مقالات و پایان نامه ها

چگونگی فرایند خلاقیت شامل چه مراحلی است

مرداد ۴, ۱۳۹۷

فرایند خلاقیت

چگونگی فرایند خلاقیت مشتمل بر مراحل ذیل است:

1)ایجاد نگرش موافق برای پذیرش افکار و طرح های جدید:

برای فعال شدن استعداد بالقوه خلاقیت در افراد، باید زمینه تقویت نگرش مثبت به آزادی فکر و ارائه طرح‌های جدید فراهم آرید؛ به گونه ای که افراد بتوانند علی رغم راکنش های نامطلوب احتمالی دیگران، با اعتماد به نفس کافی به خلاقیت بپردازند. افراد خلاق نباید تحت تاثیر پیش فرض های قرار گیرد زیرا در این صورت با ناامیدی دست از نوآوری می کشند و طرح های جدید آن به دلیل، 1-تنبلی ذهن 2-موانع فرهنگی 3-قضاوت های نا پخته از بین می رود. موانع فرهنگی خلاقیت عبارتند از: میزان دانش افراد در مراحل، پیشین، گروه و جمع بستن و نهادهایی که بر الگوهای رفتاری فرد نفوذ دارد.

2)افزایش حساسیت افراد نسبت به مساله: اهتمام به شناخت و تشخیص مسایل و موانع بهبود طراحی برنامه‌ها از بارزترین علائم حساسیت افراد خلاق نسبت به مسایل است. افراد خلاق ابتدا آنچه را که می خواهند انجام دهند مشخص می کنند. تقویت فراگرد خلاقیت هنگامی موثر خواهد بود که افراد بدانند، چرا ارائه طرح ها و فکرهای جدید ضرورت دارد.

3)مهیا ساختن شرایط خلاقیت از طریق فراهم کردن مواد خام لازم:

فکرها و طرح های جدید مبتنی بر دانش، اندیشه ها، و تجربیات افراد هستند این منابع از طریق مطالعه، مشاهده، مصاحبه با اشخاص آگاه، مسافرت و رسانه های گروهی توسعه می یابد. جستجوی واقعیات باید در دامنه ای وسیع انجام شود و همه ی اجزاء مساله را مد نظر قرار دهد تا گنجینه ای از اطلاعات فراهم گردد. به هر حال، اطلاعات موجود یا مواد خام تفکر باید طبقه بندی و دسته بندی شود تا قابل استفاده باشد.

4)ایجاد سلامت فکر: فکر بر توان گردآوری فکرها و طرح های متنوع و متعدد در مورد مساله دلالت دارد. ارزش این کار در آن است که با افزایش میزان فکرهای موجود، احتمال یافتن راه حل عملی افزایش می یابد به همین دلیل، فرا گردها و طرح ها تیز حائز اهمیت است (رضائیان،115:1388).

5)استمرار فعالیت ضمیر نا خودآگاه بر روی مساله:ضمیری که در انسان وجود دارد دو گونه است:

الف: ضمیر خودآگاه: بخش از ذهن است که اطلاعات فوری و مورد نیاز دائمی در آن قرار دارد و حجم این اطلاعات اندک است و فرد می تواند اطلاعات جدید به آن اضافه کند یا از اطلاعات آن استفاده کند.

ب: ضمیر ناخودآگاه: ضمیری است که در آن اطلاعاتی وجود دارند که کم تر مورد استفاده قرار می گیرند، میزان این اطلاعات بسیار زیاد است و انسان به راحتی نمی تواند از اطلاعات در ضمیر ناخودآگاه استفاده کند. این ضمیر نا خودآگاه را خواب روی مساله نیز می گوید. به این معنا که انسان موضوع را به ذهنش بیاورد ولی جواب آن را در ذهن خودآگاه، پیدا نتواند، در این صورت فرد موضوع را به فراموشی بسپارد تا موضوع به ضمیر نا خودآگاه منقل شود و در آن ها سئوال صورت بگیرد تا جواب به آن سئوال پیدا شود. (منطقی، 19:1387).

مطلب مشابه :  چه تفاوتی بین کنار آمدن و تاب آوری وجود دارد

6)درخشش ناگهانی یک فکر: شاید بتوان گفت که اکثر ابتکارات و نوآوری افراد خلاق حاصل جرقه زدن یک فکر جدید در یک حال غیر قابل انتظار بوده است؛ البته این امر به شرایط و میزان توجه و دقت افراد به جهان نیز بستگی دارد. زمان پیدایش این حالت نامشخص است. به طور که گاهی ممکن است پس از گذشت چند لحظه،‌ چند ساعت یا چند روز از مرحله قبلی، پیدا شود و گاه ممکن است سال ها طول بکشد تا ذهن در مورد یک مساله، طرح یا راه حل جدید را پیدا کند (رضائیان، 1388: 17).

برای ارتقاء سطح نوآوری و خلاقیت به عوامل مانند محصول، امکانات، فرآیند تکنیک ها و خلاقیت فردی و گروهی باید توجه داشت، که اگر در بستر مناسب و فرهنگ مناسب سازمانی ظهور کنند حاصل آن نوآوری خواهد بود. (حاتمی صادق، 1384: 316). عده ای اعتقاد دارند که خلاقیت آموختنی نیست و ذاتی است. بسیار دیگر معتقدند که با آموزش می توان افراد خلاق را پرورش داد. به نظر این عده، خلاقیت فرآیند چهار مرحله ای است که عبارتند از: 1-تصور، 2-پختگی  3-آرزو  4-نوآوری؛

تصور، مرحله ای است که فرد، اشیاء را ملاحظه می کند. یک فرد ممکن است در حل مشکل،‌ راه حل تصور کند که فکر دیگری ابدا نرسیده باشد. تصورات، فورا از قوه به فعل درنمی آید؛ مرحله پختگی را باید بگذراند.

برای نیل به مرحله پختگی در بعضی موقعیت ها ضرورات دارد که فرد، منابع زیادی را مورد بررسی و مرور قرار دهد به قالب های مختلفی درآورد تا پدیده ی جدیدی بیرون آید. تصور کنید جهت حل یک مساله در بن بست مطلق قرار دارید، در این بین ناگهان جرقه ای در ذهن زده می شود و پاسخ به سئوالات آشکار می گدد. ابداع در واقع لحظه ای است که تمام کوشش های فرد با موفقیت،‌ به هم می پیوندد (صادق پور، 1384: 266).

در چگونگی خلق نظریه ها و اندیشه های نو، اندیشمندان به گونه های متفاوتی نظر داده اند. برخی چون: بیکن فیلسوف انگلیسی و هیوم فیلسوف اسکاتلندی شیوه ی استقرایی را در نظر دارند زیرا در این ماه راهی آفریدن مشاهدات و پس یک کاسه کردن آن ها و تعمیم از موارد جزء به حکم کلی است.

گروه دیگر بر شیوه قیاسی تاکید ورزیده اند که رسیدن به جزء از کل است. به شیوه قیاسی نیز می توان به افکار و نظریه های جدید رسید، مصادیق تازه ای را کشف کرد و از قوانین کل به نتایج نوین دست یافت و عده ای کشفیات جدید را از ایده قضیه سازی های قیاسی می داند.

مطلب مشابه :  روش کار واقعیت درمانی

یکی دیگر از منابع خلاقیت و نوآوری که در به وجود آوردن،‌ نظریه های بدیع علمی سهم بسزایی داشته و دارد تمثیل و مدل سازی است. به کمک مدل های بسیاری از تئوری های جدید زاییده شده است مثلا: نظریه موجی نور عمدتا به مدد تمثیل و قیاس نور با خواص موجی صوت تکوین یافت.

اشراق نیز در آفرینش نظریه های جدید نقش عمده دارد منظور از اشراق «معنای تابش» آن است که نحوه اندیشیده نه چندان تابع براهین ثابت و به اثبات رسیده، بلکه منبعث از جهش های درون و ارائه های جوشان است (الوانی، 1389: 225). تکنیک سئوال های ایده برانگیزش ترین روش های تقویت و بروز استعداد خلاقیت است. سئوالات می تواند در زمینه در زمینه امکانات جایگزینی، امکانات افزایش یا کاهش، امکان تغییر، امکان ترکیب، امکان تعویض، امکان شبیه سازی و امکان کاربردهای دیگر و زمینه های مشابه طرح شد، فرد را به سوی اندیشه های نو سوق دهند (همان، 234).

نارضایتی خلاق (فراتر جوی): یعنی همواره از زاویه نقد وضع موجود پدیده ها به آن ها نگریستن و در جستجوی شکل برتر آن ها برآمدن. نارضایتی خلاق نسبت به دستاوردهای زندگی باعث می شود تا ما همواره با خود شعار «امروز بهتر از دیروز و فردا بهتر از امروز» را زمزمه کنیم و براساس آن عمل کنیم. این نگرش سه وجهی فرد را آماده می سازد که با ذهن حساس، و پرسش گر و مثبت اندیش، وضع موجود پدیده ها را نقد کند و با تکره بر نقاط قوت مراتب آشکار، کامل تر پدیده را جستجو کند (خاکی، 1388: 32).

روش های انگیزش به خلاقیت و نوآوری

مدیران برای این که چگونه کارها و فنون هایی را به کار گیرند تا انگیزه ای در کارکنان ایجاد شود، الگوهای فراوان را بیان کرده اند.سه دسته از عوامل هستند که می توانند زمینه نوآوری را فراهم سازند. این عوامل عبارتند از: 1-عوامل ساختاری 2-فرهنگی 3-نحوه اداره منابع انسانی در سازمان.

عوامل ساختاری

براساس تحقیقات گسترده ثابت گردیده است که: اولا روابط ارگانیکی یا طبیعی که دارای کم ترین مقررات و تقسیم کار براساس تخصص و بیشترین عدم تمرکز است که زمینه مساعدی جهت پذیرش نوآوری فراهم می کند. ثانیا وفور منابع به مدیریت این امکان را می دهد تا ابتکارات را خریداری کند و هزینه های نهادینه کردن نوآوری و هم چنین شکست ها را تحمل کند. آخرین عامل ساختاری، ارتباطات باز و راحت بینی واحدهاست که باعث می شود از طریق عکس العمل ها، موانع احتمالی را از پیش پا بردارد.

 

عوامل هماهنگی

عامل دوم فرهنگی است: به نظر می رسد که سازمان های نوآور، دارای فرهنگ مشابهی هستند. آن ها راه آزمودن را انتخاب می کند. موقعیت و شکست را ارج می نهند،‌ خطا را می پذیرند و می دانند که در تمام کارها و تولیدات، لزوما موفق نخواهند بود.

مطلب مشابه :  راهبردها و فنون رویکرد شناختی- رفتاری

به طور خلاصه فرهنگ نوآوری دارای ویژگی های زیر است:

1)قبول ابهامات: یعنی تاکید بسیار بر مشخص و معین بودن برای نوآوری، محدودیت می آورند.

2)تحمل غیر عملی: بسیاری از پیشنهادهای غیر عملی ممکن است نهایتا به نوآوری منجر شوند.

3)تحمل ریسک: افراد بدون ترس از نتایج بایستی تشویق یا آزمایش شود.

4)تحمل اختلافات: اختلاف عقاید مورد پذیرش است و تشویق می شود.

5)توجه به نتیجه: اهداف به روشنی بیان و افراد توجیه می شوند که از راه های مختلف می توان به اهداف رسید.

6)تصور سازمان به صورت سیستم باز.

عوامل منابع انسانی

آخرین دسته از عوامل مربوط به زمینه مناسب، جهت نوآوری، منابع انسانی است:

سازمان هایی نوآورند که نیروی انسانی خود را با آموزش های لازم و دانش تکنولوژی به روز مجهز کنند و هم چنین امنیت شغلی لازم را برای کارکنان فراهم نمایند تا از اشتباهات نترسند، سازمان های نوآور افراد را تشویق می کنند که قهرمان تغییر گردند (صادق پور، 1382: 267).

برا ایجاد خلاقیت در اعضای سازمانی، پنج شرط اساس در جو سازمانی دخالت دارند که تفهیم شرایط برای سازمان حائز اهمیت است:

1)ایجاد زمینه های نوآوری و آزاد اندیشی در نیروی انسانی.

2)فراهم کردن موفقیت برای نیروی انسانی به منظور سئوال کردن در سازمان به طریقی که عضو سازمان بتواند فرادستان و همکاران خود را مورد سئوال قرار دهد. بدین گونه، جو سامانی به جو؛ تبدیل می شود موجبات رشد خلاقیت را در نیروی انسانی فراهم می آورد.

3)ایجاد زمینه های پرسش از اوضاع مساله سامانی، برای نیروی انسانی. اوضاع که از واقعیت ها نشئت گرفته و سئوال برانگیز است.

4)قبول و تفهیم اوضاع مساله ساز برای سازمان.

5)حمایت مالی سازمان از نیروی انسانی در ابعاد تامین و رشد و پیشرفت.

لازم به ذکر است، هرچند که میزان خلاقیت بین انسان ها متفاوت است ولی همه ی انسان ها نیروی خلاقیت دارند و یکی از عوامل عمده بروز خلاقیت، ضرورت است (عسکریان، 1387: 58).

فرهنگ نوآوری: مهم ترین عامل موفقیت مدیران اشاعه بینش و فرهنگ خود در سازمان است، مدیران نوآور از اصلی ترین عناصر توسعه اندیشه نوآوری خود به طور جامعه در سیستم و سازمان است. تحرکات شخصی مدیر و نیز حمایت های وی از سایر حرکت های خلاقانه در فرهنگ نوآوری در محیط موثر و موجب افزایش آن خواهد شد،‌ از سیستم های موثر مدیران مذکور عبارتند از:

1)فراهم کردن محیط باز در مبادله ی اطلاعات؛

2)محیط و اقیلم ترغیب کننده؛

3)ایجاد طبیعت و ماهیت دانشگاهی در محیط کار؛

4)استفاده از سیستم تشویق و تنبیه مطلوب و جهت دار؛

5)ایجاد زمینه کارگروهی؛ (حاتمی صادق، 1384: 312).