مقالات و پایان نامه ها

نظریه‌های شخصیت

مرداد ۱, ۱۳۹۷

نظریه‌های شخصیت

2-1-4-1-نظریه‌های سنخ شناسی شخصیت

صاحب نظران حوزه شخصیت، قدیمی‌ترین سنخ شناسی را به بقراط و جالینوس حکمای قدیم یونان می‌دانستند. بقراط بدن انسان را بر حسب چهار نوع خلط تصور می‌کند: خون، بلغم، صفرا و سودا. وی معتقد است میان جسم آدمی و جهان خارج ارتباطاتی برقرار است.

و جالینوس[1] بر اساس نظرات بقراط بر این عقیده است که مردم بر مبنای غلبه هر یک از این اخلاط در بدن از نظر صفات و ویژگی‌های جسمی و روانی از یکدیگر متمایز می‌شوند.

گروهی دیگر از صاحب نظران شخصیت، مبنای کار خود را ارتباط ویژگی‌های جسمی یا خصوصیات شخصیتی قرار داده‌اند که ریشه در کارهای بقراط یا جالینوس حکمای قدیم یونان دارد. معروفترین این نظریه متعلق به کرچمر آلمانی و دیگری مربوط به شلدون آمریکایی است.

کرچمر[2] با استفاده از فنون انسان سنجی جسمانی، انسانها را به سه سنخ فربه تنان، لاغرتنان، و سنخ پهلوانی تقسیم می‌کند. براساس نظریه کرچمر هر یک از این سه سنخ جسمی به یک سنخ روانی مربوط می‌شود.

شلدون کوشید تا با همکاری استیونس به تحقیقات خود جنبه علمی‌تر و عینی‌تر بدهد. افراد را در سه سنخ اکتومورف، رمزومورف و آندومورف تقسیم‌بندی نمود.  این نظریه از انتقاد مصون نماند و مهمترین انتقاد اینکه اگر یک سنخ جسمی به عللی چون بیماری یا تغذیه تغییری از نظر جسمی پیدا کند تکلیف خصوصیات شخصیتی آن سنخ چه می‌شود. این انتقادی است که کرچمر و شلدون[3] نیز جواب روشنی به آن نداده‌اند(کریمی، 1375).

 

2-1-4-2-نظریه‌های تحلیلی عاملی شخصیت

با پیشرفت روشهای آماری قرن بیستم و بویژه روش تحلیل عوامل، عده‌ای از محققان برای تجزیه و تحلیل ساختار شخصیت، به این روشها گرایش یافتند. این عده که در حقیقت دنباله رو کارهای گالتن[4] و اسپیرمن[5] بودند، برای شناخت شخصیت معتقد به تجزیه و خرد کردن آن به اجزای کوچکتر هستند تا بتوان این اجزا کوچک را آسانتر مورد مطالعه قرار داد.

مطلب مشابه :  ناتوانی های هیجانی و انواع آن

 

2-1-4-2-1-نظریه کاتل

از آنجا که کاتل شخصیت را چیزی پیش بینی رفتار شخص را در اوضاع و احوال معین به ما می‌دهد تعریف می‌کند. بنابراین، به نظر او شخصیت باید هدفش پیش بینی رفتار آدمی در شرایط و اوضاع و احوال معین باشد.

به عقیده کاتل تعریف دقیق شخصیت مستلزم آنست که محقق قبلاٌ مفاهیمی که در مطالعه رفتار، قصد بکارگیری آنها را دارد به روشنی مشخص سازد. از نظر کاتل، مفاهیم سازنده شخصیت عبارتند از: ویژگی یا صفت که به صفات منشی، صفات تحریکی یا صفات توانشی تقسیم می‌شود. و تقسیم بندی دیگر، صفت عام، خاص، روساختی، پایه ای می‌باشد.

آیزنگ[6] در بحث شخصیت دو مسئله کلی را مطرح می‌کند یکی از این مسائل جنبه توصیف شخصیت است و به علل و موجبات رفتاری کاری ندارد. دیگری بررسی عوامل سببی است که در آن وی کوشش دارد تا علت‌های زیربنای شخصیت و اختلاف‌های بین شخصیت را تحلیل کند. از نظر توصیفی آیزنگ افراد را حول محور مزاجهای چهار گانه جالینوسی و برون گرایی و درون گرایی یونگر از لحاظ درجه، پایدار و ناپایدار بودن قرار می‌دهد. (کریمی، 1375)

توان تحریک – بازدارندگی * آثار محیط = درون گرایی و برون گرایی

2-1-4-3-نظریه انسان گرایی در شخصیت:

این دسته از نظریه‌ها در واقع در عرصه مخالفت با دو دیدگاه روانکاوانه و رفتار گرایانه شکل می‌گیرند. مخالفت آنان بر این پایه استوار بود که در روان‌کاوی توجه اصلی خود را به جنبه‌های بیمارگونه و روان رنجورانه متمرکز کرده است و نیروهای ناخودآگاه و توان های بالقوه را با دیدی منفی و بدبینانه می‌نگرد.

مطلب مشابه :  مفاهیم کلیدی در رویکرد اگزیستانسیالیست

مخالفت آنان بر رفتارگرایی نیز متوجه همین اصل است که رفتارگرایان با انکار نیروهای هشیار و ناهشیار در انسان و تمرکز صرف بر مشاهده رفتارهای عینی، و ماشینی انگاشتن انسان در واقع نیروهای بالقوه و توانایی‌های مهمی را که وجود دارند، نادیده انگاشته‌اند. همچنین در دیدگاه رفتارگرایان، انسان با حیوانات برابر دانسته شده و همین امر نیز خود منکر توانائیها و ویژگیهای مهمی است که در انسان وجود دارد. (کریمی، 1375)

رویکرد بشر دوستانه در مورد شخصیت تاکید خود را بر نظریه‌های خوش‌بینانه از طبیعت انسان قرار داده و به فضایل، اراده آزاد و شکوفایی توانایی‌های بالقوه مردمان اهمیت زیادی می‌دهد. انسانها در این مکتب به صورت موجوداتی خلاق تصویر می‌شوند که تمایل و سعی در شکوفایی، رشد و توسعه خود دارند.

مزلو[7] که خود یکی از عرضه کنندگان این مکتب است معتقد است که روانشناس باید خلاق‌ترین و سالم‌ترین افراد را برای نشان دادن بالاترین توانایی‌های بالقوه انسانی برگزیند و مورد مطالعه قرار دهد(کریمی، 1375).

 

2-1-4-4-نظریه‌های شناختی شخصیت:

یک گروه از نظریه‌های شخصیت که به شیوه‌های شناخت مردم از محیط و خودشان تاکید می‌ورزند نظریه‌های شناختی شخصیت نام دارد.

این نظریه ها عقلانی ترین نظریه‌های مربوط به شخصیت هستند. یکی از روان شناسان به نام جورج کلی، به عنوان نمونه ای از نظریه‌ها به گفتگو پرداخته است.

نظریه جورج کلی[8] به عنوان یک نمونه که به نظریه سازی‌های شخصی معروف است مورد بحث قرار گرفته است.

محور بحث او این است که انسان از یک سوی موجود است عقلانی و دارای شناخت و از سوی دیگر موجودی است که برای تعبیر و تفسیر رویدادهای زندگی خود از سازهایی که خود می‌سازد استفاده می‌کند. طبعا چون شیوه‌های شناخت افراد با هم متفاوت است تعبیر و تفسیرهای گوناگونی هم از زندگی و جهان اطراف خود دارند.

مطلب مشابه :  برترین راه کارها در مقابله با تعرض زناشویی را بدانیم

به طور کلی دیدگاه جورج کلی از ماهیت آدمی بسیار خوش بینانه است. بر مبنای همین خوش‌بینی، یکی یک سیستم ارزیابی شخصیت به وجود آمد که به آن آزمون فهرست سازه نقش(REP) گفته می‌شود.

این آزمون از نظر کاربردی ساده ولی ازنظر تعبیر و تفسیر پیچیده است. زیرا برای نمره‌گذاری آن روش عینی وجود ندارد و همین امر از دقت آن می‌کاهد.(کریمی، 1375)

 

[1] – Galenus

[2] – Kretschmer

[3] -Shaldoon

[4] -Golten

[5] -Speerman

[6]Hans Eysenck

[7] – Maslow

[8] – George Kelly