پایان نامه حقوق

دانلود پایان نامه رشته حقوق درباره حساب های دریافتنی

بهمن ۲۰, ۱۳۹۷

بفروشد، به طور کلی در این روش به موجودی کالا و مطالبات توجه نمی شود. در محاسبه این شاخص علاوه بر موارد فوق اسناد پرداختنی یعنی همان بدهی های جاری بهره دار به عنوان بدهی های ضروری به حساب می آیند.
محاسبه مانده نقدی خالص به صورت زیر است:
NLB= (Cash + MKT – AP)/TA
NLB = مانده نقدی خالص
Cash = وجه نقد
MKT = اوراق بهادار قابل فروش
AP = اسناد پرداختنی
TA = کل دارایی ها
این شاخص نشان دهنده این است که مانده نقدی خالص شرکت چند درصد کل دارایی های شرکت است. هر چه این نسبت بیشتر باشد شاخص نقدینگی بهتر است در استفاده از این شاخص نکاتی باید در نظر گرفته شوند که به صورت زیر است:
در شاخص فرآگیر نقدینگی، بر توانایی شرکت در پرداخت تعهدات کوتاه مدت غیر قابل پیش بینی تاکید می شود.
این تعریف صرفا انگیزه های احتیاطی را در تعریف نقدینگی در نظر می گیرد و شرکتی که در این زمینه قوی تر است، البته تعریف فوق محدود است و نمی توانند همه جنبه های نقدینگی شرکت را در نظر بگیرد.
در این شاخص فرض براین است که وجه نقد و اوراق بهادار قابل فروش در جهت پاسخ گویی به نیازهای پیش بینی نشده نیست بلکه بخشی از آن برای انگیزه های معاملاتی و سفته بازی نگهداری می شود و بخشی به عنوان مانده جبران کننده بانک ها غیر قابل استفاده است.
در شاخص NLB که تاکید بر ناتوانی شرکت در انجام تعهدات پیش بینی نشده است، تعهدات پیش بینی شده شرکت در نظر گرفته نمی شود. در حالی که شرکت ها باید نسبت به تعهدات پیش بینی نشده هم مطمئن شوند و بعد سراغ موارد پیش بینی نشده بروند.
در محاسبه این شاخص کل دارایی ها در مخرج کسر قرار گرفته در حالی که تعهدات پیش بینی شده کوتاه مدت بایست از محل دارایی های جاری تامین شوند. کل دارایی های شرکت در تعیین وضعیت نقدینگی نقش موثر دارند(شولمن و همکاران ،1985).
2-دوره تبدیل وجه نقد
دوره عملیاتی شرکت شامل چهار مرحله خرید، تولید، فروش و وصول مطالبات است. شرکت کالا و مواد را خریداری می کند و تبدیل به کالای ساخته شده و حساب های دریافتنی می کند و نهایتا حساب های دریافتنی وصول می شود. بخشی از این دارایی ها از بدهی هایی که ذاتا به صورت خود کار به وجود می آیند تامین خواهد شد. دوره تبدیل وجه نقد، دوره زمانی خالص بین پرداخت بدهی ها و دریافت وجه نقد از محل وصول مطالبات می باشد. هر چه این دوره زمانی کوتاه تر باشد، نقدینگی شرکت بهتر است. فرمول این شاخص به صورت زیر است:
CC = QC – PP

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

CC = دوره تبدیل به وجه نقد
PP = دوره تاخیر در پرداخت حساب های پرداختنی
OC = دوره عملیات به صورت زیر است:
OC = INVP – RP
RP = دوره وصول مطالبات
INVP = دوره نگهداری موجودی کالا
دوره حساب های پرداختنی(PP) به صورت زیر است:
PP = PA/DCOGS
PA = مانده حساب های پرداختنی
DCOGS = قیمت تمام شده کالای فروش رفته روزانه (360/COGS).
دوره تبدیل به وجه نقد نشان می دهد که چه مدت طول می کشد تا وجه مصرف شده در عملیات به وجه نقد تبدیل شود. هر چه این فاصله کمتر باشد، نشان دهنده این است که شرکت وضعیت نقدینگی بهتری دارد(ریچارد و همکاران ،1980).
در زمان استفاده از این شاخص باید به موارد زیر توجه کنیم.
برای محاسبه دوره تبدیل وجه نقد در پرداخت حساب های پرداختنی از دوره عملیات کم می شود. هر چه دوره تاخیر در حساب های پرداختنی بیشتر باشد دوره تبدیل وجه نقد کوتاه تر می شود، کوتاه تر بودن دوره تبدیل وجه نقد، وضعیت مناسب نقدینگی را نشان می دهد، در حالی که تاخیر در پرداخت حساب های پرداختنی ممکن است به دلیل نامناسب بودن وضعیت نقدینگی باشد. هر چه این تاخیر بیشتر باشد، وضعیت نقدینگی نامناسب تر است ولی زمانی که این رقم را در محاسبه دوره تبدیل وجه نقد به کار می بریم نتیجه متفاوتی حاصل می شود، یعنی تاخیرهای طولانی تر موجب کمتر شدن دوره وجه نقد شده و وضعیت نقدینگی مناسب می شود. بنابراین، تضاد احتمالی باید به نحوی برطرف شود.
در این معیار به مانده وجه نقد توجهی نمی شود، البته نیازی نیست که تمام موارد وجه نقد مد نظر قرار بگیرد ولی مازاد بر حد مطلوب وجه نقد شرکت می بایست مورد توجه قرار بگیرد.
در معیارهای دوره تبدیل وجه نقد صرفا طول دوره وصول مطالبات و دوره پرداخت مد نظر است و به مقدار آن توجه نمی شود اگر دو شرکت را در نظر بگیریم که دوره وجه نقد آنها 2 ماه است ولی حساب های پرداختنی شرکت اول 90 درصد مجموع حساب های دریافتنی و موجودی کالا باشد و در شرکت دوم این نسبت 50 درصد باشد مسلما شرکت اول که حجم تعهداتش بیشتر است در مقایسه با شرکت دوم وضعیت نقدینگی آن نامناسب است که در شاخص دوره تبدیل وجه نقد به این مورد توجه نمی شود(گلافر و همکاران،1997).
3-روش تطبیق تا سررسید بدهی های جاری و مطالبات
در این روش برای پی بردن به اینکه تا چه حد وجوهی که از محل مطالبات به دست می آید و پاسخگوی تعهدات و بدهی های جاری است. دوره مطالبات و دوره بدهی های جاری محاسبه و مقایسه می شود.
MM = (CLP × DS)/(RP × DP)
مراحل محاسبه شاخص به صورت زیر است:
دوره وصول مطالبات
RP = [(360× R)/S]
دوره پرداخت بدهی جاری
CLP = [360 × (OCL – Sc)]/TP
MM = شاخص تطبیق تا سررسید
RP = دوره وصول مطالبات
CLP = دوره پداخت بدهی های جاری
S = فروش سالانه
R = حساب های دریافتنی
OCL = بدهی های جاری عملیاتی
Sc = مانده نقدینگی
TP = کل پرداختنی های نقدی عملیاتی
DP = متوسط پرداخت روزانه (360/ TP)
این نسبت نشان می دهد که بین زمان و مبلغ دریافت و پرداخت وجه نقد چه رابطه ای وجود دارد. مثلا اگر حاصل این نسبت برابر با یک شود نشان می دهد که زمان و مبلغ دریافت و پرداخت کاملا با هم تطبیق دارد. اگر از یک کمتر باشد نشان می دهد که بین دریافت و پرداخت از نظر زمان و مبلغ تناسبی وجود ندارد و شرکت با مشکل نقدینگی مواجه است. در شرایطی که دوره وصول و پرداخت با هم برابر باشد به میزانی که فروش روزانه از پرداختنی های روزانه بیشتر باشد به همان میزان مازاد نقدینگی وجود دارد. زمانی که دوره وصول طولانی تر یا کوتاه تر باشد تعیین مازاد یا کمبود نقدینگی مشکل تر است. برای تعیین متوسط مازاد و کمبود نقدینگی شرکت به صورت زیر عمل می کنیم:
[1- (CLP/RP) – (DS – DP)] × (DS – DP)
CLP = دوره پرداخت بدهی جاری
RP = دوره وصول مطالبات
DS = متوسط فروش روزانه
DP = متوسط پرداخت روزانه
این فرمول نشان می دهد که تفاوت بین فروش و پرداخت های روزانه برای جبران بیشتر بودن دوره وصول نسبت به دوره پرداخت است. اگر نسبت دوره پرداخت به دوره وصول مثلا 7/0 باشد مازاد حد مطلوب (مانده جبرانی) را از بدهی جاری کم کنیم و بقیه بدهی جاری را مورد توجه قرار می دهیم.
تعهدات شرکت عمدتا بابت هزینه های تولیدی و اداری شرکت است. مبلغ هزینه های تولیدی و اداری دوره بعد از کسر بخش غیر نقدی هزینه ها در محاسبه دوره بدهی های جاری استفاده می شود.
مقایسه سر رسید بدهی جاری و مطالبات به تنهایی نمی تواند قدرت نقدینگی را نشان بدهد از طرفی مبلغ مطالبات و بدهی جاری در محاسبه مورد توجه است.
اگر فرض کنیم که دوره وصول مطالبات بیشتر از دوره پرداخت باشد فروش روزانه و پرداخت های روزانه برابر باشند شرکت در پرداخت های خود با مشکل مواجه می شود و شاخص تطبیق سر رسید هر چه بیشتر باشد، وضعیت نقدینگی شرکت بهتر است. در این شاخص به موجودی کالا به عنوان جزئی از دارایی های جاری شرکت توجه نمی شود. البته تاثیر فروش شرکت در این شاخص مشکل را برطرف می کند(بردیا،1988).
4-شاخص فراگیری نقدینگی
این شاخص با محاسبه میانگین وزنی نسبت جاری مشکل مربوط به در نظر گرفتن درجه نقدینگی دارایی های جاری و زمان بازپرداخت بدهی های جاری را برطرف می کند. جزییات این مدل به صورت زیر است:
برای هر یک از دارایی های جاری با توجه به درجه نقدینگی آنها وزن معینی اختصاص داده می شود و مبلغ تعدیل شده شان محاسبه می شوند. وزن هر دارایی عبارتند از:
(معکوس گردش هر دارایی ـ 1)
وجه نقد به دلیل اینکه ذاتا نقد است، ضریب یک داده می شود و احتیاج به وزن ندارد.
چون مطالبات شرکت یک مرحله برای تبدیل به نقد شدن عقب تر است، به صورت زیر تعدیل می شوند.
AR = R × [1 – (TR)]
AR = حساب های دریافتنی تعدیل شده
R = مانده حساب های دریافتنی
TR = گردش حساب های دریافتنی

به موجودی کالا به دلیل اینکه می بایستی اول تبدیل به حساب های دریافتنی شود و بعد به وجه نقد شود به شرح زیر تعدیل می شود.
AINV = INV × [1 – (1/TR) – (1/TR) – (1/TINV)]
AINV = موجودی کالای تعدیل شده
INV = مانده موجودی کالا
TINV = گردش موجودی کالا
برای هر یک از بدهی های جاری ضریب تعدیل شده شان محاسبه می شود.
APA = PA × [1 – (1/TPA)]
TPA = PUR/PA
APA = حساب های پرداختنی تعدیل شده
PUR = کل خرید دوره
PA = مانده حساب های پرداختنی
TPA = گردش حساب های پرداختنی
سایر اجزا بدهی های جاری نیز به همین صورت قابل تعدیل است.
شاخص فرآگیر نقدینگی به صورت زیر محاسبه می شود:
CLI = ACA/ACL
CLI = شاخص فرآگیر نقدینگی
ACA = دارایی های جاری تعدیل شده
ACL = بدهی جاری تعدیل شده
همانطور که دیده می شود، تا حدود زیادی ایراد اصلی نسبت جاری که عدم لحاظ کردن درجه نقدینگی دارایی های جاری بود با به کارگیری ضریب تعدیل رفع شده است. با وجود امتیازاتی که این شاخص دارد در استفاده از آن باید نکاتی را در نظر قرار داد که عبارتند از:
درجه نقدینگی مطالبات و موجودی کالا براساس ارقام متوسط آنها و گردش آنها اندازه گیری شده که ایرادات آنها به شاخص فرآگیر نقدینگی هم وارد است متوسط ها الزاما نشان دهنده وضعیت ایده آل نیستند.
همانند سایر نسبت های مالی، شاخص فرآگیر نقدینگی هم یک معیار نسبی است و متاثر از شرایط شرکت و وضعیت آن است، پس در زمان مقایسه و قضاوت باید مبنای مقایسه و اظهار نظر، به درستی انتخاب شود.
برای تعدیل مطالبات و لحاظ کردن درجه نقدینگی آن، معکوس نسبت موجودی کالا به کل فروش یا نسبت مطالبات به کل فروش یکی از بهترین مبناها است، ولی کیفیت مطالبات یا موجودی کالا در نظر قرار نمی گیرد. اگر قسمت عمده مطالبات عمر طولانی داشته باشند و یا کم گردش باشند و یا قسمت عمده موجودی کالا، اقدام کم گردش باشند، مناسب بودن این شاخص زیر سوال رفته و موجب ایراد بر آن می شود(ملیک و همکاران ،1974).
محدودیت های استفاده از نسبت ها
وقتی صورت های مالی تهیه شده در اختیار تحلیل گر قرار می گیرد به لحاظ گذشت زمان ارقام مندرج در آنها کهنه شده و وضع موجود را نشان نمی دهد.
اصولا تجزیه و تحلیل روی ارقام و اطلاعات گذشته انجام می شود که راهنمای تصمیمات آینده می باشد. حال تا چه حد ارقام گذشته می تواند مبنای پیش بینی اینده قرار گیرد جای بحث است.
در تجزیه و تحلیل نسبت ها تغییرات سطح قیمت ها معمولا در نظر گرفته نمی شود و از کیفیت تجزیه و تحلیل کم می کند. این نارسایی در زمانی که تغییرات سطح قیمت ها سریع باشد و تورم حاد باشد، تشدید می شود.
وقتی صورت های مالی یک واحد تجاری با موسسه دیگر مشابه مقایسه می شود باید توجه کرد که ممکن است تفاوت هایی که در اعمال روش های حسابداری در دو شرکت از نظر ارزیابی موجودی جنسی و استهلاک وجود دارد، مبنا و مفهوم مقایسه را از بین ببرد(سایمن،1988).
2-17 تجزیه وتحلیل نسبت های سرمایه در گردش
برخی از نسبت هایی که در تجزیه و تحلیل سرمایه در گردش به کار می برند عبارتند از نسبت جاری، نسبت نقدینگی (نسبت آنی) و نسبت بدهی.

نسبت جاری و

No Comments

Leave a Reply