مقالات و پایان نامه ها

مدل‌های هوش هیجانی از منظر روانشناختی

مرداد ۱, ۱۳۹۷

مدل‌های هوش هیجانی

سه مدل از هوش هیجانی وجود دارد. مدل اول بوسیله‌ی سالووی و میر و به عنوان یک شکل خالص از هوش ارائه شده است؛ به این معنی که هوش هیجانی توانایی شناخت و درک است.

مدل دوم بوسیله‌ی بار-آن، به عنوان یک هوش ترکیبی شامل توانایی درک و ابعاد شخصیتی ارائه شده است. این مدل تاکید می‌کند که چگونه فاکتورهای شخصیتی و شناختی به طور کلی بر انسانها تاثیر می‌گذارد. مدل سوم بوسیله‌ی گلمن و به عنوان یک هوش ترکیبی شامل توانایی شناختی و ابعاد شخصیتی معرفی شده است. اگر چه این مدل مشابه مدل-بار آن است، اما مدل گلمن بر این که چگونه فاکتورهای شخصیتی و شناختی موفقیت‌های کاری را تعیین می‌کنند، تمرکز دارد(براون و استیز[1]، 2004).

الف) مدل سالووی و میر:

صورت‌بندی اولیه سالووی و میر از هوش هیجانی یک مدل سه بخشی بود که در آن هوش هیجانی به سه مقوله ارزیابی هیجانات، تنظیم هیجانات و استفاده از هیجانات در حل مسائل تقسیم می‌شد. در سال 1997 مدل اصلاح شده‌ای از سوی آنان ارائه شد که شامل چهار طبقه است که به ترتیب از پایین ترین تا عالی‌ترین سطح مرتب شده‌اند(اسدی، برجعلی و جمهری،1386: 42)

1: ادراک و ارزیابی و ابراز هیجان[2]: درک صحیح عواطف خود و دیگران؛

2: تسهیل هیجانی تفکر و اندیشه[3]: یعنی توانایی استفاده از عواطف در راستای کمک به کسب نتایج مطلوب، حل مسائل و استفاده از فرصتها و استفاده از عواطف برای برانگیختن افراد، هسته اصلی کار حرفه‌ای بوده است؛

3: فهم و تحلیل اطلاعات هیجانی و به کارگیری دانش هیجانی[4]: توانایی درک عواطف پیچیده وآگاهی از علل آن‌ها و چگونگی تغییر عواطف از یک حالت به حالت دیگر را درک عواطف می‌نامند.به کمک این آگاهی‌ها می‌توانیم بفهمیم که چه چیزی موجب برانگیختن با عدم برانگیختن افراد یا گروهها می‌شود و در نتیجه می‌توانیم همکاری بهتری را  با دیگران برنامه ریزی کنیم؛

4: نظم بخشی و تنظیم هیجان[5]: یعنی اداره کردن عواطف در خود و دیگران با یک موقعیت شغلی و در شرایط محیط (کار استوار و خاتونی، 1387: 25) هر کدام از این طبقات خود شامل مولفه‌های جزئی‌تر و دقیق‌تری است(اسدی، برجعلی و جمهری، 1386: 42).

مطلب مشابه :  چه تفاوتی بین کنار آمدن و تاب آوری وجود دارد

مدل هیجانی سالووی و میر هوش در آزمون هوش هیجانی MSCEIT مورد استفاده قرار می‌گیرد سنجش عملکرد نیاز دارد به این که شرکت کنندگان وظایف مرتبط با هوش هیجانی را به طور کامل تکمیل کنند. در مقابل، مدل‌های بار-آن و گلمن که در ادامه توضیح داده خواهند شد، در سنجش گزارش خود به خود از هوش هیجانی مورد استفاده قرار می‌گیرند( استیز و براون، 2004).

ب) مدل بار- آن:

-بار آن در الگوی خود مفهوم هوش هیجانی را بسیار گسترده تر تعبیر و تفسیر می‌کند. او هوش هیجانی را به عنوان توانایی‌های غیر شناختی[6]، دانش و شایستگی‌هایی می‌داند که شخص را قادرمی سازد به طور موفقیت آمیزی با شرایط مختلف زندگی انطباق پیدا کند. -بار آن پنج حوزه شایستگی را بر شمرده است که می‌تواند معادل ظرفیت‌های هوش هیجانی باشد:

1) مهارت‌های درون فردی[7] که خودآگاهی هیجانی، ابراز وجود، خود تنظیمی، خود شکوفایی و استقلال را شامل می‌شود؛

2) مهارت‌های میان فردی که روابط بین فردی، مسئولیت و تعهد اجتماعی و همدلی را شامل می‌شود.

3) مهارت‌های انطباقی[8] که مساله گشایی، واقع گرایی یا آزمون واقعیت و انعطاف پذیری را شامل می‌شود؛

4) کنترل فشار روانی[9] که توانایی تحمل فشار روانی و کنترل تکانه‌ها را دربر می‌گیرد؛

5) خلق عمومی[10] که شادمانی و خوش بینی را شامل می‌شود.

بنابراین، هیجانات با ارزیابی جنبه‌های مثبت و منفی موقعیت و هماهنگی پاسخ‌های مناسب تحت شرایط استرس زا همراه هستند(هاشمی، 1388،  -81 80).

مدل -بار آن در سنجش میزان مهارت هیجانی،ارزیابی هوش هیجانی و پرسش نامه شرح شغل و تفسیر هوش هیجانی مورد استفاده قرار می‌گیرد(استیز و براون، 2004).

 

 

ج) مدل گلمن:

مدل گلمن به جای تأکید بر سلامت روانی فرد، بر موفقیت‌های شغلی و وعملکرد‌های سازمانی تأکید دارد (صفر زاده، کمالی و مازندرانی، 1390: 3). گلمن پنج قملرو عمده را در حوزه هوش هیجانی شناسایی کرده است که البته بعدها به صورت چهار بعد خلاصه شد. این پنج قلمرو عبارتند از:

مطلب مشابه :  ناتوانی های هیجانی و انواع آن

1)خودآگاهی[11] هیجانی: اولین بعد یا مؤلفه هوش هیجانی، خودآگاهی یا توانایی خود نگرشی، از ویژگی‌های موقعیتی مانند هدف در زندگی ناشی می‌شود؛ وجدان شخصی (توجه به احساسات و افکار درونی خود) و وجدان عمومی (آگاهی عمومی و کلی از خویشتن به عنوان یک فرد اجتماعی) (مگریان و سوسیک[12]، 1999). تشخیص هیجان، چگونگی تأثیر آن‌ها بر عملکرد، و درک نقاط ضعف و قوت هیجان خود، بخش مهمی از این مؤلفه را تشکیل می‌دهد.

2) خود انگیزشی[13]: دومین بعد هوش هیجانی، خود انگیزشی است که برای هدایت احساسات درجهت هدف خاص برای تمرکز توجه، ایجاد انگیزه در خود برای تسلط بر خویشتن و خلاقیت بسیار مهم است. کنترل احساسات زمینه ساز هر نوع مهارت و موفقیت است و کسانی که قادرند احساسات خود را به موقع برانگیزانند، در هر کاری که به آنها واگذار شود، سعی می‌کنند مولد و مؤثر باشند.

3) خودمدیریتی[14]: سومین بعد هوش هیجانی، خودمدیریتی هیجانی است. این مؤلفه توانایی شخص را در تنظیم هیجانات اضطراب آوری چون دلهره یا عصبانیت و چگونگی مدیریت کردن این موقعیتها را نشان می‌دهد. این بعد درون فردی، به هنگام مواجهه فرد با موقعیتهای دشوار روحی که مستلزم آرامش روانی است، اهمیت می‌یابد. خود مدیریتی همچنین، نشانگر توانمندی خود درسازگاری، ابتکار عمل، میل به موفقیت، وجدان کاری، اعتماد سازی درونی، انعطاف پذیری و نگرش جامع به همه است.

4) آگاهی اجتماعی[15]: به عنوان چهارمین بعد تئوری هوش هیجانی گلمن، عمدتاً بر قابلیت همدلی متمرکز می‌گردد. بدین معنی که با آگاهی فرد از احساسات، علائق و نیازهای دیگران است که موقعیت‌های مختلف را شناخته و از این منبع اطلاعات برای برقراری ارتباط صحیح با آن‌ها استفاده می‌کند. گلمن اهمیت همدلی در روزگار معاصر را ناشی از سه نیاز اصلی می‌داند:

الف: نیاز روز افزون به تیم‌های کاری؛

ب: روند سریع جهانی شدن (و لزوم همدلی با افرادی از فرهنگهای دیگر) و

ج: نیاز رو به تزاید به حفظ استعدادها (هافمن[16]، 1984).

مطلب مشابه :  مرجع آگهی و نیازمندیها : سایت دو فانوس

5) مدیریت روابط[17]: آخرین بعد از هوش هیجانی گلمن، بعد مدیریت روابط است، چگونگی تعامل با افراد را در موقعیت‌های هیجانی نشان می‌دهد به، آن مهارت اجتماعی هم گفته می‌شود و به معنی کنترل دقیق احساسات خود، واکنش مناسب، کار گروهی، توان گفتگو و ارتباط شفاف است(نواکا و آهیازو[18]، 2009)

تحقیقات نشان داده است که ارتباط آشکاری بین این سه مدل وجود دارد (براون و استیز، 2004)

به گونه‌ای، همه این مدل‌ها هوش هیجانی را به عنوان ترکیبی از 4 بعد متمایز زیر تعریف می‌کنند:

1) ارزیابی و بیان هیجانات خویشتن (ارزیابی هیجانات خویشتن(SEA))؛

2) ارزیابی و شناخت هیجانات دیگران (من همیشه هیجانات دوستم را از رفتارش می‌شناسم)؛

3) نظم بخشی به هیجانات خویشتن (من قادر به کنترل خشم‌ام هستم و مشکلاتم را به طور عقلانی حل می‌کنم)؛

4) استفاده از هیجانات برای تسهیل عملکرد (من همیشه خودم را تشویق می‌کنم که بهتر سعی و تلاش کنم) (گولریوز، گونی، آیدین و آسان[19]، 2008).

علاوه بر آن، هوش هیجانی با سه مفهوم دیگر شامل: شخصیت، الگزیتمیا[20] (تفاوت در احساسات) و رهبری هم مقایسه می‌شود. ویژگی‌های بسیاری در مدل شخصیتی بیگ فایو[21] وجود دارند که مشابه با ویژگی‌هایی هستند که در مدل هوش هیجانی گلمن و بار-آن شرح داده شده‌اند. الگزیتمیا به طور معکوس با هوش هیجانی مرتبط است. مطالعات در رهبری نشان داده است که رهبری دگرگونی یا تبدیلی (رهبری که الهام می‌بخشد، بر می‌انگیزاند و پرورش می‌دهد دیگران را  در حالی که نسبت به اهداف سازمان آگاهی بوجود می‌آورد) با هوش هیجانی مرتبط است (استیز و براون ، 2004)

[1] Brown & Stys

[2] Identifying Emotion

[3] Using Emotion

[4] Understing Emotion

[5]– Ability Measure of EI

[6]– Non-Cognitive

[7]– Intrapersonal

[8]– Adaptability

[9]– Stress management

[10] General mood

[11] Self-awareness

[12] Megerian & Sosik

[13] Self- regulation

[14] Self-management

[15] Social awareness

[16] Hoffman

[17] Relationship management

[18] Nwokah & Ahiauzu

[19] Hoffman

[20] alexithymia

[21] Big five