مقالات و پایان نامه ها

تفاوت‌های فردی در مقابله با استرس

تیر ۳۱, ۱۳۹۷

تفاوت‌های فردی در مقابله با استرس

استرس به سه مفهوم در نظر گرفته شده است (میرزایی، 1378 ) در یک رویکرد، تمرکز بر محیط معطوف است و استرس به عنوان محرک توصیف شده است که شامل واقعه یا رشته ای از شرایط ویژه به عنوان مثال، زمانی که فرد می‌گوید شغل من بسیار پر استرس است از همین دیدگاه به مفهوم استرس نگاه کرده است.

وقایع و شرایطی تهدید کننده یا زیان بخش اند و در نتیجه احساس تنش ایجاد می‌کند، استرس زا خوانده می‌شود.  رویکرد دوم استری را به عنوان پاسخ در نظر گرفته و تمرکز آن بر واکنش مردم به عوامل استرس‌زا است.  از این دیدگاه مردم به نقشی که احساس می‌کنند استرس می‌گویند، مانند زمانی که فرد می‌گوید:

به هنگام سخنرانی احساس استرس می‌کنم. پاسخ فرد شامل دو جزء مرتبط با هم است:

«جزء شناختی» که شامل رفتار، الگوی فکری و احساسات است.  مانند زمانی که احساس می‌کنید عصبی هستید.
   «جزء فیزیولوژیکی» که برانگیختگی‌های جسمی را در بر می‌گیرد مانند زمانی که قلبتان تند تند می‌زند دهانتان خشک می‌شود و عرق می‌کند (میرزایی، 1378).

رویکرد سوم، استرس را فرایندی می‌دانند که در عین آنکه در برگیرنده استرس زا‌ها و فرسایش‌هاست اما بعد مهم دیگری را نیز به آن می‌افزاید و آن رابطۀ میان فرد و محیط است ( به نقل از همان کتاب) این فرآیند شامل تعامل‌ها و تطابق‌های دایم مسان فرد و محیط است که هر یک بر دیگری اثر می‌گذارد و از دیگری اثر می‌پذیرد و بر اساس این نظریه، استرس تنها یک محرک یا پاسخ نیست بلکه فرایندی است که فرد می‌تواند از طریق راهکارهای رفتاری، شناختی و احساسی به گونه ای فعال از تاثیرات آن بکاهد. ارزیابی وقایع به عنوان پر استرس به دو گونه گروه از عوامل بستگی دارد، عواملی که مربوط به فرد است و عواملی که به موقعیت بستگی دارد. عوامل فردی شامل ویژگی‌های شخصیتی، هوش و انگیزش فرد می‌شود برای مثال، افراد برخوردار از عزت نفس بالا بر این باورند که توانایی‌های لازم را برای برآوردن نیازهای یک موعیت را دارند.  در صورت مواجهه با موقعیتی پر استرس، ممکن است به عوض تهدید انگیز قلمداد کردن آن را به گونه ای مبارزه طلبی ببینند.  در مورد انگیزه می‌توان گفت که هر چه هدف بیشتر در معرض خطر قرار گیرد و مهم تر باشد، فرد میزان استرس بیشتر را ارزیابی خواهد کرد (میرزایی، 1378).

الیس[1] معتقد است باورهای غیر منطقی بسیاری از مردم موجب افزایش استرس آنها می‌شود عواملی که موقعیتی را پر استرس می‌کند در وهلۀ اول وقایعی هستند که ملزومات شدیدی را می‌طلبند ، به عنوان مثال، بیماری که در انتظار عمل جراحی دردناکی را می‌کشد، این موقعیت را پیش از انجام گرفتن سنجش فشار خود استرس زا می‌بینند. گذارهای زندگی نیز استرس زا هستند زندگی شامل وقایع مهمی است که مستلزم گذر کردن از یک مرحله یا موقعیت به مرحله یا موقعیت دیگر است که باعث ایجاد تغییرات بسیار زیاد و ملزومات جدیدی در زندگی می‌شوند.  ازدواج کردن – رفتن به دانشگاه به ویژه اگر از شهر و خانه مان دور باشد – والد شدن – شاغل بودن – تغییر محل – از دست دادن همسر، طلاق گرفتن. ( موس و شفر[2]، 1986به نقل از شکیبا پور)

مطلب مشابه :  آیا مردان در مقایسه با زنان پرخاشگرتر هستند؟

با در نظر گرفتن مقابله به عنوان فرآیندی پویا  تعاملی، شرایط ایجاد کنندۀ استرس و خصوصیات شخصیتی، جمعیت شناختی و روانشناختی افراد اهمیت زیادی را به خود اختصاص خواهند داد. لذا به نظر می‌رسد منابع تفاوتهای فردی از قبیل شخصیت و صفات خلقی، جنسیت، سن افراد و منابع روانشناختی باید در مطالعه مقابله مد نظر قرار بگیرند (استرلا[3] 1988؛ تیلور 1991؛ پی یر لین و اسکولار به نقل از رضایی1968). به نظر می‌رسد مردم در موقعیت‌های فشار زا از استراتژیهای مقابله ای متفاوتی استفاده می‌کنند ولی ممکن است نوع خاصی از مقابله را بیشتر از انواع دیگر به کار ببرند (تیلور، به نقل از پورافکاری1991). این که آیا فردی در مقابله با استرس به عمل مستقیم مبادرت می‌کند یا مکانیسم‌های دفاعی را ترجیح می‌دهد تا حد زیادی بستگی به این دارد که در تاریخچه زندگی و یا ابعاد شخصیتی او «نزدیک شدن خاص» یا «دور شدن خاص» رشد کرده باشد. به علاوه سیستم تقویت به کار گرفته شده توسط والدین و افراد مهم دیگر در مورد رفتار موفق یا ناموفق در موفعیت‌های ایجاد کننده استرس، نیز به تفاوتهای فردی در سبک‌های مقابله منجر می‌شود. ارتباط استراتژی‌های مقابله با عوامل فشار زا و خصوصیات تحریک کنندگی بالا و پایین موضوع چندین تحقیق بوده است. افراد با واکنش ضعیف، استراتژیهای رفتاری را بر می‌گزینند که با شدت بیشتری آنها را تحریک کند. افراد با واکنش بالا، از موقعیت‌هایی که براگیزنده تنش هیجانی قوی است اجتناب می‌کنند به این معنا کع از خطر دوری می‌کنند و این باعث اتخاذ استراتژی اجتناب از خطر می‌شود. استرلا (1988)به نقل از اردشیرزاده) فهرست منابع این تفاوتها را شامل موارد زیر می‌داند:

  1. تاریخچۀ زندگی
  2. نقش رد شناختی و فردی – اجتماعی
  3. تجربه با موقعیت‌های ایجاد کننده استرس
  4. سیستم انگیزشی و سیستم ارشهای پذیرفته شده
  5. ساخت و حساسیت گیرنده‌ها
  6. وضعیت واقعی فرد (فیزیکی و روانی).

تفاوتهای فردی در مقابله با استرس ممکن است خود را به شیوه‌های مختلفی نشان دهد که برخی از آنها عبارتند از:

  1. اعمال مستقیم در مکانیزمهای دفاعی
  2. تفاوتهای فردی در اعمال مستقیم هدفمند در مقابله با استرس
  3. تفاوتهای فردی در ظرفیتها و مهارتهای کسب شده در مقابله با استرس
  4. تفاوتهای فردی در گنجینه استراتژیها در مقابله با استرس (استرلا، 1988به نقل از اردشیرزاده).
مطلب مشابه :  طبقه بندی و نشانه های افسردگی

به علاوه به نظر می‌رسد افرادی که منابع فردی و محیطی بیشتری دارند مثل افراد با درآمد بالاتر، دوستان بیشتر و شغل بهتر، بیشتر به تلاشهایی مقابله ای فعال متکی هستند و کمتراز مقابله اجتنابی استفاده می‌کنند (موس، هولاهان[4] به نقل از پورافکاری1991). همچنین افرادی که خود کارآمدی بالایی دارند در کوشش‌هایشان در ارتباط با وقایع فعالتر و مصمم تر هستند. در حالی که کسانی که میزان خود کارآمدی کمتری دارند،  فعال تر هستند و یا تمایل دارند از چنین موقعیت‌هایی اجتناب کنند (موس و بیلینگ[5] به نقل ازموسوی 1982). تحقیقات دیگر نشان داده است افرادی که نیاز کمتری به تحریک دارند وقتی با وقایع فشارزای زندگی مواجه می‌شوند، بیشتر ناراحت می‌شوند تا آنهایی که دنبال تحریک هستند. علاوه بر متغیرهای شخصیتی که مستقیماً بر تجربه استرس تأثیر دارند، متغیرهای شخصیتی دیگری نیز وجود دارند که باعث مقابله موثر و مفید می‌شوند (ویتون[6]، 1983، به نقل از رضایی1991). دو متغیر «طاقت داشتن» و «خوش بینی» در این راستا مورد مطالعه قرار گرفته اند. بررسی‌های تحقیقی زیادی دریافته اند که سختکوشی یا طاقت فرسایی با سلامت فیزیکی و روانشناختی بهتر مرتبط است (کوباسا، مدی کارینگتون[7]، 1981، به نقل از رضایی).

در یک مطالعه کوباسا و همکارانش (1985) به بازرگانانی که در سال قبل تجربه استرس زیادی داشتند پرسشنامه‌هایی برای اندازه گیری بیماری در طی سال گذشته، سخت کوشی، میزان حمایت اجتماعی و تمرینات ورزشی ارایه دادند و یک سال بعد مجدداً آنها را ارزیابی کردند. نتایج نشان داد که سختکوشی، حمایت اجتماعی و تمرینات ورزشی هر سه محافظت کننده بودند (به نقل از همان منبع). در مطالعه دیگری با بیماران قلبی، اسکیر[8] و همکاران (1989) دریافتند خوش بینی پیش بینی کننده مهم تلاشهای مقابله ای و بهبودی از عمل جراحی بود. افراد خوش بین بیشتر از مقابله متمرکز بر مساله استفاده کردند و بهبودی سریعتری داشتند و سریعتر نیز به فعالیتهای طبیعی زندگی بعد از ترخیص برگشتند. علاوه بر خوش بینی و سخت کوشی متغیرهای دیگری نیز مطرح شده اند که ممکن است مقابله را تسهیل کنند. این متغیرها شامل احساس خودکارآمدی[9]، اعتماد به نفس بالا ، اطمینان به خود، گرایش به آسان گیری  و اعتماد به دیگران ، هوش و قدرت خود  می‌باشد. علاوه بر اینها احساس وابستگی به زندگی داشتن یک هدف یا معنا در زندگی و شوخ طبع بودن و همگی به عنوان منابع درونی مطرح شده اند که ممکن است مقابله موثر را ارتقا بدهند ( تیلور بهنقل از بورافکاری1991). تحقیق کارور، اسکیرووینتراب [10](1989) نشان داد که تفاوت‌های جنسی قبل توجهی در بکار گیری استراتژی‌های مقابله مختلف وجود دارد. بزرگترین و معتبرترین این تفاوت‌ها در تمایلات تمرکز و بیرون ریختن (تخلیه) عواطف و جستجوی حمایت اجتماعی هم کارساز و هم عاطفی بود. این گرایش که در میان زنان بیشتر از مردان بود، با نقش جنسی کلیشه ای آنان نیز هماهنگ است. تنها گرایشی که در میان مردان قویتر از زنان بود استفاده از الکل یا دارو به عنوان یک شیوه مقابله بود. به نظر می‌رسد عدم تعادل بین ثروت، جنسیت و استفاده از مکانیزم‌های مقابله ای موثر وجود دارد. به طوری که مردان بیشتر پاسخ‌هایی را به کار می‌برند که از پیامدهای فشارآور مشکلات زندگی جلوگیری می‌کند. عدم تعادلی که بین جنس‌ها در توزیع مقابله وجود دارد با توجه به سن کاملاً از بین می‌رود. به طوری که در مقابله با مشکلات زناشویی افراد مسن بیشتر متکی به خود هستند و احتمالاً بیشتر درگیر مشکلات زناشویی می‌شوند. علی رغم تفاوت‌های واضح مشاهده شده بین زنان و مردان در بکار گیری پاسخ‌های مقابله ای موثر، به نظر می‌رسد تعادلی در کارآیی مقابله جوان‌ها و افراد پیر وجود دارد. لذا علی رغم آنچه که تصور می‌شود پیری نمی تواند سبب شود که افراد نتوانند بطور موثر با فشارهای زندگی مقابله کنند. تحصیلات و درآمد به عنوان شاخص وضعیت اجتماعی – اقتصادی در ارتباط با مقابله وضعیت مشابهی دارند.

مطلب مشابه :  خیال‌پردازی‌های جنسی زنان

افراد کمتر تحصیلکرده و فقیر بیشتر با سختی‌ها مواجه می‌شوند. لذا به نظر می‌رسد نه فقط مشکلات زندگی به طور نابرابری در میان گروه‌های اجتماعی توزیع شده بلکه به نظر می‌رسد توانایی سر و کار داشتن با مشکلات نیز به طور نابرابری توزیع شده است. بین جنس‌ها به نظر می‌رسد مردان در خصوصیات شخصیتی و گنجینه پاسخ‌هایشان نسبت به زنان برتری داشته باشند. بطوری که توانایی کنترل استرس در مردان غالباً بیشتر است. به علاوه مکانیسم‌های مقابله مشابه تأثیر یکسانی در حوزه نقش‌های متفاوت ندارد و به طوری که در فشارهای نسبتاً غیرفردی مثل آنهایی که از تجارب اقتصادی یا شغلی ناشی می‌شوند، به کارگیری مکانیزم‌های مقابله ای که افراد را متعهد و ملزم به انجام تعهداتشان می‌کند و به عبارتی آنها را درگیر مشکلات می‌کند، موثرتر است. بر اساس شواهد به دست آمده می‌توان گفت: آنچه که افراد انجام می‌دهند می‌تواند در وضعیت سلامتی آنها تأثیر داشته باشد. (کارور، اسکیرووینتراب، 1989،به نقل از محمدخانی)

[1] Ellis

[2] Moos & Schaefer

[3] Estrella

[4] Hulahan

[5] Bieling

[6] Whiton

[7] Kvbasa& Mede &Carrington

[8] Askyr

[9] Cohen & Edwards

[10] Carver& Askyr&wintrab