اثربخشی خانواده درمانی راه حل مدار – ساختاری در درمان ( قطع مصرف …

در پژوهشی موسوی (۱۳۸۲) تحت عنوان بررسی کیفی/ کمی عملکرد خانوادهی معتادان جوان، به این نتیجه رسید که در این خانواده ها حضور پدر در خانواده ی دارای معتاد جوان از نظر فیزیکی و عاطفی بسیار کم رنگ است. قوانین انظباطی نامناسب و کنترل نامطلوب است. همبستگی در این خانواده ها، ضعیف و درگیری بین پدر و مادر و بین جوان معتاد و والدین نسبت به گروه گواه به طور معنادار بیشتر بود.
نتایج پژوهش امینی و همکاران (۱۳۸۲) با عنوان بررسی عوامل اجتماعی و محیطی مرتبط با بازگشت مجدد معتادان به مصرف مواد افیونی در مراجعین به مراکز دولتی ترک اعتیاد شهر همدان نشان داد که عوامل مرتبط با بازگشت اعتیاد از دیدگاه افراد وابسته به مواد، عامل بین فردی مرتبط با بازگشت، معاشرت با دوستان معتاد و منحرف و مهمترین عامل شغلی، بیکاری بود. عامل اقتصادی و خانوادگی مرتبط با بازگشت برای افراد مجرد، برخورد نامناسب خانواده و برای افراد متاهل برخورد بد همسر و فرزندان می باشد.
کلدوی (۱۳۹۰) در پژوهشی به مقایسه اثربخشی مدل پیشگیری از بازگشت بر پایه ذهن آگاهی، مدل ماتریسی و روش ترکیبی در پیشگیری از بازگشت افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به کلینیک های ترک اعتیاد زاهدان پرداخت. یافته های پیرامونی پژوهش نشان داد که خانواده هایی که به طور مستمر در جلسات روانی شرکت می کردند، مهارت های مقابله ای را آموخته و حداکثر حمایت را از بهبودی افراد وابسته به مواد داشتند. همچنین حد و مرزها و چگونه زندگی کردن را مشخص کرده و برای افراد وابسته به مواد محدودیت گذاشته، نسبت به اجرای آن باثبات بودند و روی آن تأکید می کردند (مثلاً به تو پول قرض نمی دهیم) در همراهی و بهبودی افراد وابسته به مواد موفقیت بیشتری داشتند.
یحیی زاده (۱۳۸۸) در پژوهشی به تأثیر عوامل خانوادگی بر گرایش افراد به سوء مصرف مواد مخدر پرداخت. در این پژوهش ۳۵ نفر (۲۵ نفر مرد و ۱۰ نفر زن) شرکت داشتند. نتایج نشان داد که خانواده به طور مستقیم و غیر مستقیم نقش بسیار مهمی در گرایش کودکان و نوجوانان به مصرف مواد مخدر ایفا می کنند. اطلاعات حاصله از این پژوهش نشان داد که روابط سطحی و سردی بر خانواده این معتادان حاکم بوده و همچنین شیوه نادرست سرپرستی والدین در گرایش آنها به سوء مصرف مواد نقش بسزایی داشته است.
پورحسین، صفروند و پورمهدی (۱۳۸۹) در مطالعه ای که تحت عنوان عوامل مؤثر در گرایش نوجوانان و جوانان حاشیه نشین به اعتیاد مواد مخدر مشکین شهر انجام داد، به نتایج زیر رسیده است که بعضی از انواع تعاملات بین کودک و والدین از جمله فقدان نزدیکی عاطفی، عدم دخالت و شرکت مادر در فعالیت های کودک، احساس ضعیف پیوند و تعهد فرزند نسبت به خانواده و امور آن با نگرش مصرف مواد توسط دانش آموزان رابطه دارد و برعکس آن روابط مثبت خانوادگی از جمله شراکت با هم و تعلق و دلبستگی، میزان اعتمادگری بین اعضا و پیوند عاطفی به خانواده، با سوء مصرف مواد و بزهکاری در نوجوانان رابطه معکوس داشته است.
محرابی کوشکی (۱۳۸۲) گزارش نموده که خانواده به عنوان عنصر اصلی جامعه در پدیدایی و درمان اختلال وابستگی به مواد، نقش به سزایی دارد. از جمله روش های روان درمانی برای اختلال وابستگی به مواد در طیف وسیع روش های درمانی، گروه درمانی و دیگری کار با خانواده به منظور انجام مداخلات با دوام و کاهش میزان عود در این بیماری است. روش پژوهش وی در مطالعه انجام شده جهت بررسی اثربخشی گروه درمانی با ساختار و آموزش خانواده در کاهش میزان تمایل به مصرف مواد و کاهش میزان عود، روش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون همراه با پیگیری دو ماهه است که نتایج نشان می دهد بین دو گروه از لحاظ میزان وسوسه و تمایل به مصرف در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین این تفاوت در مرحله پیگیری دو ماهه معنی دار و تفاوت بین دو گروه از لحاظ میزان عود در پس آزمون و مرحله پیگیری نیز معنادار است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که گروه درمانی با ساختار همراه با آموزش خانواده در کاهش میزان وسوسه برای مصرف مواد و به تبع آن تمایل به مصرف مواد مؤثر است و موجب کاهش میزان عود، خصوصاً در سه ماهه پر خطر اولیه دوره بهبودی است.
نتایج پژوهش محرابی و همکاران (۱۳۸۴) با عنوان ” اثربخشی گروه درمانی ساختاریافته و آموزش خانواده در کاهش عود بیماران وابسته به مواد شهر اصفهان” نشان داد که گروه درمانی و آموزش خانواده باعث کاهش معنادار میزان وسوسه و تمایل به مصرف مواد شده است. علاوه بر این مداخلات یاد شده باعث کاهش معنا دار فراوانی بازگشت در مرحله پیگیری شد.
بررسی توکلی قوچانی (۱۳۸۸) یک پژوهش توصیفی تحلیلی است که در مراجعین به کلینیک های ترک اعتیاد استان خراسان شمالی، در شش ماهه دوم سال ۸۶ انجام شده است. نتایج نشان داد که سابقه اعتیاد در خانواده ۶/۴۹% وجود داشته و در ۵۶% موارد، اولین تجربه اعتیاد به پیشنهاد دوستان بوده است. در ۴۲% موارد، مشوق برای ترک، خانواده بوده است. بیشترین عوامل مرتبط با اقدام به ترک به ترتیب عوامل اقتصادی- اجتماعی، فردی و عوامل خانوادگی بوده است.
پژوهشهای صورت گرفته خارجی مرتبط با پژوهش
اسموک[۳۶۸] و همکارانش (۲۰۰۸) در پژوهشی که تحت عنوان مقایسه گروه درمانی راه حل-محور با درمان سنتی مشکل مدار برای سوء مصرف کنندگان مواد انجام دادند، یافته ها نشان داد که مراجعانی که در گروه راه حل –محور شرکت داشتند نسبت به گروه مشکل مدار به طور معناداری در آزمون افسردگی بک بهبود پیدا کردند در حالیکه مراجعان در گروه مقایسه بهبود معناداری را نشان نداند.
کوری و ولز[۳۶۹] (۲۰۰۱) تأثیر خانواده درمانی شناختی-رفتاری را بر نوجوانان افسرده سوء مصرف کننده مواد مورد بررسی قرار دادند. این پژوهش درمان خانواده را به طور جداگانه در بر می گرفت. نتایج پژوهش کاهش معنادار در تمام شاخص های افسردگی و در برخی شاخص های سوء مصرف مواد را نشان می داد.
همچنین مک هیو و هیرون[۳۷۰] (۲۰۱۰) اثربخشی درمان شناختی-رفتاری را برای اختلالات سوء مصرف مواد بررسی کرد و به این نتیجه رسید که درمان شناختی-رفتاری به عنوان تک درمان و بخشی از راهبردهای ترکیبی درمانی مؤثر است.
آکرمن[۳۷۱] (۱۹۸۸) مطالعه جامعی را در دپارتمان جامعه شناسی دانشگاه ایندیا در زمینهی فشارهای اجتماعی و تنش های خانواده ی معتاد و اثرات آن روی سایر اعضای خانواده انجام داده و به روشنی نشان داده است که بر اثر اعتیاد، عناصر اصلی خانواده و تنش های موجود، سایر اعضا دچار تنش و اضطراب می شوند. او به این نتیجه رسید که برای درمان، نخست باید به کاهش تنش های موجود در خانواده پرداخت و مادام که از شدت این فشارها کاسته نشود، هیچگونه اقدامی برای درمان میسر نخواهد بود. بنابراین مؤثرترین گام برای بهبود روابط اعضای خانواده، کنترل این فشارهاست. کودکان چنین خانوادههایی از درجه آسیب پذیری زیادی برخوردارند و رفتارهای خاصی نظیر حساسیت زیاد، خجالت، بدخلقی و زود رنجی از خود بروز می دهند.
نتایج پژوهش نیکتا و همکاران (۲۰۰۹) که بر روی ۳۲۶ نفر زن و مرد معتاد به الکل و سیگار، با دامنه سنی ۴۶-۲۰ سال در مدت ۳ سال انجام گرفت، نشان داد که درمان روان شناختی پویا و درمان راه حل مدار توأمان در بهبودی آنان تأثیر داشته است (قادری، ۱۳۹۰).
پژوهشی در انگلیس بر روی دانش آموزان نشان داده شد که بین ساختار خانواده و استفاده از مواد مخدر رابطه وجود دارد و زندگی با والدین در کاهش اعتیاد مؤثر است. به همین صورت عدم حضور پدر یا مادر در محیط خانواده باعث افزایش اعتیاد در عضو جوان خانواده می شود (میلر، ۱۹۹۷).
مطالعه ای در کانادا درباره مصرف مواد مخدر توسط اعضای خانواده انجام گرفت (بویل و همکاران، ۲۰۰۱). نتایج نشان داد که گرایش به مواد مخدر تأثیر برادران بزرگتر بر نوجوانان و جوانان بیش از سایر اعضای خانواده است. در ضمن، در مطالعه هافمن و سربون (۲۰۰۲) بر تأثیر اعتیاد والدین بر فرزندان تأکید شد. زمانیکه والدین مواد مخدر مصرف می کنند احتمال بیشتری وجود دارد که فرزندانشان نیز معتاد گردند. به ویژه زمانی که مصرف مواد مخدر والدین در حد پایینی باشد، این خطر در فرزندان افزایش پیدا می کند.
وینر، دیشازر و گینگریچ[۳۷۲] (۱۹۸۷) از طریق درمان راه حل محور به تغییر ساخت خانواده های دچار اختلال پرداختند. در این تحقیق که ۴۶ خانواده مورد درمان قرار گرفتند، موفقیتی ۶۸% گزارش شده است.
نتایج تحقیقی در رابطه با نگرش استفاده از مواد مخدر نشان داد که پایین بودن حمایت پدر شانس سوء مصرف تمام مواد مخدر را بالا می برد (پیکو، ۲۰۰۰). برخی از عوامل محیطی مانند خشونت، در دسترس بودن مواد توسط خانواده، رابطه سرد و دور بین والدین و فرزند، از عوامل خطر ساز در مصرف مواد توسط فرزندان می باشد. نتایج بر این نکته تأکید می کنند که کنترل عوامل محیطی و عوامل تربیتی خانواده می تواند در پیگیری از اعتیاد فرزندان مؤثر باشد و کوشش های پیشگیری و درمانی نیز در این جهت سامان داده شود (بروک[۳۷۳] و همکاران، ۲۰۰۱).
فرانکلین و همکاران (۲۰۰۱) نشان دادند که جوانان معتاد به سوء مصرف مواد، نوجوانان در معرض بحران نوجوانی و دارای مشکلات رفتاری، بسیار تحت تأثیر درمان راه حل – مدار می باشند (قادری، ۱۳۹۰).
در پژوهش سانتیستبان[۳۷۴]، مایر[۳۷۵]، منا و میترانی[۳۷۶] (۲۰۰۳) که بر روی ۱۲۶ فرد اسپانیایی که دارای سوء مصرف مواد بودند، انجام دادند. نتایج نشان داد که درمان راه حل- مدار در کاهش مصرف ماریجوانا مؤثر بوده است.
لامبرت[۳۷۷] و همکارانش (۱۹۹۸) درمان راه حل-مدار را در مورد ۷۲ بیمار که دارای اختلالات گوناگونی همچون اضطراب، وسواس، سوء مصرف مواد و ناسازگاری بودند، به کار گرفتند. آزمودنی ها در دو گروه ۲۷ نفره (تحت درمان راه حل-مدار) و ۴۵ نفره (تحت درمان یکپارچه نگر) جایگزین شدند. یافتههای پژوهشی اثربخشی نسبتاً یکسانی را در میان این دو رویکرد آشکار ساختند (سودانی، ۱۳۸۵).
سیم[۳۷۸] (۲۰۰۷) خانواده درمانی ساختاری را در مورد یک خانواده چینی تبار هونگ کونگی که دارای نوجوان وابسته به مواد بود، انجام داد. نتایج پژوهش اثربخشی خانواده درمانی ساختاری را نشان داد. همچنین نتایج پیگیری ۳ ماهه و ۲ ساله نشان داد که فرد نوجوان معتاد خانواده همچنان در مرحله پرهیز قرار دارد. این پژوهش همچنین نشان داد که خانواده درمانی ساختاری توانسته است عملکرد شخصی و همچنین عملکرد کلی خانواده را افزایش دهد.
بلو[۳۷۹] (۱۹۹۵) در پژوهشی تحت عنوان، مقایسه دانشجویانی که دارای سوء مصرف یا وابستگی به مواد بودند، با بدکارکردی خانواده هایشان به این نتیجه رسید که آنچه در سوء مصرف یا وابستگی به مواد در دانشجویان اثر بیشتری دارد، همانندسازی فرد سوء مصرف/ وابسته به مواد، بیشتر به صورت همانندسازی با بزرگسالان خانواده می باشد که این خطر ابتلا به الکل یا سوء مصرف مواد را در میان فرزندان افزایش می دهد.
فصل سوم
روش اجرای پژوهش
مقدمه
در این فصل روش شناسی پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد. در مورد روش انجام پژوهش، جامعه آماری مورد نظر، نمونه آماری، ویژگی های نمونه و روش نمونه گیری بحث می شود. سپس ابزار اندازهگیری به منظور جمع آوری اطلاعات، نحوه اجرا و نمره گذاری و تفسیر آنها معرفی می گردد و سرانجام نیز روش های آماری که به منظور تجزیه و تحلیل یافته ها و نتیجه گیری نهایی مورد استفاده قرار گرفته اند، بیان میشوند.
روش پژوهش
پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی است و بدین ترتیب، پژوهشگر بیش از هر چیز به دنبال دستیابی به یک هدف عملی (دلاور، ۱۳۸۹) و توسعه دانش کاربردی در زمینه مورد نظر است (سرمد و همکاران، ۱۳۸۳).
این پژوهش به منظور اثربخشی خانواده درمانی راه حل مدار- ساختاری در درمان (قطع مصرف مواد) افراد وابسته به مواد، جلوگیری از عود آن و افزایش عملکرد خانواده طراحی شده است. با توجه به هدف گفته شده و فرضیه های مطرح شده، روش پژوهش، نیمه آزمایشی، با عنوان طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری ۶ ماهه می باشد.
جدول ۳-۱ طرح پژوهش

T3 T2 T1 X RG آزمایش
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.