مقالات و پایان نامه ها

چه زمانی ام اس در بدن اغاز میشود

مرداد ۴, ۱۳۹۷

11  ام اس

ام اس هنگامی دربدن آغاز می شودکه گلبول های سفیدکه نقش دفاعی دربدن دارند به میلین که حفاظتی برای رشته های عصبی است  کمک می کند که پیام های الکتریکی باسرعتی چندین برابرمنتقل شوند،بجای یک عامل بیگانه حمله می کنندوهربار که این گلبول هابه رشته های اعصاب مربوط به یکی از اندام های بدن حمله کنند،آن اندام دچارمشکل می شود.ام اس یک اختلال مزمن پیشرونده و به شدت ناتوان کننده با عواقب اجتماعی، اقتصادی زیاد است. ام اس قسمتی از طیف بیماری های غلاف میلین سامانه ی عصبی مرکزی است که از نظر اندازه و تعداد ضایعه ها، آسیب شناسی و پیامد بالینی با همدیگر متفاوتند. ام اس یک بیماری اتوایمیون است که با التهاب وپلاکها یا ضایعه های غلاف میلین (ماده ی چرب سفید اطراف نرونها سامانه ی عصبی مرکزی)مشخص می شود.علایم بیماری بسیار متغییر است، ولی بیشتر شامل نقص بینایی، ضعف، حرکتهای غیر ارادی،اختلالهای حسی و مشکلهای روده ای یا مثانه ای است علت بیماری ام اس هنوز ناشناخته است و این بیماری درمان قطعی ندارد. در 20 سال گذشته ، محققان ، اختلالات سیستم ایمنی بدن و ژنتیک را بعنوان عوامل مشکوک برای این بیماری توضیح داده اند. عامل خارجی (ویروس) هم از نظریات دانشمندان است که موجب می شود غلاف ملین بعنوان مزاحم توسط سیستم ایمنی بدن شناخته میشود؛ که البته این در حد یک نظریه است. (دکترابراهیمی، 1387)
هنگامی که سیستم ایمنی بدن تحریک شد و بدن وادار به تولید پادتنهائی می شود که به اشتباه به عناصر خودی بدن حمله میکنند، در بیماری ام اس این پادتنها به میلین که پوشش اعصاب می باشد حمله کرده و آنها را نابود می کنند. میلین باعث می شود که پیامهای عصبی به سرعت در طول عصب منتقل شود. حال اگر این ماده تخریب شود بر روی عصب نقاطی بدون میلین بنام پلاک بوجود می آید و با گسترش این پلاکها انتقال پیام عصبی در طول عصب کند شده و یا با مشکل مواجه می شود و باعث ایجاد اختلال حسی، ضعف، گرفتگی عضلات، اختلال بینایی، اختلال شناختی، خستگی، لرزش اندامها اختلال در دفع ادرار، مدفوع، عملکرد جنسی، کرختی، تاری، دید، دوبینی و اختلال گفتاری در فرد بیمار می شود .(دکترمعظمی،1393)

امروزه فرضیه جدیدی که در مورد منشاء سبب شناختی آسیب در ام اس ارائه شده است به نارسایی سیاهرگی مغزی نخاعی اشاره دارد. در ایران نیز تخمین زده شده است که حداقل بیست هزار نفر به این بیماری مبتلا باشند. ادبیات تجربی به میزان بالای افسردگی و پریشانی، بهزیستی فاعلی و کیفیت زندگی پایین، و مشکلات روان شناختی رابطه ای دو سویه وجود داشته باشد. حوزه ای در روان شناسی سلامت به نام ایمنی شناسی روانی- عصبی به این موضوع می پردازد که چگونه عوامل روان شناختی، دستگاه ایمنی را تغییر داده و سرانجام خطر ابتلا به بیماری را افزایش می دهد.به دلیل این آسیب شناسی روانی، فراهم کردن مراقبت های سلامت روان برای بیمارانی که ترکیبی از بیماری پزشکی – عصبی و روان پزشکی دارند چالش ویژه ای را پیش می کشدکه به نقش و روابط اجتماعی در این بیماران اشاره دارد. (جوانمرد،1389)
این بیماری مختص اعصاب مرکزی بوده ( مغز و نخاع ) و ایجاد لکه های سفید یا پلاکهای متعددی در مغز می کند. پلاکها گویای سفت شدگی غلافهای سلولهای (میلین ها) عصبی مغز می باشند, که این سفت یا سخت شدگی جلوگیری از انتشار جریان الکترو شیمیایی رشته های عصبی و اختلال در حرکات می شود. در نتیجه فرمانی که از مغز صادر می شود براحتی به اعضاء و ماهیچه ها نمی رسد و کار براحتی انجام نمی شود. مغز فرمانده, کل بدن بوده و در جایگاه رفیعی قرار دارد. شخص باید دقیقا این اندام مهم و حیاتی را بشناسد و حداکثر مراقبت را از این اندام مهم بنماید. زیرا هر عضوی از بدن کار خاصی را انجام می دهد و تغذیه خاصی را نیز دارد. مساله مهم و حیاتی این که کلیه اندامهای انسان تحت نظارت و کنترل این عضو مهم یعنی مغز می باشد و کوچکترین عصبیت ها و نگرانی های بی مورد در این عضو اثر مخربی داشته و کار کرد این اندام را مختل خواهد کرد.(کالات،ترجمه بیابانگردواحمد علی پور،1375)

مطلب مشابه :  مولفه‌های سرسختی روانشناختی

تصلب متعدد (تصلب منتشر) بیماری مزمن دستگاه عصبی مرکزی است که طی آن نواحی کوچک و پراکنده ای از بافت مغز و مغز تیره دچار استحاله می شوند. غلاف این تارها از بین می رود و توانایی انتقال تحریکات عصبی را از دست می دهد.این امر به ایجاد بافت پس از یک عفونت ویروسی مثلا فلج کودکان شباهت دارد، اما هیچ گونه شواهدی دال بر وجود عفونت یا هرگونه علت دیگر مشاهده نمی شود. نشانه های بیماری بر حسب موضع نواحی تصلب پدیدار می گردند و بنابراین می توانند با علامت های هرگونه اختلال دیگر در دستگاه اعصاب همانند باشند. تصلب متعدد، نوعی اختلال ادواری است. نشانه ها پدید می آیند و از میان می روند و در بین دوره های بروز بیماری، ممکن است بیمار تا چند ماه یا چند سال کاملا تندرست باشد.(دکتر معظمی،1393)

درنتیجه، انواع شیوه های درمان با ادعای آثار شگفت انگیز عرضه شده اند؛ لیکن در زمان حاضر، ارزش قطعی هیچ کدام از آنها اثبات نگشته است. تصلب متعدد (ام اس) که بیماری حاد و اغلب ناتوان کننده دستگاه عصبی مرکزی است، بیشتر اوقات افرادی را مبتلا می سازد که در سنین بین 20 تا 40 سالگی به سر می برند. ویژگی بیماری یاد شده عبارت از تخریب تدریجی غلاف های میلین که رشته های عصبی را مجزا ساخته و به این ترتیب قدرت انتقال تکانه ها (امواج عصبی) را از اعصاب سلب می نمایند.(مقالات فارسی لینکستان،ترجمه وتدوین امیردیوانی،1390)

ام اس درمواردشدیدوپیشرفته می تواندباعث دمانس شود.احتمالاویروس قبل از سن پانزده سالگی واردبدن می شودوپس ازطی یک دوره کمون چند ساله شروع به تکثیرمی نماید .باتکثیر ویروس ،دستگاه ایمنی بدن شروع به ساخت پادتن می کند،ولی ازآنجاکه قسمت خارجی ویروس ،تغییر شکل می دهد،پادتن به ویروس صدمه ای نمی زند.این پادتن اشتباها غلاف میلین رشته های عصبی دردستگاه عصبی مرکزی راموردتهاجم قرارداده،باعث ازبین رفتن آن(دمیلینیزاسیون)می گردد.به این ترتیب درطول زمان حملات مکررازبین رفتن غلاف میلین درقسمت های مختلف دستگاه عصبی مرکزی،به خصوص دراطراف بطن های طرفی،عصب بینایی،مخچه،ساقه مغزونخاع اتفاق می افتد.اغلب مدتی پس ازهرحمله به تدریج باساخته شدن مجددغلاف میلین علایم بهبودپیدامی کنند،ولی اگرتواترحملات زیادباشدآثارباقی مانده ازحملات قبلی روی هم جمع شده،بیمار راناتوان می کنند.درمواردشدیدکه قسمت عمده ای ازماده سفیدمغز دچار دمیلینیزاسیون شود،دمانس اختلالات روانی بروز می نماید.(معظمی،١۳٩۳)

2-12 تاریخچه پزشکی ام اس

عصب شناس فرانسوی، ژان مارتین شارکو1 )۱۸۹۳-۱۸۲۵(اولین فردی بود که در سال ۱۸۶۸ به تصلب (عصبی) متعدد به عنوان یک بیماری مجزا پی برد. . شارکو به مدد گزارش‌های پیشین و با اضافه کردن

مطلب مشابه :  نظریه‌های شخصیت

 

1- Jean-Martin Charcot

مشاهدات آسیب شناختی و بالینی خود نام این بیماری را “sclerose en plaques” گذاشت. علائم سه گانه این بیماری که اکنون به نام سه گانه ۱ شارکو شناخته می‌شوند عبارتند از جنبش غیر ارادی کره چشم، رعشه هدفمند، و گفتار تلگرافی (گفتار مقطع)می‌باشند، اگرچه این علائم مختص بیماری ام‌اس نمی‌باشند. شارکو همچنین متوجه تغییرات شناختی در بیماران خود شد که موجب بوجود آمدن “ضعف چشمگیر حافظه” و “کاهش قدرت ادراک” در آنها شده بود.قبل از شارکو، رابرت کارسول (۱۸۵۷-۱۷۹۳) که استاد انگلیسی آسیب‌شناسی بود، و ژان کروویلهر (۱۸۷۳-۱۷۹۱)، که استاد فرانسوی آناتومی آسیب شناختی بود، بسیاری از جزئیات بالینی این بیماری را تشریح کرده و به تصویر در آورده بودند، اما نتوانسه بودند آن را به عنوان یک بیماری مجزا تشخیص دهند. بویژه، کارسول آسیب‌هایی که شناسایی کرده بود را “ضایعه ویژه ستون فقرات به همراه تحلیل بافت” نامید. در سال ۱۸۶۳ آسیب شناس سوئیسی جورج ادوارد رینفلیش1(1908-1836) با استفاده از میکرواسکوپ متوجه شد که ضایعات التهابی در اطراف رگ‌های خونی پخش می‌شدند. در قرن ۲۰ نظریه‌هایی در خصوص علت و بیماری زایی این بیماری ارائه شد و درمان‌های موثر این بیماری در دهه ۱۹۹۰ کشف شدند.(لمن سی بروک،2004)

2-13 تشخیص ام اس
با توجه به طیف گسترده ی علائم بیماری ام اس ممکن است برای ماه ها تا سال ها تشخیص داده نشود. پزشکان بویژه متخصصین مغز و اعصاب با گرفتن شرح حال دقیق و آزمایشات و معاینات فیزیکی و عصبی

 

1- Georg Eduard Rindfleisch

شامل:
الف)MRI
ب)آزمون الکتروفیزیولوژیک
ج)تست مایع نخاعی
در مجموع، این سه تست و تست های دیگر به پزشک در تأیید ام اس کمک می کند برای تشخیص قطعی ام اس حداقل دو علامت جدا یا تغییرات در ام آر آی در طول زمان(و در فضا تشریحی )در حداقل دومحل جداگانه در داخل سیستم عصبی مرکزی، که می تواند توسط ام آر آی و یا آزمایش عصبی نشان داده شود؛ نیاز است.البته نظر پزشک برای رسیدن به تشخیص قطعی لازم است.(انجمن ام اس،دسامبر2008)

جهت تشخیص این بیماری باید ثابت نمود که حد اقل دو منطقه از ماده سفید مرکزی در زمان های مختلف دچار ضایعه شده اند. در بیماران با سیر عود کننده-بهبود یابنده و نشانه های درگیری حد اقل دو منطقه از ماده سفید مرکزی تشخیص قطعی بیماری از نظر بالینی ممکن است. در بیماران دارای ضایعات متعدد در ماده سفید و فقط یک حمله بایلنی و یا بیماران دارای دو حمله بالینی و فقط یک مثانه عصبی تشخیص این بیماری داده میشود.(کوشانیک بین،1391)

توالی بیماری

اسکلروز منتشر چهار سیر بالینی به نسبت متمایز از یکدیگر دارد:

1)سیر عود کننده – بهبودپذیر1 که با حمله های خود محدود شونده و اختلال سامانه ی عصبی مشخص می شود و شایع ترین شکل تظاهر بالینی بیماری است. در طی روزها یا هفته ها حمله ها به صورت حاد گسترش می یابند و طی یک دوره هفته ای یا ماهیانه بهبود عملکردی پیدا می کنند و در بین دو حمله بیمار از نظر نورولوژی و علامتی در حالت پایدار می ماند. 2)سیر پیشرونده ثانویه2 که همانند سیر عود کننده متناوب شروع می شود ولی در سیر بیماری، یک تخریب مداوم عملکرد بروز می کند که به حمله ی حاد بیماری ربطی ندارد.

۳)سیر پیشرونده ی اولیه3 که بدون حمله حاد بوده از همان ابتدا با کاهش مداوم عملکرد مشخص می شود. 4)سیر پیشرونده عود کننده1که با سیره پیشرونده شروع می شود ولی بیمار گاهی حمله هایی را تجربه می کند(۳ و٢)در یک مطالعه در ایران ٨٨٪ بیماران سیر بالینی عود کننده بهبودپذیر ٧٪ سیر پیشرونده ی اولیه ،۵٪ سیر پیشرونده ثانویه داشتند.در این مطالعه سیر پیشرونده عودکننده مشاهده نشد. (عزیزی، جانقربانی،حاتمی،١۳٨٩)

مطلب مشابه :  شیوه های فرزندپروری از نظر روانشناختی

 

 

 

2-Secondary progressive MS             1-Relapsing-remiting MS

3-Relapsing progressive MS              4-Primary progressive MS

2-15 علائم اصلی ام‌اس

فرد دارای ام‌اس همه علائم یا نشانه‌های عصب شناختی را دارد؛ رایج ترین این نشانه‌ها مشکلات سامانه عصبی خودگردان، دیداری، حرکتی و حسی می‌باشند. علائم خاص از طریق محل‌های زخم در سیستم عصبی مشخص می‌شوند و شامل کم بساوایی یا خواب رفتگی مانند مور مور شدن، گز گز کردن، ضعف عضلات، واکنش‌های غیر ارادی، گرفتگی عضلات یا ناتوانی در حرکت، ناتوانی در هماهنگی و تعادل ناهماهنگی عضلات، مشکل در صحبت کردن یا مشکل در غذا خوردن، مشکلات دیداری (جنبش کره چشم، کاهش دید یا دوبینیاحساس خستگی، درد شدید یا درد مزمن و مشکل در ادرار و مدفوع می‌باشد دشواری در فکر کردن و مشکلات عاطفی مانند افسردگی یا خلق ناپایدار نیز در بین مبتلایان به ام‌اس رایج است پدیده یوتافس کردن گردن از ویژگی‌های بیماری ام‌اس می‌باشند معیار اصلی ناتوانی و شدت مقیاس وضعیت ناتوانی گسترده شدت یافتن نشانه‌های بیماری بر اثر تماس با دمای بالا و نشانه لرمیت، احساس سوزش در پشت هنگام خم (EDSS) می‌باشد که همراه با معیارهای دیگر مانند اسکلروز چندگانه تابعی کامپوزیت در تحقیقات مورد استفاده قرار می‌گیرد . (کالات،ترجمه بیابانگردوعلی پور،1375)

درد چشم و اختلال در حرکات چشمی، بی حسی و احساس مورمور و سوزش، احساس عدم تعادل و ضعف یا اسپاسم عضلانی  در ردیف شناخته شده ترین علایم بیماری ام اس هستند. همچنین اختلال در راه رفتن یا تکلم، اختلال در کنترل و تخلیه ادرار و مدفوع، اختلالات جنسی و در مراحل انتهایی نیز اختلال در تفکر و تصمیم گیری از دیگر علایمی هستند که برای این بیماری تعریف می شود. ام اس مخفف بیماری مولتیپل اسکلروزیس است که سبب اختلالت بینایی، حسی، ضعف عضلانی و مشکلات دیگر می شود(فورول،2008) این نشانه‌ها در ابتدا در دو الگو اتفاق می‌افتد؛ یا به صورت دوره‌های وخیم تر شدن ناگهانی بیماری( که چند روز تا چند ماه به طول می‌انجامد )عود، وخیم تر شدن، دوره بیماری، حملات یا تشدید ناگهانی نامیده می‌شوند) که به دنبال آن بهبودی بیمار صورت می‌گیرد (۸۵٪ موارد) و یا وخیم تر شدن تدریجی در طول زمان بدون دوره‌های بهبودی۱۰-۱۵٪ موارد ممکن است در مواردی ترکیبی از این دو اتفاق بیفتد یا ممکن است افرادی دچار دوره‌های عود و بهبودی شوند که بعدها ادامه دارد با این وجود در بعضی موارد این وخیم تر شدن بیماری به دنبال نشانه‌های معمول می‌آید و بیشتر در بهار و تابستان اتفاق می‌افتد.به طور مشابه، عفونت‌های ویروسی مانند سرماخوردگی معمولی، آنفلوآنزا یا التهاب معده و روده‌ها احتمال آن را افزایش می‌دهند باردار بودن احتمال عود بیماری را کاهش می‌دهد، اگرچه در طول چند ماه اول پس از وضع حمل این احتمال بیشتر می‌شود به طور کل، به نظر نمی‌رسد باردار بودن بر ناتوانی دراز مدت تاثیر داشته باشد موارد بسیاری از جمله واکسن زدن، شیر دهی ضربه شدید بدنی و پدیده یوتافس بر نرخ عود بیماری تاثیر نمی‌گذارند(فورول،2008)