پایان نامه حقوق

منابع پایان نامه درباره افساد فی الارض

بهمن ۲۰, ۱۳۹۷
دانلود پایان نامه

عمیق تر و دقیقتر به تعریف بدعت پرداخته است. بر اساس این دیدگاه و نظر بدعت عبارت است از طریق مخترعه در دین که دارای دو ویژگی باشد :
1- اصل و اساس درشریعت نداشته باشد .
2- به عنوان طریق شرعی وانمود گردد .
یکی از فقها در راستای موافقت با این دیدگاه معتقد است :بدعت عملی است که غیر شارع بودن دلیل و مدرک شرعی ، به صورت یک عمل شرعی وانمود کند . اما اگر عملی از ناحیه ی شرع ثابت نشده باشد و آن را کسی انجام دهد ، بدون ارائه به صورت یک عمل شرعی، آن عمل از جهت بدعت حرام نخواهد بود اگر چه ممکن است از جهت دیگری حرام باشد. برخی دیگر همانند این فقیه معتقدند : بدعت ، طریقه ای در دین است که اختراع شده و اصلی در شریعت ندارد ، لکن در صورت مشابه با شریعت است و به عنوان یک امر شرعی وانمود می گردد. این تعریف که از تعاریف قبلی مناسب تر به نظر می رسد با قیود سه گانه بخشی از نو آواری ها را که شایسته نیست در تعریف بدعت قرار بگیرد از شمول آن خارج می کند قید طریقهای در دین به منظور خارج کردن طریقه هایی است که در امور دنیوی اختراع می شود مانند صنایعی که جدید هستند و سابقه ندارد . این قید که اختراع شده و اصلی در شریعت ندارد برای خارج کردن چیز هایی که بعد از پیامبر اکرم (ص) اختراع شده ولی با شریعت مرتبط است . این قید که به عنوان یک مساله ی شرعی وانمود گردد یک سری اعمال را که در صورت به عنوان مساله شرعی وانمود نشده ، مثلا گفتن ذکرخدا در هر حالی خوب است یا خواندن نماز در همه ی احوال فضیلت دارد ، ولی بدون مدرک شرعی به یک ذکر خاصی ملنزم بشود و آن را به عنوان یک مساله ی شرعی وانمود کند بدعت و حرام است. علاوه بر بدعت لازم است اشاره ای به تشریع که معنای نزدیک و شاید مشابه به بدعت دارد شود و معنای اجمالی آن مشخص شود. تشریع از نظر برخی فقیه ها به معنای آوردن چیزی در داخل دین است که در دین نیست. برخی فقها تشریع را با بدعت به یک معنا می دانند و معتقدند : اگر مکلف، نافله ای را در وقت مخصوص و مکان مخصوص و برهیأت مخصوص، انجام دهد و معتقد باشد به مشروعیت این خصوصیات و استحباب آنها ، بدون هیچ گونه دلیلی این عمل تشریع و حرام است و عبارت وی ، باطل . ثواب که ندارد بماند ، عقاب هم در پی دارد. امام خمینی نیز معتقدند: تشریع یعنی وارد کردن چیزی به دین که در دین نیست و این مساوی با بدعت است. اما برخی فقها معتقدند که فرق بدعت و تشریع در این است که تشریع ، عملی است که شارع آن را اراده نکرده است و بدعت عملی است که شارع عدم آن را اراده است .

لذا موضوع تشریع یعنی همان عملی که به وسیله ی تشریع صورت می گیرد حرمت ذاتی ندارد. آنچه حرام است خود تشریع است بر خلاف بدعت که حرمت ذاتی دارد . اما تفاوتی که این فقها بین تشریع و بدعت قائل شده اند و حرمت بدعت را ذاتی و حرمت تشریع را غیر ذاتی قلمداد کرده اند بدون مدرک است . اما می توان بدعت را فرا تر تلقی کرد و تفاوت این دو را در این نکته دانست که در صدق عنوان بدعت ، دعوت مردم به عمل به بدعت وجود دارد ولی برای تحقق تشریع چنین شرطی وجود ندارد .
با توضیحاتی که در رابطه با تشریع و بدعت گفته شد اینک به بررسی جرم بدعت ورفتارهای فرقه مجرمانه بهائیت می پردازیم وارتباط این جرایم مورد بحث قرار می گیرد.
همان گونه که در خصوص معنای مناسب وبهتر از معانی دیگر از بدعت توضیح داده شد ، رکن مادی جرم بدعت وارد کردن چیزی در داخل دین است که در دین وجود نداشته باشد و شرایط اوضاع و احوال رکن مادی این جرم را نیز می توان دو مورد در نظر گرفت : اصل و اساسی در شریعت نداشته باشد 2-به عنوان طریق شرعی وانمودگردد. همان گونه در فصل ابتدایی و دوم تحقیق ذکر شد بهائیان و به خصوص موسسین و رهبران این فرقه اعتقاداتی در زمینهی توحید ، نبوت ، مهدویت ، … دارند که کاملا مغایر با مبانی و ارکان اصیل شریعت های آسمانی و دین اسلام است و این را کاملا به طریقی فریبننده که بیان شد شرعی و مذهبی وانمود می کند و معتقدند با فریب اذهان عمومی تلاش کنند تا این باور را به وجود بیاورند و گسترش دهند که اصول ادعایی به ظاهر شرعی آنها که در واقع اصل و اساسی هم در شریعت های آسمانی و مقدس نداشته ، درست و صحیح هست و آنچه از ابتدا وجود داشته است مغایر با موازین شرعی است که آنها ادعای اصالت و آسمانی بودن آن را دارند و این چیزی جز بدعت نیست. اگر چه صرف تولید، حفظ و استفاده از کتب ضاله ی مخصوص این فرقه نیز نوعی بدعت است زیرا در تمام نگاشتههای ناشایست و نکوهیدهای است که بهائیان ادعای وحیاتی بودن آن را دارند.نکتهای که در پایان قسمت رکن مادی ذکر آن لازم به نظر می رسد این است که وقتی با تحقق رفتارهای مجرمانه ی بهاییت رکن مادی جرم بدعت محقق شود ، رکن مادی جرم تشریع نیز بدون شک محقق خواهد شد زیرا جرم بدعت فراتر و مرتبه ی مافوق تشریع هست .
با توجه به این مطالب و مطالبی که در ذیل رکن مادی بیان شد می توان گفت چنان چه یکی از رفتار های فیزیکی مصداقی در بهاییت که اخلاق و تحریف در ارکان ادیان الهی به خصوص دین مبین اسلام به وسیله ی این رفتارها تحقق می یابد جرم بدعت باشد بدون شک با ارتکاب رفتارهای مجرمانه ی بهائیت نیز محقق خواهد شد .
مبحث دوم :جرایم علیه امنیت
بشریت همواره به دنبال امنیت بوده است قرآن امنیت را یکی از اهداف استقرار حاکمیت الله و استخلاف صالحان و طرح امامت می شمارد. وعدالله الذین آمنو منکم و اعلمو الصالحات استخلفهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبد لنهم من بعد خوفهم امنا یعبد و فنی لایشرکون بی شیئا و شهری که در آن امنیت باشد از مثلها و الگوهای قرانی است . ضرب الله مثلاً قریه کانت آمنه مطمنه یا تیمتها رزقها اصولاً احکام اسلامی برای حفظ امنیت در جامعه است جرم انگاری نهادهایی از قبیل بغاه، محاربه، مفسد فی الارض و قطاع الطریق … و قرار دادن مجازات های سختی از قبیل اعدام ، تبعید، قطع دست چپ و راست نشان از اهمیت امنیت از دیدگاه اسلام است، امام علی وحدت و یکپارچگی مردم را رمز پیروزی و اعتلای آن دانسته و تفرقه و درگیری داخلی را موجب شکست و انحطاط جامعه معرفی می کند دستور داد که هر کس شعار تفرقه و پریشانی می داد مجازات شود و هنگامی که امام علی به جنگ بر هم زنندگان امنیت کشور می رفت سر بر آسمان می کرد و می گفت بارالها تو میدانی که آنچه می کنم جنگ قدرت و برای رسیدن به کالای بی ارزش دنیا نیست بلکه خواهان ارزش های دینی و اصلاح کشور هستم تا امنیت بندگان ستمدیده ات حفظ شود و احکام زمین مانده دینت بر پا داشته شود.
دو اصل اساسی را میتوان از بینش امنیتی اسلام نتیجه گرفت. 1) ارزش امنیت و منزلت حافظان آن 2) لزوم شدت عمل در برابر آرامش ستیزان و برهمزنندگان امنیت .حکومت اسلامی وظیفه دارد با تهیه امکانات لازم امنیت جامعه را تامین کند.

امنیت مفهوم بسیار وسیع و گسترده ایی دارد و به گونه های مختلفی تعریف شده است. امنیت از نگاه دینی و متفاوت از مفهوم امنیت در کشورها لائیک است . در واقع اساس حکومت های دینی و عامل وحدت آنها دین و مذهب آنهاست و در واقع اسلام جزء لاینفک نظام ماست و هر گونه تهدید علیه اسلام تهدید علیه امنیت محسوب می شود .
جان استوارت میل: آزادی انسان را وقتی باعث آسیب دیگران شود محدود می کند در حکومت های مذهبی و به خصوص اسلام علاوه بر این جهت ذکر شده آزادی انسان از طرف دیگر محدود می شود که آن حق خداوند بر بندگان است در مذهب اسلامی کسی حق ندارد با اظهار و تبلیغ عقاید انحرافی خود باعث گمراه کردن دیگران شود.
در واقع شک و تردید و شبهه در بین مردم و گمراه ساختن آنان گناهی نابخشودگی است و امنیت ذهنی و فکری مردم را به هم می ریزد امنیت ذهنی و فکری در اسلام بسیار مورد توجه بوده و آیات و روایات مختلفی بر این مهم تاکید می کنند. یکی از استادان حقوق دانشگاه ژنو به نام پروفسور مارسل براند می گوید: علت سخت گیری اسلام درباره مرتد شاید از آن روست که در نظام حکومتی و سیستم اداری جوامع اسلامی ایمان به خدا صرفاً جنبه اعتقادی و حضور درون قلبی شخص نداشته بلکه جزء بندهای پیوستگی و پایه های حکومت می باشد .
به طوری که با فقدان آن دوام و قوام آن متلاشی می شود و مانند قتل و نفس و فساد است و نمی تواند قابل تحمل باشد عبدالقادر عوده ارتداد را نوعی براندازی دانسته است و میگوید در تمام نظام های سیاسی اقدام برای براندازی جرم است چون در نظام های سیاسی اسلام عقیده دینی و پایه و اساس آن را تشکیل می دهد از این رو اقدام برای براندازی تلقی میشود البته چون در نظامهای سیاسی دیگر دین نقشی در نظامهای اجتماعی ندارد و دولت صرفاً بر مبنای قوانین بشری شکل می گیرد لذا تغییر عقیده دینی براندازی به شمار نیامده وضع قانونی ندارد ولی به هر حال در آن نظام ها نیز نسبت به تفکری که اساس نظم اجتماعی مقبول را تهدید می کند چنین حساسیتی وجود داشته و به نحوی با آن برخورد می کند.
اخلال در امنیت عمومی تنها از طریق سلاح نیست بلکه فتنه انگیزی وایجاد تفرقه و پراکندگی و دشمنی در بین مردم نیز اخلال در نظم عمومی و مصداق افساد فی الارض است، بنابراین هر چه موجب از بین رفتن نظم و امنیت مردم اجتماع شود، مشمول حکم افساد فی الارض است.
ابو حنیفه علت اعدام مرتد را مقابله او با اسلام و اقدام برای براندازی می داند شیخ طوسی می فرماید: به اجماع صحابه بر پیشوا واجب است که قبل از جنگ با کفار به قتال اهل ارتداد بپردازد در واقع امری که باعث می شود ،فقها ی ما در مورد مرتد همچنین حکمی بدهند به خاطر بر هم زدن امنیت فکری و ذهنی مردم است به همین جهت است که قران کریم فتنه را بدتر از قتل دانسته است.
با مروری بر تاریخ اسلام شخص می شود هر کس که تغییر عقیده داده از اسلام خارج شده است ولی هیچ گونه اقدام عملی فردی و گروهی توطئه آمیز علیه اسلام نداشته اند مجازات نشده اند . در تعریف ارتداد می گویند:: ارتداد عبارت است . اظهار شعار بعد از کفر پس از ایمان به گونه ایی که منجر به انکار پیغمبر یا امری از امورمسلمانان دین مانند انکار زکات و حرمت زنا شرب خمر گردد اما کفر امری از امور دین اگر با استدلال علمی همراه باشد همانند اعتقاد به جبر یا تشبیه یا انکار امامت و همانند اینها در این صورت ارتداد در مورد او صادق نیست هر چند چنین افکاری فی نفسه کفر است یا تعاریف دیگری از ارتداد شده است آنچه که در این تعاریف بر آن تاکید شده است تبلیغ و اظهار عقاید انحرافی است که جان استوارت میل که از پایه گذاران آزادی است بیان می دارد: کسی نگفته است که اعمال باید به اندازه عقاید آزاد باشد به عکس وقتی اوضاع و شرایطی که عقاید در آن ابراز می گردد چنان باشد که اظهار عقیده را به صورت نوعی برای انجام کاری مخل مصالح مشروع دیگران در آورد آن وقت حتی اظهار عقاید هم مصونیت خود را از دست می دهد. گفته استوارت میل شاهدی بر این مدعاست که آزادی بیان در منطق دیگران نیز حدود و شرایطی دارد.

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه رشته حقوق درباره سرمایه در گردش

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بنابراین تغییر عقیده در اسلام و در حقوق جزای اسلام به هیچ وجه قابل مجازات نیست، قرآن کریم به صراحت می فرماید.((لا اکراه فی دین)) در دین اجباری نیست، آنچه که از نظر اسلام اهمیت دارد امنیت فکری جامعه است که از طریق اظهار و تبلیغ عقاید انحرافی به خطر می افتد در اینجا ذکر این نکته لازم است همانطور که قبلا هم گفته شد منظور ما بهائیانی هستند که به فعالیت تبلیغاتی می پردازند و یک ارتداد سازمان یافته را پی ریزی می کنند که خطر آن کمتر از جرم سازمان یافته نیست. توضیح بیشتر آنکه همانطور که قبلاً هم ذکر شد اساس حکومت دینی دین و مذهب آنهاست و

No Comments

Leave a Reply