پایان نامه درمورد گروه های تروریستی

ت مشترک و امروزی اقدامات تروریستی عبارتند از: اقدامات بی هدفی که علیه شهروندان غیر نظامی یا اشخاص و گروه های اجتماعی به اقتضای نژاد، فرهنگ، ملیت یا تعلقات اجتماعی و مذهبی ارتکاب می یابند. حقوق بین الملل بشر دوستانه بدون هیچ تردید و ابهامی حمله به جمعیت غیر نظامی و توده مردم و نیزکلیه اعمال تبعیض آمیز نژادی، مذهبی و غیره را منع می کند .
اما با این حال به دلیل نبود توافق قاطع بین المللی در مورد معنای تروریسم گاهی مشاهده می کنیم که از واژه« تروریست» برای حمله به مخالفان سیاسی استفاده می شود در یکی از گزارش های گروه کاری ویژه سازمان ملل در مورد خط مشی مبارزه با تروریسم چنین آمده است: تروریست خواندن مخالفان یا معارضان در طول زمان باعث نامشروع و خلا سلاح شدن آنها می گردد.
مبحث دوم: انواع تروریسم
همگان کمابیش از مفهوم تروریسم آگاه هستند اگرچه ارائه تعریفی از آن مشکل است، و همیشه برای ارائه تعریف مشترک از تروریسم مشکل وجود داشته است و این ناشی از آن بوده است که آن کسی که از نظر یک شخص تروریست محسوب می شود از نظر دیگری یک مبارزه راه آزادی است .
اما شاید بتوان گفت کاربرد خشونت از پیش طراحی شده و غیر قابل پیش بینی و تهدید به خشونت برای به دست آوردن اهداف مشخص تروریسم خوانده می شود .
این توصیف، به معنای آن است که هر واقعه تروریستی را باید در بستر و شرایط ارتکابی آن ملاحظه کرد.

دانلود پایان نامه
اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

استفاده از روش خشونت آمیز برای نیل به هدف خاصی، عموماً سیاسی، علیه افراد بی گناهی که هیچ نقشی در اقدامات هدف اصلی نداشته اند، تقریباً عناصر مشترک در هر اقدام تروریستی است.
با در نظر گرفتن این عناصر به بررسی انواع تروریسم و تأثیر عوامل مختلف روانی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در شکل گیری تروریسم می پردازیم.
بند اول- تروریسم جنایی
تروریسم جنایی متضمن استفاده از ترور برای جلب منفعت مادی یا روانی است. طبق این تعریف تروریسم سیاسی و جنایی آشکارا با هم متفاوتند برخی معتقدند تروریسم جنایی همان تروریسم داخلی است چرا که وجه مجرمانه بودن اینگونه از تروریسم بیشتر است. به ویژه آنکه اکثر دولت ها اقدامات تروریستی را غیر قانونی اعلام کرده اند. وقتی صحبت از حمله بدون تفکیک، آدم ربایی و قتل، بمب گذاری تروریستی می شود و اشاره به اقداماتی مجرمانه ای است که با هدف سیاسی ارتکاب یافته اند. با این حال سیاسی بودن این عمل نافی مجرمانه بودن آن نیست بدان معنا که انگیزه عمل یا قصد مرتکب ممکن است سیاسی باشد اما خود عمل جرم است.
مساله آن است که آیا دولتی که خود جرم را وضع کرده می تواند مرتکب جرم و به طور ضمنی اقدامات تروریستی شود. اجماع کلی وجود دارد که دولت ها می توانند مرتکب جرم بین المللی همانند تجاوز به دولت دیگر یا ارتکاب جنایات جنگی در هنگام درگیری مسلحانه شوند.
بند دوم- تروریسم دولتی
تروریسم دولتی هنگامی رخ می دهد که نظام های حاکم در روابط بین المللی و خارج از تشریفات دیپلماتیک تثبیت شده ، از خشونت استفاده می کنند یا تهدید به استفاده از آن می نمایند. این اصطلاح در دوران ریاست جمهوری ریگان برای اشاره به اعمال خشونت خفیف بر ضد اماکن دیپلماتیک و تأسیسات نظامی ایالات متحده متداول گشت. این شکل از تروریسم را با وقایعی مانند اشغال سفارت ایالات متحده در تهران در سال 1358 و نیز بمب گذاری های صورت گرفته بر ضد پرسنل نظامی آن کشور در خاور میانه مرتبط می دانند .
گاهی اصطلاح تروریسم دولتی صرفاً به عنوان وصفی اهانت آمیز برای اقدامی غیر قابل قبول مانند سیاست استعماری معین یا تجاوز به یک کشور به کار می رود . دولت ها معمولاً به دلایل مختلف دست به چنین اقداماتی می زنند، برای نمونه گاهی برای تحقق آن دسته از اهداف سیاسی که از راه های دیگر قابل حصول نیست یا هنگامی که دولتی نمی تواند با دولت دیگر وارد درگیری مسلحانه شود یا این کار را به سلاح خود نمی بیند، از گروه های تروریستی حمایت می کند.
گاهی نیز دولت ها برای کسب قدرت در میان گروه های ایدئولوژیک و بدست آوردن طرفدار به اینگونه اقدامات دست می زنند.
اما مساله ای که مطرح می شود اقداماتی است که دولت ها به عنوان دفاع مشروع یا دفاع مشروع پیشگیرانه مرتکب می شوند. برای نمونه اقدامات ایالات متحده آمریکا همچون حمایت از شورشیان نیکارا گوئه، ربودن هواپیمای مصری حامل تروریست های رباینده کشتی ایتالیایی آکیله لانوریه به وسیله هواپیمای اف 14 در سال 1985 یا عملیات هواپیمای آمریکایی برای ربودن قذافی در سال 1986 را هم می توان تروریسم دولتی دانست. موضع رسمی آمریکا آن است که این قبیل اقدامات خصلتی دفاعی،کلافی جویانه و بازدارنده دارد. با این حال چنین روشی دو گانه ای نسبت به اقدامات بین المللی، خود می تواند عامل اصلی ایجاد زمینه ظهور پدیده های خشن همچون تروریسم باشد.
بند سوم- تروریسم ایدئولوژیک
تروریسم ایدئولوژیک معمولاً نوعی تلاش برای تغییر قدرت سیاسی حاکم است.
به اعتقاد برخی، تروریسم ایدئولوژیک متضمن انقلاب است اما همیشه چنین نیست بدین معنا که گروه های تروریستی معمولاً با یک ایدئولوژی خاصی یا متفاوت از دولت، به مقابله به آن می پردازند.
دولت در عصر حاضر، دولت دموکراتیک با فضای باز سیاسی و اجتماعی است که امکان رقابت همگان و رسیدن به قدرت را علی الاصول برای همه فراهم می کند.
مبحث سوم: ابعاد تروریسم
هدف از بررسی ابعاد تروریسم، نخست نشان دادن دلایل پیچیدگی این پدیده است. قابل ذکر است که دولت های غربی با انجام بحث در مورد ابعاد تروریسم در سطح سازمان ملل مخالفت کرده اند چرا که احتمال می دادند ممکن است بحث از ابعاد باعث توجیه اقدامات تروریستی شود. اما به نظر نگارنده بررسی ابعاد هر پدیده ای ما را در شناسایی هر چه بهتر آن کمک کرده، و امکان اتخاذ تدابیر مؤثر علیه آن را میسر می سازد.
بند اول- بعد روانی تروریسم
قبل از آنکه به علل روانی موجود تروریسم پرداخته شود ذکر چند نکته لازم است.
نخست آنکه تروریسم پدیده بسیار متنوع و پیچیده است و هر یک از گروه های تروریستی خصلتهای متفاوتی داشته و نمی توان یک نوع خصلت را به همه آنها نسبت داد. به علاوه در گروه های تروریستی مساله رابطه رهبر و اعضا پویایی سازمان و نحوه تصمیم گیری با یکدیگر بسیار متفاوت است در نتیجه برای بررسی روانشناسانه تروریسم باید هر گروه را با ویژگی های آن گروه و با بستر زمانی و مکانی خاصی بررسی کرد. دوم آن که بررسی های روان شناسان متعدد نشان داده است که بعد روانی اعضای گروه های تروریستی از بعد روانی گروه در ارتکاب اعمال تروریستی متفاوت است.

افراد معمولاً به دلایلی چون کمک به نیازمندان، انتقام جویی یا برای مهم شدن و مطرح شدن به این گروه ها روی می آورند، روان شناسی گروه ها کاملاً متفاوت است. مهم آن که تفکیک رهبران و شناسایی رهبر در گروه های تروریستی بسیار مهم است. این رهبران هستند که افراد پراکنده و به انگیزه های مختلف را حول یک هدف که همان آرمان گروه تروریستی است گرد هم می آورد.
بررسی های مختلف روان شناسان نشان می دهد که در تروریست ها،آسیب شناسی روانی قابل ملاحظه ای وجود ندارد و « ویژگی بارز و مشترک تروریست ها بهنجاری آنها می باشد». با این حال یکی از خصلت هایی که در بسیاری از گروه های تروریستی رواج دارد، مساله فرافکنی شخصیتی است. بدین معنا که فرد نکات منفی شخصیتی خود را به محیط اطراف خود نسبت می دهد و با حمله به دشمن، آنان را سپر بلای زشتی ها قرار می دهد. عبارت« ما مسئول مشکلاتمان نیستیم، آنها سبب مشکلات ما هستند» از نظر روانی توجیه مناسبی است از آنچه در زندگی آنها اتفاق افتاده است و این حالت را می توان به طور بارز در وجود کاریز ماهای ویرانگری چون هیتلر یافت.
در بسیاری از تحقیق های دیگر مواردی از تحقیر اجتماعی دیده شده است، یعنی معمولاً تروریست ها افرادی هستند که در جامعه به دلایل قومی یا طبقه اجتماعی به دیده تحقیر نگریسته می شوند.
کسانی که دچار تحقیر اجتماعی شده یا از سایر محرومیت های اجتماعی رنج برده اند، ناگهان در گروه خود را مهم و مورد توجه می یابد و متوجه می شود می تواند به اعمالی دست زند که باعث مطرح شدنش در میان عموم شود.
توجه به این نکته بسیار مهم است که شماری از گروه های تروریستی برای با اهمیت شدن دست به اقدامات تروریستی می زنند چرا که می دانند در این صورت حتماً توجه مردم و دولتمردان را به خود جلب خواهند نمود.
گاهی اتخاذ تروریسم به عنوان یک روش مبارزه، انتخابی است که گروه های تروریستی به دلایل مختلف آن را برمی گزینند. یعنی گروه، استراتژی ترور را برای ادامه فعالیت خود بر می گزیند.
در مقابل این فرآیند منطقی گاهی نوعی اجبار در گروه های تروریستی دیده می شود بدان معنا که در برخی از گروه ها نوعی فشار برای ارتکاب اعمال تروریستی وجود دارد، آنگاه که تروریسم یک روش انتخابی نبوده و به دلیل منافع و مزایای آن برگزیده نمی شود، بلکه یک گروه تروریستی برای توجیه موجودیت خود مجبور به ارتکاب اعمال تروریستی می گردد، در این حالت از لحاظ روان شناسی ارتکاب اعمال تروریستی یک انتخاب نیست بلکه لازم و ضروری می باشد.
عنصر روانی قابل ذکر دیگر در گروه های تروریستی که به شدت اعضای گروه را متأثر می کند، فشار برای اطاعت است. برای اینگونه گروه ها هر گونه تردید نسبت به مشروعیت اهداف و عملکرد گروه، غیر قابل تحمل است.
زمانی که سوالی در گروه مطرح می شود، یک ایدئولوژی خودکامه و مطلق گرا به یک توجیه روشنفکرانه تبدیل می شود. در واقع ایدئولوژی بر اصول اخلاقی گروه چون کلام وحی نافذ است. در اینجا تأکید این مطلب مهم است که به دلیل اینکه افراد هویت فردی خود را در این گروه ها از دست داده و در نتیجه هویت گروه را کسب می کنند در نتیجه گروه است که ارزش های آنان را انتخاب می کند. آنچه گروه اخلاقی بداند برای فرد هم اخلاقی خواهد بود.
نکته قابل ذکر دیگر در مورد گروه های تروریستی بررسی مساله تروریسم انتحاری از دیدگاه روانشناسی است. درک اینکه چگونه یک گروه تروریستی دینی می تواند افراد را به انجام اقدامات انتحاری ترغیب کند، اندکی آسان است اما شاهدیم که گروه های غیر دینی که درصدد کسب اهداف مادی غیر دینی هستند نیز به این روش متوسل می شوند.
برای توجیه این شیوه باید گفت که تروریسم انتحاری نتیجه فرهنگ شهادت است. در چنین روندی، فشارهای اجتماعی اهمیت بسیاری دارند و باعث می گردد« خط تولید تروریست های انتحاری» به جریان افتد. اجزای این خط تولید وجود یک قرار داد اجتماعی و شناسایی افراد به عنوان« شهید زنده» است که در اجتماع از پرستیژ بالایی برخوردار می باشند. هنگامی که فردی وارد این روند می گردد، بازگشتش از شهادت، شرم آور و مایه تحقیر
خواهد بود. در نتیجه می توان دریافت که تروریسم انتحاری نتیجه تفکر و هویت گروهی و نه تفکر شخصی است.
از آنجا که گروه های تروریستی از ساختار و ماهیت مختلفی برخوردارند لذا واکنش مناسب در برابر آن نیز متفاوت می باشد می توان گفت تروریست های را که تنها به سبب تروریست بودن احساس ارزش و اهمیت می کنند، نمی توان وادار به ترک تروریسم کرد چرا که در این صورت ممکن است تنها دلیل موجودیتشان را از دست بدهند. اصولاً توسل به تدابیر فیزیکی و زور علیه این افراد را، به جایی نمی برد چرا که در حقیقت این مبارزه است که همواره آنها را قوی می کند. روش های غیر مستقیم مبارزه و استفاده از روش های مسالمت آمیز می تواند برای مقابله با آنها سودمند تر باشد.
با در نظر گرفتن این که تروریسم گونه ای از جنگ

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *