مقالات و پایان نامه ها

مکانیزم های دفاعی وسازوکارهای دفاعی

مرداد ۳, ۱۳۹۷

سازوکارهای دفاعی

مفهوم مکانیسم‎های دفاعی در روانشناسی با نوشته‎های زیگموند فروید آغاز گردید. او مکانیسم دفاعی را‎ یک عملیات روانی جهت دور نگه داشتن افکار دردناک در خارج از آگاهی توصیف کرده است. ‎اندیشه‎های زیگموند فروید[1] در طول سالها تغییر‎یافته و تئوری مکانیسم‎های دفاعی در کارهای مهم آنا فروید[2] گسترش ‎یافت. در ادامه به بررسی نظریه‎های مکانیسم‎های دفاعی می‎پردازیم.

2-1-1-1 فروید

فروید برای اولین بار در سال 1926 مفهوم مکانیزم‎های دفاعی را ابداع کرد و بعد دخترش آنا فروید‎این مفهوم را اصلاح کرد و سازمان داد. فروید اضطراب را جز مهمی‎از نظریه خود ساخت و تاکید کرد که اضطراب اساس‎ایجاد رفتار روان رنجور و روان پریش است. اضطراب به عنوان‎یک علامت هشدار دهنده به فرد خدمت کرده و به او خبر می‎دهد که اوضاع درون شخصیت آنگونه که باید باشد، نیست. اضطراب خبر می‎دهد که خطر قریب الوقوع، تهدیدی برای خود، باید خنثی‎یا از آن اجتناب شود. خود باید تعارض بین درخواست‎های نهاد و قید و بندهای جامعه‎یا فراخود را کاهش دهد. به عقیده فروید،‎این تعارض همیشه وجود دارد، زیرا غرایز همیشه برای ارضا فشار می‎آورند و تحریم‎های جامعه همیشه چنین ارضایی را محدود می‎کنند. فروید معتقد بود که‎این دفاع‎ها همیشه باید تا‎اندازه‎ای مشغول فعالیت باشند. همان گونه که تمام رفتارها با غرایز برانگیخته می‎شوند، همه‎ی آنها دفاعی نیز هستند زیرا علیه اضطراب دفاع می‎کنند. شدت‎این مبارزه‎ی درون شخصیت ممکن است نوسان داشته باشد ولی هرگز متوقف نمی‎شود.

گرچه مکانیزم‎های دفاعی بهنجار هستند و همه از آنها استفاده می‎کنند، اما اگر به صورت افراطی به کار روند، به رفتار وسواسی، مکرر و روان رنجور می‎انجامند. چون برای به وجود آوردن و حفظ کردن مکانیزم‎های دفاعی باید انرژی روانی صرف کنیم، هرچه بیشتر دفاعی باشیم، انرژی روانی کمتری برای ارضا کردن تکانه‎های نهاد باقی می‎گذاریم. البته،‎این دقیقا وظیفه خود است که مکانیزم‎های دفاعی را به وجود آورد، زیرا باید از برخورد مستقیم با درخواستهای غریزی و دفاع کردن از خودش در برابر اضطراب همراه با آنها، اجتناب کند. فروید تعدادی مکانیزم دفاعی را فرض کرد و خاطرنشان ساخت که ما به ندرت فقط از‎یکی استفاده می‎کنیم؛ ما معمولا با استفاده از چندین مکانیزم به طور همزمان از خود دربرابر اضطراب دفاع می‎کنیم. بین‎این مکانیزم‎هامقداری همپوشی نیز وجود دارد. گرچه مکانیزم‎ها از لحاظ جزئیات تفاوت دارند اما در دو ویژگی مشترک هستند:1-آنها انکار‎یا تحریف واقعیت هستند با‎اینکه ضروری هستند ولی تحریف کننده می‎باشند. 2-آنها به صورت ناهشیار فعالیت می‎کنند. ما از آنها آگاه نیستیم، بدین معنی که ما در سطح هشیار از خود و محیط خویش تصورات تحریف شده‎یا غیر واقعی داریم. مکانیزم‎های اصلی که فروید مشخص کرد عبارتند از: سرکوبی، عمل زدایی، جداسازی، واکنش وارونه، جابجایی، تثبیت، واپس روی، فرافکنی، درون فکنی و والایش (سید محمدی، 1387).

 

2-1-1-2 سرکوبی[3]

اساسی ترین مکانیزم دفاعی سرکوبی است، زیرا در سایر مکانیزم‎ها دخالت دارد. هروقت که خود با تکانه‎های ناخوشایند نهاد تهدید می‎شود، با سرکوب کردن آن تکانه‎ها از خودش محافظت می‎کند؛‎یعنی احساسهای تهدید کننده را به ناهشیار می‎راند. هیچ جامعه‎ای اجازه نمی‎دهد غرایز جنسی و پرخاشگری به صورت کامل و راحت ابراز شوند. در صورتی که رفتارهای خصمانه‎یا جنسی کودکان تنبیه‎یا سرکوب شده باشد، آنها‎یاد می‎گیرند هر وقت‎این تکانه‎ها را تجربه می‎کنند، مضطرب شوند. گرچه‎این اضطراب به ندرت موجب سرکوبی کامل سایقهای پرخاشگری و جنسی می‎شود، اما معمولا به سرکوبی محدود آنها می‎انجامد.

مطلب مشابه :  بررسی تخصصی افسردگی

 

2-1-1-3 عمل زدایی[4] و جداسازی [5]

افراد برای دفاع علیه اضطراب، به عمل زدایی و جداسازی هم روی می‎آورند. عمل زدایی و جداسازی شکل‎های مهم سرکوبی هستند و ارتباط نزدیک آنها با اعمال تکراری و تشریفاتی و افکار سمج و مکرر، آنها را از سرکوبی متمایز می‎کند. عمل زدایی نوعی سرکوبی است که به موجب آن خود می‎کوشد تجربیات ناخوشایند و پیامد‎های آنها را نادیده بگیرد. عمل زدایی مانند نیروی جادوی منفی است که افکار‎یا رویدادها را ناپدید می‎سازد و آنها را از طریق رفتارهای تشریفاتی و وسواسی پاک می‎کند. در صورتی که عمل زدایی کامل باشد فرد از اعمالی که موجب گناه شده‎اند، خاطره‎ی هشیار نخواهد داشت. فرد هنگام عمل زدایی روی خود را از تجربه‎ی ناخوشایند بر می‎گرداند، انگار که اصلا اتفاقی نیافتاده است. مکانیزم دفاعی دیگری که با عمل زدایی ارتباط نزدیکی دارد، جداسازی است. خود به کمک جداسازی می‎کوشد تجربه‎ای را جدا کند، به‎این صورت که برای جلوگیری کردن از هرگونه عاطفه‎ای که بلافاصله به دنبال آن تجربه است، از افکار وسواسی استفاده می‎کند. فرد با جلوگیری کردن از‎این عاطفه، ارتباط بین رویداد ناخوشایند و تجربیات بعدی را قطع و انها را جدا می‎کند. بدین ترتیب رویداد ناخوشایند جدا شده و فرآیندهای تفکر عادی نمی‎توانند آن را به‎یاد آورند. در حالی که عمل زدایی، اعمال وسواسی و رفتارهای تشریفاتی را به بار می‎آورد، جداسازی به افکار وسواسی و مکرر می‎انجامد. فروید باور داشت مقداری جداسازی در رفتار عادی رایج است، و‎این زمانی است که خود سعی می‎کند افکار خاصی را مجزا نگهدارد، و بدین ترتیب، زنجیره‎ی تداعی‎های بین افکار جاری و افکار اضطراب آوری را که با رفتار ناخوشایند اصلی همراه بوده‎اند، قطع می‎کند.

2-1-1-4 واکنش وارونه[6]

یکی از راههایی که تکانه سرکوب شده می‎تواند هشیار شود‎این است که ظاهر مبدلی بگیرد که با شکل اصلی آن کاملا مغایر باشد.‎این مکانیزم دفاعی واکنش وارونه نامیده می‎شود. رفتار واکنشی را می‎توان از خصلت اغراق آمیز و حالت وسواس گونه‎ی آن تشخیص داد. نمونه واکنش وارونه را می‎توان در فردی مشاهده کرد که به وسیله تکانه‎های شدیدا پرخاشگرانه آشفته شده است، شاید بیش از حد دلواپس و مهربان شود.

2-1-1-5 جا به جایی[7]

فروید معتقد بود واکنش‎های وارونه به‎یک موضوع محدود هستند؛ برای مثال، کسانی که محبت واکنشی دارند، فقط به فردی که ناهشیارانه از او متنفر هستند، محبت می‎کنند. آنها‎این نوع محبت را به دیگران تعمیم نمی‎دهند. اما در حالت جابجایی، افراد می‎توانند امیال نامعقول خود را به سمت اشخاص‎یا اشیای گوناگون هدایت کنند به طوری که تکانه اصلی تغییر شکل‎یافته‎یا پنهان شده باشد.

2-1-1-6 تثبیت[8]

رشد روانی به طور طبیعی و به صورت پیوسته، مراحل متفاوتی را طی می‎کند. با‎این حال فرآیند رشد کردن به صورت روانی، لحظه‎های استرس زا و نگران کننده نیز دارد. هنگامی‎که دورنمای طی کردن مرحله بعدی خیلی اضطراب آور می‎شود، خود به راهبرد باقی ماندن در مرحله موجود که از لحاظ روانی آرامبخش تر است، متوسل می‎شود.‎این دفاع تثبیت نامیده می‎شود. از لحاظ فنی، تثبیت عبارت است از دلبستگی لیبیدو به مرحله رشد قبلی که ابتدایی تر است. تثبیت‎ها مانند سایر مکانیزم‎های دفاعی، همگانی هستند. افرادی که همواره از خوردن، سیگار کشیدن،‎یا صحبت کردن لذت می‎برند، امکان دارد تثبیت دهانی شده باشند.

مطلب مشابه :  خصوصیات کلی درمان شناختی- رفتاری

 

2-1-1-7 واپس روی[9]

در مکانیزم واپس روی، فرد به دوره پیشین زندگی که خوشایندتر و بدون ناکامی‎و اضطراب بوده برگشت می‎کند. واپس روی معمولا برگشت به‎یکی از مراحل روانی- جنسی رشد کودکی را شامل می‎شود. فرد با نشان دادن رفتارهایی که در آن زمان داشته است، مانند رفتار‎های بچه گانه و وابسته، به‎این دوران امن تر زندگی برگشت می‎کند (سید محمدی، 1387)

2-1-1-8 فرافکنی[10]

راه دیگری برای دفاع کردن علیه تکانه‎های ناراحت کننده، نسبت دادن آنها به فردی دیگر است.‎این مکانیزم دفاعی فرافکنی نامیده می‎شود. زمانی که تکانه‎ای غریزی اضطراب زیادی را تولید می‎کند، خود با نسبت دادن‎این تکانه‎ی نا خواسته به موضوعی بیرونی، که معمولا فرد دیگری است، اضطراب را کاهش می‎دهد.‎این مکانیزم دفاعی فرافکنی است که می‎توان آن را به صورت دیدن احساسها‎یا گرایش‎های نامعقول در دیگران که واقعا در ناهشیار خود فرد قرار دارند، تعریف کرد. تکانه‎های شهوت انگیز، پرخاشگرانه و سایر تکانه‎های غیرقابل قبول، به صورتی درک می‎شوند که دیگران، نه خود فرد از آنها برخوردارند. چنین فردی در واقع می‎گوید:”من از او متنفر نیستم، او از من نفرت دارد”.

2-1-1-9 درون فکنی[11]

در حالی که فرافکنی نسبت دادن تکانه‎های نامعقول به موضوعی بیرونی است، درون فکنی نوعی مکانیزم دفاعی است که افراد از طریق آن، ویژگی‎های مثبت دیگران را در خود (ایگوی) شان ادغام می‎کنند. افراد همیشه ویژگیهایی را که به نظرشان با ارزش هستند و به آنها امکان می‎دهند نسبت به خودشان احساس بهتر داشته باشند درون فکنی می‎کنند. افراد در هر سنی می‎توانند با پذیرفتن‎یا درونی کردن ارزش‎ها، عقاید و طرز رفتار دیگران، اضطراب مرتبط با احساس بی کفایتی را کاهش دهند.

2-1-1-10 والایش[12]

در حالی که جابجایی مستلزم‎یافتن موضوعی جانشین برای ارضا کردن تکانه‎های نهاد است، والایش مستلزم تغییر دادن تکانه‎های نهاد است. در‎این حالت، انرژی غریزی به مجاری دیگر ابراز منحرف می‎شود، مجاری‎ای که جامعه قابل قبول و تحسین برانگیز می‎داند. برای مثال انرژی جنسی می‎تواند به رفتارهای هنری خلاق منحرف شده‎یا والایش‎یابد.

فروید معتقد بود مکانیزم‎های دفاعی انکار ناهشیار‎یا تحریف‎های واقعیت هستند. وقتی که از‎این مکانیزم‎ها استفاده می‎کنیم در واقع خودمان را گول می‎زنیم، ولی از انجام‎این کار آگاه نیستیم. اگر می‎دانستیم که خودمان را گول می‎زنیم،‎این دفاع‎ها چندان موثر نبودند. علت‎اینکه دفاع‎ها خوب عمل می‎کنند‎این است که مواد تهدیدکننده‎یا ناراحت کننده را خارج ار آگاهی هشیار نگه می‎دارند در نتیجه، ما از واقعیت درباره‎ی خودمان آگاه نمی‎شویم ولی تصویر تحریف شده‎ای از نیازها، ترسها و امیال خود داریم.

فروید معتقد بود که مکانیسم‎های دفاعی برای فرد مفید هستند و رنج اضطراب را کاهش می‎دهند، اما‎این مکانیسم‎ها به استثنای والایش، فایده‎ای برای جامعه ندارند (سیدمحمدی، 1387).

2-1-1-11 آنا فروید

آنا فروید در بخش نخست آثارش، هم خود را مصروف توصیف اضطراب‎هایی نموده است که در ریخت‎های مختلف بر من هجوم می‎آورند و موجب می‎شوند که مکانیزم‎های دفاعی مختلف در فرد برای مقابله‎ای با آنها بکار افتند (منصور و دادستان، 1385). من در مواجهه با خواسته‎های کشاننده‎ای بن از مکانیزم‎های دفاعی که به کار مهار کردن اضطراب می‎آیند، استمداد می‎کند.‎این امر در سه موقعیت عمده مشاهده می‎شود:

مطلب مشابه :  بهداشت عقل و قلب از منظر روانشناختی

-ترس فرامن که سرچشمه‎ی‎یک اضطراب اخلاقی است

-ترس در مقابل خطرات واقعی

-بالاخره ترس از قدرت کشاننده‎ها که به‎یک اضطراب کشاننده‎ای کاملا واضح منجر می‎شود (منصور و دادستان، 1385).

آنا بر اضطراب عینی (ترس از پی آمدهای محیطی). در روان رنجوری شیرخواری و اضطراب فرامن (ترس از گناه و شرم) در روان رنجوری بزرگسالان و بطور کلی اضطراب غریزی (ترس از قدرت سائق‎ها) تاکید نمود (مزینانی، 1383).

به منظور سد بندی در برابر ریخت‎های مختلف اضطراب (اضطراب فرامنی‎یا اخلاقی، اضطراب واقعی، اضطراب کشاننده‎ای). من منظومه‎ای از مکانیزم‎های دفاعی را به کار می‎اندازد و در موارد تحول بهنجار با انعطاف و شیوه‎های گوناگون به آنها متوسل می‎شود (منصور و دادستان، 1385).

دفاع در آغاز، برای اجتناب از درد ناشی از مواجه شدن با دنیای خارج توسط من اتخاذ می‎شود. آنا موفق شد که دو موضوع اصلی را در رابطه با رشد مفاهیم من تکامل بخشد؛ دفاع و ارتباط با واقعیت بیرونی. آنا فروید من را جایگاهی برای مشاهده توصیف کرد که در آن قسمتی از شخصیت که به دقت نظاره گر دنیای درونی، افکار، آرزوها، احساس‎ها و تکانه‎هایی است که از نهاد سر می‎زند، در همان حال به واکنش‎های فرامن پاسخ داده و واکنش مردم و دنیای خارج از خود را نیز پیش بینی می‎کند. من باید تصمیم بگیرد که‎ایا می‎تواند به‎یک فکر، آرزو و‎یا تکانه اجازه‎ی سرزدن و ابراز وجود بدهد‎یا‎اینکه باید دفاع جایگزینی بر علیه تظاهرات غیر قابل قبول نهاد، دست و پا کند (مزینانی، 1383). آنا فروید به شرح و توصیف دفاع‎هایی پرداخت که قبل از آن بر زیگموند فروید پوشیده بود. وی تاکید کرد که واپس زنی‎یا سرکوب، برخوردار از جایگاه منحصر به فرد در میان انواع سازو کارهای دفاعی است و‎این هم به واسطه‎ی قدرت تاثیر گذاری و هم احتمال خطرناک بودن آن است. او ضمن توصیف دفاع‎هایی چون واپس زنی، پس رفت، واکنش سازی، جداسازی، عمل زدایی، فرافکنی، درون فکنی، چرخش علیه خود، وارونگی و والایش. به معرفی و توصیف چند دفاع جدید نیز پرداخت،‎این دفاع‎ها عبارت بودند از: همانندسازی با مهاجم و نوع دوستی که می‎تواند توصیف دقیق تری از دفاع همانندسازی فرافکنانه باشد. آنا فروید همچنین به توصیف انکار که‎یک دفاع مشترک در کودکان خردسال است، پرداخت (مزینانی، 1383).

اما دلایلی که بر نحوه‎ی انتخاب‎این‎یا آن مکانیزم دفاعی بر من حاکم‎اند، نامعلوم‎اند و شاید در‎اینجا بایستی به مفهوم نقطه‎ی تثبیت متوسل شد، حتی اگر بتوان گفت که آنا فروید علیرغم خواست خود در تعیین زمان و موقعیت مکانیزم‎های دفاعی در جریان تحول کودک چندان توفیق حاصل نکرده است.

آنا فروید در دوره‎ای از زندگی علمی‎خود چنین‎اندیشیده است که ماموریت اصلی سرکوب گری مبارزه علیه اضطرابی است که وابسته به حرکات کشاننده‎ای جنسی است و حال آنکه هدف مکانیزم‎های دفاعی دیگر، مهار کردن اضطراب وابسته به نیروهای کشاننده‎ای مختلف و به خصوص، تهاجمی‎است (منصور و دادستان، 1385).

 

[1]– Sigmund Freud

 [2]- Anna Freud

[3] – repression

[4] – undoing

[5] – isolation

[6]– reaction formation

[7] – displacement

[8] – fixation

[9] – regression

[10] – projection

[11] – introjection

[12] – sublimation