مقالات و پایان نامه ها

نظریات در باب تفکر انتقادی

مرداد ۳, ۱۳۹۷

– تفکر چیست؟

منظور از تفکر (اندیشیدن)فرایندی است که توسط آن یادگیری‌های گذشته دستکاری و سازماندهی می‌شوند.از آنجا که یادگیری‌های گذشته ما در حافظه ذخیره می‌شوند. پس می‌توان تفکر را به عنوان دخل و تصرف در حافظه تعریف کرد و به عبارتی باز آرایی یا تغییر شناختی اطلاعات به دست آمده از محیط و نمادهای ذخیره شده در حافظه دراز مدت. . . این تعریف کلی انواع مختلف تفکر را در بر می‌گیرد بعضی انواع تفکر جنبه ی بسیار خصوصی دارند و نمادهایی را به کار می‌گیرند که دارای معانی کاملأ شخصی هستند این نوع تفکر را تفکر خودگرا گویند رویا موردی از تفکر خود گرا است. انواع دیگر تفکر حل کردن مسائل و خلق چیزهای تازه است. این نوع تفکر را تفکر هدایت‌گرا(جهت دار)می‌گویند(سیف،1387).

۲-۱۷-۱- تعریف تفکر انتقادی

هر یک از ما در زندگی واقعی و بدون درک عمیقی از تفکر انتقادی برای قضاوت درباره ی دغدغه‌هایمان ،آگاهانه یا ناآگاهانه پرسش‌هایی طرح می‌کنیم.با پاسخگویی به آنها نیز آنها را می‌شناسیم و درباره شان تصمیم میگیریم. پس می‌توان گفت هر یک از ما بدون دانستن تعریف دقیقی از تفکر انتقادی ادراکی شهودی نسبت به آن داریم. به واسطه همین ادراک شهودی وقتی با این پرسش مواجه می‌شویم که «تفکر انتقادی چیست؟» می‌توانیم بگوییم اندیشیدن مستدل و عقلانی و منطقی است یا تفکری که با آن دریافتی عینی از واقعیت کسب کرد و . . .. اینها پاسخ‌های اولیه-والبته صحیح به چیستی تفکر انتقادی اند(قاضی مرادی ،1391).

انجمن فلسفه ی آمریکا یک تعریف برای تفکر انتقادی ارائه کرده است که شامل مولفه‌های عاطفی و شناختی تفکر انتقادی هدفمند و خود نظم دهنده ای است که به تعبیر و تحلیل و ارزیابی استنباط و همچنین تبیین ملاحظات موقعیتی و روش شناختی مفهومی‌مبتنی است که به صورت دائمی‌کنجکاو آگاه و دقیق در قضاوت ارزیابی کننده عینی و بدون سوگیری تمایل به بررسی مجدد و روشن بینی مسائل و مشکلات جدی در اخذ اطلاعات مرتبط در انتخاب معیار‌هاست(بینینگ[1]،2006).

۲-۱۷-۲- نظریات در باب تفکر انتقادی

اما نظریه پردازان تفکر انتقادی از آغاز کوشیده اند تعریفی جامع و دقیق از آن ارائه دهند. این کوشش همچنان ادامه دارد بدون اینکه توافقی عمومی‌نسبت به تعریفی از تفکر انتقادی ایجاد شده باشد. علت اصلی این است که تفکر انتقادی شیوه ی تفکر انتقادی در همه ی عرصه‌ها از علوم دقیقه و تجربی تا علوم انسانی و فلسفه و هنر است. اما آیا این تفکر انتقادی در هر یک از زمینه‌ها یکسان است. پاسخ منفی است. برای نمونه کاربرد تفکر انتقادی در ریاضیات مسئله گشایی(حل مسئله)است.

نظریه پردازان تفکر انتقادی تعاریفی گاه مشابه و گاه متفاوت از آن ارائه کرده اند. نخستین تعریف عمومی‌از رابرت انیس است: (تفکر انتقادی تفکر عقلانی و بازتابی است که بر تصمیم گیری نسبت به آنچه معتقد می‌شویم یا عمل می‌کنیم متمرکز می‌شود). در این تعریف بر عنصر تصمیم گیری در تفکر انتقادی تأکید می‌شودهمین نکته نشانه ی رویکرد عمل گرایانه این تعریف است. این جنبه تأکید انیس بر تصمیم گیری درباره ی عملی که می‌خواهیم انجام دهیم نیز پر رنگ تر می‌شود. اما این تعریف کلی ابهام‌هایی دارد:آیا هر تصمیم گیری در مورد پذیرش هر عقیده یا انجام هر عملی در قلمرو تفکر انتقادی قرار می‌گیرد؟آیا عواطف و احساسات انسان در پیشبرد روند این تفکر نقش ندارند یا تأثیر منفی دارند که در این تعریف فقط بر عقلانی بودن آن تأکید شده است؟اصلأ هنجار‌های عینی برای عقلانی و بازتابی بودن تفکر چیستند؟

ریچارد پاول تعاریف متعددی از تفکر انتقادی ارائه می‌دهد که هر یک بر جنبه‌هایی از آن تأکید دارند. تعاریف او دو جنبه عمومی‌دارند:اول بر بازتابی بودن این شیوه ی تفکر متمرکزند.دوم بر مهارت‌ها و ویژگی‌هایی تأکید دارند که اندیشمند انتقادی را به داوری درباره ی موضوع بررسی‌اش می‌رسانند.در مورد اولی می‌نویسد:تفکر انتقادی هنر تفکر است درباره‌ی تفکر به شیوه‌ای که از نظر فکری (منطقی)انتظام یافته و منضبط باشد.اندیشمندان انتقادی آشکارا در سه برهه‌ی مرتبط تفکر متمرکز می‌شوند:آنان تفکر را تحلیل می‌کنند،تفکر را ارزشیابی می‌کنند و تفکر را اعتلا می‌دهند. . .این سه برهه برای این است که اندیشمند انتقادی مسئولیت تفکرش را به عهده گیرد.بازتابی بودن تفکر انتقادی آنچنان که در تعریف پاول آمده به این معنا ست که این تفکر تفکری است د رباره ی خود روند تفکر.

مطلب مشابه :  درمان اصولی و ریشه ای افسردگی

در مورد دوم می‌نویسد:تفکر انتقادی (روند از نظر فکری انتظام یافته‌ی مفهوم‌سازی کاربرد،تحلیل،و یا ارزشیابی ماهرانه و فعالانه ی اطلاعات فراهم آمده یا پدید آمده از مشاهده تجربه،بازنمایی،استدلال یا مکالمه با دیگران است که همچون رانمایی برای کسب عقیده و انتخاب عمل به کار گرفته می‌شوند.در ان تعریف او تفکر انتقادی را از منظر ارتباط با موضوع مورد بررسی می‌سنجد.

ریچارد پاول و همکارانش (به ویژه لیندا الدر)تأثیر مهمی‌بر نظریه‌پردازی تفکر انتقادی و اشاعه ی آن مشخصأ در حوزه‌های آموزشی داشته اند. با این حال انجمن فلسفه ی آمریکا متفکرانی را سازمان داد تا با استفاده از تحقیق و آزمایش‌های گسترده در حوزه‌های گوناگون علوم تجربی علوم انسانی،فلسفه و . . .دریافت جامع‌تری از تفکر انتقادی معیار‌ها و مهارت‌های آن و نیز ویژگی‌های لازم برای اندیشمند انتقادی تدوین کنند.این گروه متفکران به ریاست پیتر فسیونه در پی دو سال تحقیق گزارشی از نتیجه ی کار خود تحت عنوان گزارش دلفی منتشر کردنددر این گزارش با دریافت دقیق تر منسجم تر و همه جانبه تری از تفکر انتقادی به دست داده می‌شود:تفکر انتقادی روند رسیدن به داوری هدفمند و خود تنظیم‌گر است.

این روند بررسی مستدلی را نسبت به شواهد و مدارک،زمینه مفهوم پردازی‌ها،روش‌ها و معیارها فراهم می‌آورد.او در جای دیگری در توضیح این تعریف می‌نویسد:تفکر انتقادی روند داوری است. هدفش عبارت است از تصمیم‌گیری در مورد آنچه باید عقیده داشت و یا آنچه باید در زمینه ای مفروض و در ارتباط با شواهد و مدارک قابل دسترس با استفاده از مفهوم پردازی‌ها و روش‌های مناسب و مبتنی بر معیارهای مناسب ارزشیابی کرد.فسیونه تفکر انتقادی را با روند کسب داوری ای تعریف می‌کند که دو ویژگی هدفمندی و خود تنظیم گری دارد.سه نکته ی مهم در این تعریف است:

1.تفکر انتقادی یک روند است.روندی که در زمان حال متحقق می‌شود.وقتی به تفکر انتقادی همچون روند بنگریم آنگاه صرفأ به اتکای محفوظات ذهنی مان-آنچه از محیط اطرافمان پیشینه ی فرهنگی مان آموخته ایم که نمی‌توانیم مدعی شویم که اندیشمند انتقادی هستیم.

2.برای هدفمندی داوری می‌توان دو وجه در نظر گرفت :اول،هدفمندی خود روند تفکر انتقادی است که از تعبیر و تفسیر داده‌ها و اطلاعات شروع می‌شود و در داوری پایان می‌یابد.دوم،هدفمندی خود داوری در این است که سمت تصمیم و عمل درباره ی موضوع مورد بررسی را مشخص می‌کند.

3.خود-تنظیم گری خود روند تفکر را به نقد می‌گیرد آن را می‌سنجد،تصحیح می‌کند و اعتلا می‌بخشد با این جنبه ی تفکر انتقادی فرد می‌تواند مسئولیت داوری خویش را به عهده گیرد با پذیرش چنین مسئولیتی فرد گرایش می‌یابد تا به مسئولیت زندگی خویش و نظارت بر آن متعهد شود(فاضی مرادی،1391).

۲-۱۷-۳- هدف تفکر انتقادی

با این تعریف مشخص می‌شود که هدف تفکر انتقادی دستیابی به همین نوع داوری است. اما این پرسش می‌تواند مطرح باشد که اصلأ داوری هدفمند و بازتابی در مورد موضوعات و دغدغه‌ها وضعیت‌ها مشکلات رویدادهاو. . .برای چه انجام می‌شود. پاسخ اینکه این نوع داوری ما را در ارتباط با موارد فوق در آستانه‌ی تصمیم گیری و عمل قرار می‌دهد تصمیم و عملی که تغییر دهنده است،عملی که متناسب با موضوع آن می‌تواند باز و ‌بی‌پایان باشد.این داوری به عنوان هدف تفکر انتقادی ما را به دانایی می‌رساند. می‌توان گفت شکل بروز دانایی داوری هدفمند و بازتابی است.

مطلب مشابه :  سبک­ ها واستراتژی­ های مدیریت تعارض در رابطه زناشویی

این دانایی ما را در آستانه ی تصمیم‌گیری و عمل قرار می‌دهد. اما خود تصمصم گیری و عمل جزء تفکر انتقادی نیست. داوری هدفمند و بازتابی برخوردار از دو مولفه‌ی فردی و اجتماعی است. شناخت‌های انتقادی بدیل به ما کمک می‌کنند تا نگرش انتقادی هر چه آگاهانه‌تری نسبت به دانایی خود کسب کنیم. از این طریق می‌توانیم دانایی خود را تصحیح کنیم و اعتلا دهیم. چگونگی تعبیر وتفسیر ما از داده‌ها و اطلاعات و استنتاج و. . . می‌توانند به ما در روند تفکر خود،یعنی چگونگی اندیشیدنمان و آگاه تر شدنمان به این روند کمک کنند. رویکرد انتقادی دیگران به ما کمک می‌کند تا وجه بازتابی داوری‌های خود را تقویت کنیم(همان).

۲-۱۷-۴- اهمیت تفکر انتقادی

به برخی از جنبه‌های تفکر انتقادی می‌پردازیم:

—شیوه ی تفکر انتقادی اتکا به دانش پیشینیان یا تقلید و الگو برداری فکری را تضعیف و حذف می‌کند.به اتکای این شیوه فرد می‌تواند درباره‌ی هر موضوع به دانایی و داوری خود انگیخته‌ای دست یابد.

—ما با استفاده از مفاهیم و معانی خود به جهان می‌اندیشیم. اما این مفاهیم و معانی غالبأ غیر قطعی چند پهلو و مبهم اند.

—اهمیت تفکر انتقادی در این نیست که من پس از رو به رو شدن با نتایج تصمیم و عمل خود به داوری‌هایی که مرا به چنان تصمیم و عملی رسانده بودند و درستی و نادرستی آنها بیندیشیم. یرعکس اهمیت آن در این است که پیش از تصمیم گیری و عمل اصول و مهارت‌هایی را به کار گیریم که در هر وضعیت موجود و متناسب با داده‌ها و اطلاعات معتبر قابل دسترس بتوانیم به صحیح ترین داوری ممکن دست یابیم.

—نخستین عرصه فراگیری شیوه ی تفکر انتقادی (آموزش)است.

—تفکر انتقادی ذهنمان را از دستکاری شدن و خودمان را از فریب خوردن از سوی قدرت‌هایی که جریان ازاطلاعات را در اختیار دارند مصون می‌دارد. آموزش شیوه ی تفکر انتقادی آموزش شیوه ی منطقی پردازش ازاطلاعات و استدلال،استنتاج و. . . است(همان).

۲-۱۷-۵- ویژگی‌های تفکر انتقادی

انیس به عنوان پیشرو در نهضت تفکر انتقادی بر اهمیت گرایش و آمادگی تفکر انتقادی تأکید کرده است وی ویژگی‌هایی را عنوان کرده:

– جستجوی یک بیان روشن از فرضیه یا سوال

– جستجوی دلیل برای آگاه شدن

– استفاده از منابع معتبر در نظر گرفتن کل

– موقعیت تلاش برای درک و فهم ایده اصلی

– توجه به مسئله اساسی و اصلی

– جستجوی راه حل‌ها و راه کارها

– ذهن باز یا گشودگی ذهن

– جستجوی دقت بیشتر

– تغییر دیدگاه خود به هنگام وجود شواهد و دلایل کافی

– برخورد با یک شیوه ی منظم با سنت‌های یک کل پیچیده

– به کار بستن توانایی تفکر انتقادی

– حساس بودن به احساسات

– سطح معلومات و درجه پیچیدگی دیگران(بدری،1387).

۲-۱۷-۶- بررسی فرایند تفکر انتقادی

فرایند گام به گام نیست بلکه ترتیب و نظمی‌که در جریان تفکر انتقادی طی می‌شود به ماهیت موقعیت بستگی دارد با این وجود جنبه‌های زیر وجود دارد که هر فردی که انتقادی فکر می‌کند آنها را در نظر می‌گیرد.

مطلب مشابه :  بهداشت عقل و قلب از منظر روانشناختی

– بر یک قصد و غرضی فکر می‌کند.

– دیدگاه‌های مختلف را در نظر می‌گیرد.

– هر تصمیم به وسیله ی مفروضاتی تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

– منجر به اشارات ضمنی و نتایج می‌شود

– از داده‌ها و تجارب استفاده می‌شود.

– استنباط و قضاوت انجام می‌گیرد.

– داده‌ها یا تئوری‌ها و مفاهیم مقایسه می‌شود.

– به سوال و یا مسئله پاسخ داده می‌شود.

در بررسی فرایند تفکر انتقادی به ساختار‌های ذهنی پیاژه توجه کنیم پیاژه معتقد است که بچه‌ها از طریق فعالیت به کسب دانش پرداخته و با تماس متقابل با محیط‌های روانی و فیزیکی خود دست به خلق چیزی می‌زنند. که پیاژه آن را ساخت ذهنی می‌نامد. در حین تعامل با محیط او با چیزهایی که با ساخت ذهنی خود متناقض است مواجه شده که این دو باعث به وجود آمدن حالت عدم تعادل در کودک می‌شود که باید به اصلاح یا جایگزین ساختار ذهنی قبلی خود شود. تعادل و عدم تعادل پیاژه کار مفیدی است که در آن دورنمایی برای درک بعضی از فشارها درگیر در آموزش تفکر انتقادی ارائه می‌شود(ابیلی،1391).

۲-۱۷-۷- فرق بین تفکر انتقادی و تفکر عادی

لیمپن به نقل از ارنشتاین و‌هانکین میان تفکر انتقادی و تفکر عادی تمیز قائل می‌شود :تفکر عادی ساده و فاقد ملاک است اما تفکر انتقادی پیچیده تر و بر پایه ملاک‌های عینی است او از معلمان می‌خواهد که تفکر عادی و انتقادی را در دانش آموزان پدید آورند ولی در مجموع تفاوت‌های زیر را بین این دو تفکر قائل است:

عادی                   انتقادی

حدس زدن           تخمین زدن

ترجیح دادن                      ارزشیابی کردن

گروه بندی           طبقه بندی

باور کردن                        فرض کردن

استنتاج کردن        استنتاج منطقی

مفاهیم همخوان     اصول درک شده

تصور کردن          فرض کردن

قضاوت بدون میزان            قضاوت با میزان

تفکر انتقادی یک مهارت محسوب می‌شود و روی فرایند تفکر تمرکز می‌شود برخی از روانشناسان برای تعریف تفکر انتقادی به طبقه بندی بلوم بر می‌گردند و تفکر را در مهارت تفکر بلوم قرار می‌دهد و معتقدند که بر خلاف مهارت‌های سطوح پایین تر که به دانش و درک و کاربرد مربوط هستند تفکر انتقادی اغلب با سطوح بالا یعنی تحلیل و ترکیب و ارزیابی ارتباط دارد. در دیدگاه روانشناختی مهارت تفکر به عنوان مهارت‌های شناختی و راهبرد‌هایی که احتمال نتایج مطلوب را افزایش میدهد تلقی می‌کنندبه عبارت دیگر تفکری هدفمند مستدل و شامل حل مسئله استنباط و جمع آوری اطلاعات و تصمیم گیری است(هالپرن[2]،1998).

۲-۱۷-۸- تفکر انتقادی از بعد مهارت‌ها ونگرش‌ها

انیس(1991)تفکر انتقادی را شامل دو مولفه مهارت‌ها و گرایش‌ها و یا آمادگی‌ها می‌داند. مهاتر‌ها شامل تحلیل و استدلال است قضاوت و اعتبار منابع شناسایی و مسئله اساسی و پاسخ دادن و خواستن و توضیح و آمادگی‌ها نیز شامل آماده بودن برای حفظ تمرکز بر روی نتیجه یا سوال آمادگی برای جستجو و ارئه دلیل،اراده و خواست برای جستجوی گزینه‌های مختلف و تعلیق قضاوت در مواقع فقدان دلیل و شواهد کافی می‌باشد(به نقل از کولوسی لو،1999).

مجموعه مهارت‌های تفکر انتقادی مولفه‌های روند این نوع تفکر از مرحله ی مواجه شدن با داده‌ها و اطلاعات تا رسیدن به داوری هدفمند و خود تنظیم –گر است. ما این مهارت‌ها را در سنجش منطقی و انتقادی موضوعات گوناگون به کار می‌بریم. این موضوعات مشتمل اند بر:

-شواهد و مدارک:مثل داده‌ها و اطلاعات ،تجارب

-مفهوم سازی:مثل ایده‌ها،نظریه‌ها

-روش‌ها:مثل استراتژی،ملاک‌ها

– معیارها:مثل استانداردها،ملاک‌ها

– زمینه‌ها:مثل موقعیت،شرایط

[1]. Bining

[2]– Halprn