصورت مثبتی از طرف زوجین حل و فصل شود وراهبردهای مناسبی به مرور زمان  جهت حل مشکلات  ناشی از روابط  زناشویی اتخاذ شود باعث پایداری و بهبود روابط در بلند مدت خواهد شد و مهارتهای ناشی از روابط زناشویی را بالا خواهد برد، حتی یادگیری این رویکرد انطباقی، میتواند فرد را در مقابل دیگر رویدادهای فشارزای زندگی هم مقاومتر کند (دان هام، 2008) ولی اگر تعارض ها بصورت نامطلوبی اداره شود موجب تخریب زندگی زناشویی شده و اثرات زیان آوری بر سلامت فیزیکی و هیجانی زوجین به جا میگذارد (ماهونی، 2006) و میتوان موجب ایجاد دامنهای از مشکلات رفتاری و هیجانی کودکانی شود که در معرض تعارضات والدین هستند (هیندمن، 2002).

انچه مسلم است اتخاذ نوع سبک مقابله ای متاثر از عوامل شخصیتی و فاکتورهای بسیاری خواهد که بررسی هر یک از این عوامل می تواند مسئله ای برازنده برای مطالعات از این دست محسوب شود . توانایی درک هیجانی  و شناخت احساسات در روابط بین فردی مقوله ای بسیار مهم در پرداخت مسائل مربوط به روابط بین فردی بخصوص روابط زناشویی است و این توانایی شناخت، مهارتی اساسی است که برای ترمیم و روابط بین فردی ضرورتی بسیار مهم و انکارناپذیر است ، ایجاد مهارتهای شناخت هیجانی در روابط بخصوص در درون سازمان پیچیده ای بنام خانواده وتاثیر ان بر نوع مقابله با تعارضات زناشویی  موضوعی است که در تحقیق مربوطه بدان پرداخت می شود در واقع سوال اساسی تحقیق مربوط به این مسئله است که ایا با اکتساب مهارتهای شناخت هیجانِ و احساسات متقابل در زوجین می توان سبک های مقابله ای مثبت تری را در جهت حل تعارضات زناشویی در این زوجین بوجود اورد؟

مطلب مشابه :  انواع اختلال استرس و راههای مقابله با ان

گاتمن و همکاران (2000) باور دارند که  با تحلیل نوع ارتباط یک زوجین  احتمال به شکست ازدواج و طلاق را می توان پیش بینی کرد،گاتمن زوج ها را براساس نحوه ارتباط و تعاملشان به هنگام تعارض به دو نوع متعادل و نامتعادل تقسیم کرده است. زوجهای متعادل خود نیز به سه گروه موثق اجتنابی  و هیجانی تقسیم شده است. زوجهای نامتعادل در یک گروه زوجین متخاصم تعریف میشوند. زوجین متخاصم،  فراوانی و شدت تعارض بیشتری دارد آنها در هنگام تعارض، به شخصیت یکدیگر توهین می کنند ، به طور اجتناب ناپذیری درگیر تعارضات می شوند و راهبردای توهین امیز و اهانت امیز  بیشتری در تعاملات آنها دیده میشود (هالمن و جرویس، 2003). در حالی که زوجین متعادل در تعاملات خود انتقادهای اهانت امیزی نمیکنند باعث تشدید خصومت بیشتر نمی شوند و نهایتا باعث رضایت بیشتری در هریک از زوجین می شود

نظر به اینکه اختلاف و تعارض های ناشی از زوجین بخصوص در اوان زندگی مشترک نسبتا بیشتر است و این تعارض ها تا حدودی برای زوجین طبیعی است و با بکارگیری واموزش  راهبردهای مناسب می توان چنین تعارضاتی رابه حداقل رساند . در این حین یکی از فاکتورهای اساسی در بهبود روابط زوجین اشنایی و درک متقابل احساسات و هیجانات مرتبط با تعارض در هریک از زوجین می باشد . چرا که توانایی بالا در درک احساسات و هیجانات به رویکرد مناسب جهت حل مشکلات زوجین کمک شایانی می کند.

مهمترین مزیت این است که شیوهی مقابله با تعارض اکتسابی است و میتوان  ان را به نحو شایسته ای اموزش داد .از این رو با ایجاد زمینه های اموزشی و درمانی مناسب می توان سبک های اشتباه  و ناکارآمد مقابله با تعارض زناشویی را در زوجین به طرز مطلوبی به شیوههای کارآمدتریتبدیل کرد . رویکرد درمانی مبتنی بر هیجان یک رویکرد درمانی آموزشی است که در ان با آموزش سبک های ارتباطی مبتنی بر درک هیجانات عواطف، ادراکات، انتظارات، آرزوها و نیازها باعث تخفیف و یا از بین رفتن تعارضات منفی می شود .

مطلب مشابه :  مشخصات و چگونگی پیدایش و رشد دلبستگی

 

گاتمن (1994) عقیده دارد که زوجین مبتنی بر سبک اجتنابی ، اصولا با اختلاف ها و تفاوت های خود بطرز غیر مستقیم تری برخورد می کنند  وانها شیوه های برای به حداقل رساندن تعارض های خود بکار می گیرند و عواطف و هیجان منفی و شکننده خود را بطرز نامناسبی سرکوب می کنند (نقل از استیوبر، 2005) این باور با یافتههای  امروزی همخوانی مناسبی ندارد. والنیرو کارنر (به نقل از کوان، 2004)  معتقدند که اجتناب از تعارض برای زوجین پیامد مثبتی ندارد چرا که  در ان هیچگونه تعامل و مذاکره ای بین زوجین صورت نمی گیردو هیچ نوع تجربه ای باعث یادگیری نمی شود. بعبارت دیگر این دسته از زوجین، هیجانات و عواطف منفی خود را سرکوب و ترس شدیدی از تعارات و مشاجرات غیرقابل کنترل دارند. این پژوهش  به خوبی نشان می دهد که بکارگیری الگوی خانواده درمانی مبتنی بر هیجان در کاهش تعارضات و بکارگیری راهبردهای مناسب به طور موفقیت امیزی موثر است . ویژگی اصلی و  بارز رویکرد مبتنی بر هیجان، توجه به اهمیت  احساس و هیجان در ارتباطهای بین فردی است (گلادینگ، بی تا). این یافتهها با نتایج پژوهشهای بروباچر (2006) تیلور (2002) موریسون وجودی (2002) مبنی بر اثربخشی اجرای الگوی ستیر در آگاهی، رهاسازی و ابراز هیجانات سرکوب شده همسو است.

در واقع باور به اینکه اجتناب و یا پرداخت شایسته و مناسب با تعارضات نکته تفاوت در پژوهش های مربوط به مطالعات گذشته و امروزی است در یافته های گذشته بر این نکته تاکید می شود که به حداقل رساندن تعارضات باعث بهبود روابط بین فردی می شود در حالی که در مطالعات امروزی بیشتر بر بکارگیری راهبردهای مناسب هنگام بروز تعارض تاکید می شود و سرکوب هیجان و عواطف منفی را گزینه ای مناسب برای کاهش تعارضات نمی داند .

مطلب مشابه :  واکنش های سریع و غیرقابل پیش بینی کودکان نسبت به طلاق والدینشان