مقالات و پایان نامه ها

منشا بروز کمرویی و عوارض آن

خرداد ۲۸, ۱۳۹۷

ریشه  کمرویی :
اینکه چه علت یا عللی سبب بروز این حالت در افراد است باید گفت انزواجوئی را علت واحد نیست . گاهی دو یا چند عامل دست به دست هم داده و موجبات آن را در فردی فراهم می آورند . ما را در این بحث ادعای آن نیست که همه جوانب و علل را در نظر داریم آنچه بیان می شود شامل بخشی از علل آن هم را رعایت اختصار است .

اما آن علل :
الف – علل شخصی : در این زمینه از مسائل و جوانبی باید بحث کنیم که برخی از آن ها به قرار زیرند :
عامل وراثت : عوامل مربوط به گذشته زندگی و روابط خونی و ارثی خود می تواند عملی در این رابطه به حساب آید . ازدواج های هم خونی در این رابطه نقشی مهم دارند .

– عامل زیستی : شامل کم کاری برخی از غدد در این زمینه مؤثر است . ویا ممکن است برخی از افراد از لحاظ انرژی و فعالیت روانی و جسمی دچار ضعف و سستی شوند و نتوانند وضع عادی داشته باشند .
– عامل عاطفی : شامل حسادت ، ناشی از تولدی جدید و یا حقارت موجب این امر است . در سنین مدرسه به عات فشار و هیجاناتی که ممکن است تحمل کند سبب می شود که کودک افسرده و دلشکسته شود و همه را دشمن و مخالف خود بداند و از آن ها دوری گیرد . بررسی های محققان نشان می دهد که اغلب افسردگی و انزوای کودکان با اختلال عاطفی در رابطه است .
– عامل خودخواهی و غرور : که در سایه ی آن طفل نمی تواند شکست را متحمل باشد و یا احساس کند که مورد غفلت والدین است و توان پایداری برای او نیست . او نمی تواند در برابر قید و بند ها انزجار خود را نشان ندهد .
– عامل محرومیت و ناکامی : که خود عامل مهم است . حتی افراد بزرگ تر را به انزوا و دوری از اجتماع می کشاند . خواه به خاطر شرم از مردم ، خواه به علت مقصر دانستن آن ها ، از دست دادن عزیزی هم می تواند در این رابطه مؤثر باشد .
– عامل برتری جوئی : به دین معنی که می خواهد بر دیگران پیروز باشد و به خاطر سلطه طلبی خود را به اصطلاح ع.ام دم دست دیگران قرار ندهد و عادت به آن امر خود سبب ناراحتی روانی و یا اختلال رفتار باشد.
– عامل مرگ : مرگ مادر برای کودک حادثه ای ناگوار است و در مواردی می توان عامل افسردگی و انزواجوئی شود و ممکن است پدر یا مادر زنده باشند ولی به علت خستگی و فرسودگی به کودک نرسد و متحمل آن نباشد .
– عامل ترس : اگر دائمی باشد و مخصوصاً اگر مقصود پنهان کردن آن باشد ممکن است زمینه را برای تمارض و انزواجوئی فراهم کند . گاه ممکن است ترس از تحقیر ، پرسیدن ، استهزا احساس کمتری مزمن باشد.
– عامل نقص : برخی از کودکان دچار انزوا می شوند بدان خاطر که نقص عضوی دارند ، نمی توانند همگام و همپای دیگران به پیش روند و برای پوشاندن ضعف خود منزوی می شوند. زشتی قیافه هم از این عوامل است .

مطلب مشابه :  4 عادت فروشنده حرفه ای و موفق

ب ـ عوامل اجتماعی:
عوامل اجتماعی خود از عوامل مهم انزواجوئی است . اگر اجتماع بر ذهن ها فشار وارد نمی کرد و اگر آدمی به صورت های مختلف مورد باز خواست قار نمی گرفت شاید آدمی بدین اندازه دچار انزوا عزلت نبود . ما در این زمینه مواردی را می توانیم ذکر کنیم که برخی از آن ها بدین قرارند :
– فشار اجتماعی : کودک یا نوجوان منزوی می شود بدان خاطر که فشار وارده بر او بسیار است . امر و نهی ها بسیار و نظم خواهی شدید است و یا اوقات تلخی بسیار و تحقیر و آزار زیاد است . انتظارات بسیار از او دارند .
– عدم پذیرش : ممکن است کودک در خانواده به علت جنس یا اشکلاتی پذیرفته نشود ، پدران و مادران عملاً با او رابطه ای نداشته باشند و کودک هم چنان در وضع و شرایط اجتماعی خاص خود می ماند .
– ابتلای والدین : پدر و مادر بیمارند و شور و نشاطی در محیط خانه نیست و تبادل اندیشه ای و شعری ، سخنی بین فرزندان و والدین رد و بدل نمی شود . در حقیقت والدین شان آن ها را به خود رها کرده اند .
طرد از خانه و مدرسه : این امر برای کودکانی که از حساسیت شدید برخوردارند بیشتر صدمه آفرین هستند.ممکن است طردها نسبتاً معقول باشند ولی برای کودک قابل قبول نیستند . (قائمی، 1374)
عدم احترام گذاشتن به شخصیت کودک به او آسیب رسانده و رشد و پیشرفت او را متوقف می سازد . ژان ژاک رسو می گوید : کودک دارای شخصیت مستقلی است و نباید به طور آشکار یا جابرانه تحت فرمان قرار گیرد ، پدر و مادر باید با او مانند دوست موافق باشند . (خاکیه ، 1372)

مطلب مشابه :  انواع مکانیزم های دفاعی

عوارض آن :
انزواجوئی حالتی است که عاقبتش برای فرد و جامعه نامیمون است . شرور و عوارضی که در آن حاصل می شود دستگیر فرد و اجتماع است .
الف – در جنبه فردی : انزواجوئی موجب عوارض زیر است :
– خستگی و بیخوابی و بی اشتهایی و یبوست ، سردرد و سرگیجه ، از دست دادن وزن
– حملات اضطراب ، تنگی نفس ، کج خلقی ، ترس بیخودی .
– مسخ شخصیت و عدم توان دفاع در خود .
– سقوط رشد به علت محدود کردن عواطف و احساسات و شور و شوق .

– کندی کار و تلاش اقتصادی و از بین بردن نِیروی سرشار کار و عاطل و باطل ماندن بحدی که انزوا برای شان ترمزی روانی است .
– بی برنامگی در زندگی تا حدی که مشکلات اساسی خود را نادیده می گیرند.
– در کل اینان دچار دشواری زندگی شده و روح شان آزرده می شود از هدف های ارزنده باز می مانند و همه چیز نزدشان بی ارزش می شود ، همه زیبایی ها جلوه خود را از دست می دهند . آن ها نمی توانند از تضادهای درونی به نفع رشد استفاده کنند . در نتیجه اغلب تسلیم تضاد ها شده و از آن برای رشد طفره می رند .

ب – در جنبه اجتماعی : انزواجوئی عوارض و صدماتی دارد از جمله اینکه دوری از حیات اجتماعی مولد نوعی نزدیک بینی و مبنی است و موجب بروز حالات روحی نامطلوب . دوری از جمع سبب می شود آدمی شادابی خود را از دست بدهد ریال شور و نشاط از میان برود ، پژمردگی برای او پدید آید .
آن ها که در اجتماع رشد و پرورش نمی یابند از آداب اجتماعی دور می مانند ،
ازفلسفه زندگی بی بخبرند ، شنای در غرقاب زندگی را نمی آموزند ، و از فنون حیات بی خبر می مانند . چه بسیار از آن که بعدها بی علاقگی شان دامنه پیدا کرده و از تشکیل زندگی بیزار می شوند .
هم چنین اجتماع از چنین افراد بی بهره می ماند زیرا در باره آن هاسرمایه گذاری
کرده و در موهبت های حیات اجتماعی موجود دارشان می سازد و این سرمایه گذاری برایشان باردهی برجای نمی گذارد . افراد منزوی ولی عصبی مزاج و تند خو ممکن است موجبات وارد آوردن صدمه ای بر پیکر اجتماع بشوند . در مواردی آن ها تحصیل را رها کرده و از فراگرفتن مهارت ها شانه خالی کرده و کل بر جامعه خواهند شد .

مطلب مشابه :  راهنمای تشخیص و خرید باطری اصلی موبایل

2-2-6- خطرات مهم تر:
ای کاش عارضه ناشی از انزواجوئی و عزت طلبی به همین میزان خاتمه یابد بررسی ها نشان می دهد که در دراز مدت این امر به افسردگی کشانده شده و در مراحل پیشرفت سبب انفجار می شود و فرد منزوی ناگزیر می شود به اعمال خلاف قانون و عرف وادار گردد.

در اثر غلبه اندیشه گناه ممکن است بیمار میل به خودکشی پیدا کند . البته در کودکان چنین حالتی نیست ولی بزرگتران به ده ها شیوه کتوسل می شوند تا بتوانند تن به خودکشی دهند . حداقل زیان و خطر این است که احساس گناه و تقصیر فرد را از خود منفعل کرده و عزت نفس او را به خطر می اندازد .
پاره از تحقیقات نشان داده اند که این سببی است برای قتل و خونریزی های بی دلیل ، طغیان های دیوانه وار و سرکشی های وحشناک و مقدمه ای است برای جنون و لااقل سپردن خود به دست غم و اندوه.
اصولاً ناراحتی های ناشی از انزواجوئی موجب ضعف و دشواری هایبسیار است و همه چیز انسان را زایل می سازد و نمی گذارد آدمی رشد کند . اختلال دماغی خود مرضی است که در اثر این حالت در افراد پدید می آید ، مخصوصاً برای آن ها که در زمینه خانوادگی و یا ارثی هم داشته باشند . (قائمی ، 1374)