سامانه پژوهشی – اثربخشی خانواده درمانی راه حل مدار – ساختاری در درمان ( قطع مصرف …

همچنین سیم (۲۰۰۷) خانواده درمانی ساختاری را در مورد یک خانواده چینی تبار هنگ کنگی که دارای نوجوان وابسته به مواد بود انجام داد. نتایج پژوهش اثربخشی خانواده درمانی ساختاری را نشان داد. همچنین نتایج پیگیری ۳ ماهه نشان داد که فرد نوجوان معتاد خانواده همچنان در مرحله پرهیز قرار دارد و به صورت غیر رسمی بعد از ۲ سال نتایج نشان داد که نوجوان همچنان در مرحله پرهیز قرار دارد.
با توجه به پیشینه پژوهشی، هیچ تحقیقی که به اثربخشی رویکرد خانواده درمانی راه حل مدار – ساختاری بر پیشگیری از عود مصرف مواد پرداخته باشد مشاهده نشد. با توجه به اثربخشی منفرد هر رویکرد در پژوهش های ذکر شده، به نظر می رسد که این نتیجه منطقی باشد. همچنین نتایج این پژوهش، همسو با پژوهش های اسموک و همکاران (۲۰۰۸) کوری و ولز (۲۰۰۱) مک هیو و هیرون، نیکتا و همکاران (۲۰۰۹) بویل و همکاران (۲۰۰۱) فرانکلین و همکاران (۲۰۰۱) لامبرت و همکاران (۱۹۹۸) بلو (۱۹۹۵) سیم (۲۰۰۷) نظری (۱۳۸۳) محرابی کوشکی (۱۳۸۲) دیبائیان (۱۳۸۳) محرابی و همکاران (۱۳۸۴) می باشد.
فرضیه سوم: خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری در بهبود عملکرد خانواده افراد وابسته به مواد مؤثر است.
چرا خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری در بهبود عملکرد خانواده افراد وابسته به مواد مؤثر است.
عملکرد خانواده به طور معنا داری با مصرف مواد فرد ارتباط دارد و یک سیکل معیوب و اغلب چند نسلی در رابطه با مشکلات مرتبط با اعتیاد ایجاد می کند. عوامل خانوادگی، شامل آسیب شناسی روانی والدین، تعارض خانوادگی، جدایی ارتباطی و نارسایی های والدینی، همه پیش بینی کننده های قوی از شروع مصرف مواد و سوء مصرف مواد هستند (توبلر و کومرو[۳۹۳]، ۲۰۱۰).
بعضی ویژگی های خانواده دارای عملکرد مطلوب به این صورت است که در بین اعضای خانواده تعامل ارتباطی باز، کنترل و مهار فشار های روحی و روانی به طور مؤثر صورت می گیرد، همدلی، رهبری، ابراز علاقه و محبت و مسئولیت شخصی میان اعضا وجود دارد. در دیدگاه ساختاری فرض بر این است که اگر ساختار خانواده ناکارآمد باشد عملکرد خانواده هم ناکارآمد خواهد شد. در تبیین یافته های پژوهش می توان به این نکته اشاره کرد که اکثر خانواده های گروه آزمایش از عملکرد خانواده نامناسبی برخوردار بودند و از آن جایی که بین ساختار ناکارآمد خانواده و بروز اعتیاد ارتباط وجود دارد (از جمله روشن نبودن قواعد و انتظارات اعضای خانواده از یکدیگر، نبودن مرزهای شفاف در میان خرده نظامهای خانواده و قواعد ناکارآمد و نامؤثر جهت حل تعارض در سیستم خانواده). یکی از هدف های پژوهش، تغییر ساختار خانواده بود که با بهبود ساختار خانواده، عملکرد خانواده در حوزه های حل مشکل، ارتباط، نقش ها، پاسخدهی عاطفی، کنترل رفتار و مشارکت عاطفی در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری (p< 0/0001) افزایش پیدا کرد.
میلر (۱۹۹۷) در پژوهشی در انگلیس بر روی دانش آموزان نشان داد که بین ساختار خانواده و استفاده از مواد مخدر، رابطه وجود دارد و زندگی با والدین در کاهش اعتیاد مؤثر است. به همین صورت، عدم حضور پدر یا مادر در محیط خانواده، باعث افزایش اعتیاد در عضو جوان خانواده می شود. سیم (۲۰۰۷) خانواده درمانی ساختاری را در مورد یک خانواده چینی تبار هنگ کنگی که دارای نوجوان وابسته به مواد بود انجام داد. نتایج پژوهش، اثربخشی خانواده درمانی ساختاری را نشان داد. همچنین نتایج پیگیری ۳ ماهه نشان داد که فرد نوجوان معتاد خانواده همچنان در مرحله پرهیز قرار دارد و به صورت غیر رسمی بعد از ۲ سال نتایج نشان داد که نوجوان همچنان در مرحله پرهیز قرار دارد.
این پژوهش همچنین نشان داد که خانواده درمانی ساختاری توانسته است عملکرد شخصی و همچنین عملکرد کلی خانواده را افزایش دهد. نتایج کاتز و دین (۲۰۰۱) نشان داد که خانواه هایی که زوجین با هم روابط خصمانه ای داشتند بیشتر پیامد منفی نشان دادند. بشارت، رنجبر نوشهری و رستمی (۱۳۸۷) با مقایسه عملکرد خانواده بیماران مبتلا به اختلال سوء مصرف مواد با خانواده های بهنجار در جامعه آماری ۱۸۰ نفری به این نتیجه رسیدند که خانواده های بهنجار عملکرد بهتری داشتند.
نیک منش، خسروی و کاظمی (۱۳۸۹) با بررسی ساخت و عملکرد خانواده در رفتارهای جنسی نوجوانان با روش پژوهشی کیفی در دبیرستان های شهر زاهدان به این نتیجه رسیدند که عملکرد خانواده در پیشگیری از رفتارهای جنسی مخاطره آمیز نقش دارد. رامیش، مک ویکر و ساهین[۳۹۴] (۲۰۰۹) از طریق درمان توأمان خانواده درمانی راه حل- مدار و خانواده درمانی ساختاری در زوج های مطلقه با تعارض خفیف و استفاده از سوال معجزه[۳۹۵] و مرزسازی[۳۹۶] توانستند به نحو قابل مؤثری تعارض در این زوج ها را کاهش دهند و قابلیت همکاری و ارتباطی را در این زوج ها با اعضای خانواده بهبود بخشند. موسوی (۱۳۸۲) در پژوهشی نشان داد که سیستم خانواده های غیر معتاد نسبت به سیستم خانوادههای دارای عضو معتاد، از عملکرد کارآمدتری برخوردار است. طبق دیدگاه های خانواده درمانی، اگر در خانواده مشکلی برای یک عضو خانواده به وجود آید، تمام اعضای خانواده در به وجود آمدن آن مسئول هستند و خانواده با عملکرد پایین تری وظایف خود را انجام خواهد داد که این نکته در این پژوهش بصورت معناداری تأیید شد. برخی از تحقیقات انجام شده درباره ارتباط میان عملکرد ناسالم خانواده و اختلال روانی فرزندان نیز مؤید تأثیرپذیری سلامت روانی فرزندان از عملکرد خانواده آنهاست (ثنایی، ۱۳۷۷). نتایج پژوهش نشان داد که اختلاف معناداری در عملکرد کلی خانواده ها در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل و در زیر مقیاس ها (حل مشکل، ارتباط، نقشها، پاسخدهی عاطفی، کنترل رفتار، مشارکت عاطفی) وجود دارد. به عبارتی الگوی درمانی توانسته است عملکرد خانواده را در افراد معتاد به طور معناداری بهبود بخشد. خانواده ای که از عملکرد بالاتری برخوردار باشد، خواهد توانست به عضو معتاد خود کمک کند که فرایند قطع مصرف مواد خود را ادامه دهد و این موضوع در این پژوهش تأیید شد. نتایج پژوهش با نتایج پژوهش های بالا همسو می باشد.
با توجه به پیشینه پژوهشی، هیچ تحقیقی که به اثربخشی همزمان دو رویکرد خانواده درمانی راه حل مدار و ساختاری بر درمان (قطع مصرف مواد)، پیشگیری از عود آن و افزایش عملکرد خانواده پرداخته باشد یافت نگردید و با توجه به اثربخشی منفرد هر رویکرد در پژوهش های ذکر شده، به نظر می رسد که این نتیجه منطقی باشد. همچنین نتایج این پژوهش، همسو با پژوهش های اسموک و همکاران (۲۰۰۸) کوری و ولز (۲۰۰۱) مک هیو و هیرون، نیکتا و همکاران (۲۰۰۹) بویل و همکاران (۲۰۰۱) فرانکلین و همکاران (۲۰۰۱) لامبرت و همکارانش (۱۹۹۸) بلو (۱۹۹۵) سیم (۲۰۰۷) نظری (۱۳۸۳) محرابی کوشکی (۱۳۸۲) دیبائیان (۱۳۸۳) محرابی و همکاران (۱۳۸۴) صدری (۱۳۷۲) توکلی قوچانی(۱۳۸۸) پورحسین، صفروند و پورمهدی (۱۳۸۹) یحیی زاده (۱۳۸۸) می باشد.
بحث و نتیجه گیری پایانی
اگر چه در زمینه درمان افرادی که دارای وابستگی به مواد هستند، پیشرفت ها به شکل مداخلات داروشناختی (مثلاً متادون و نالتروکسان)، گروه های NA ( مثلاً الکلی های گمنام، معتادان گمنام) مدلها و برنامه های یادگیری اجتماعی و دیگر رویکردهای روانشناختی در حوزه درمان سوء مصرف مواد بوده است ولی هر یک از این رویکردها با مشکلاتی روبرو بوده که کارایی آنها را محدود می سازد. از جمله این رویکرد ها عموماً در پروتکل درمانی خود به نقش عوامل خانوادگی و درمان های خانواده محور در حوزه درمان سوء مصرف مواد توجه لازم را مبذول نداشتند. بنابراین هر یک از این رویکردها داده های امیدوارکننده کوتاه مدتی را فراهم نموده اند که سرشار از دشواری های مربوطه به عدم پیروی از درمان می باشند، چرا که در ادبیات پژوهش سوء مصرف مواد این امر به خوبی مشاهده می شود.
به نظر می رسد درمان های خانواده- محور مکمل خوبی برای سایر رویکردهای درمانی دیگر باشد، چرا که فرد معتاد بیشرین وقت و زمان خود را با خانواده سپری می کند در خانواده است که به دنیا می آید، رشد می کند، بیمار می شود و در نهایت هم می بایستی در خانواده درمان شود. در سالهای اخیر موضوعات مختلف و قابل پذیرشی در حوزه ادبیات پژوهش سوء مصرف مواد به وجود آمده است. اولاً اینکه اعضای خانواده به عنوان یک عامل مؤثر و حیاتی در انگیزه دادن به سوء مصرف کننده مواد به درمان و حفظ تغییرات مثبت به شمار می روند (داکوف[۳۹۷] و همکاران، ۲۰۱۰). عوامل خانوادگی و حمایت خانواده در الزام و تعهد فرد مصرف کننده به درمان یک پیش بینی کننده مؤثر و یکی از عوامل مهم در باقی ماندن در پرهیز است. ثانیاً مصرف مواد توسط یک عضو خانواده بر تمامی اعضای دیگر خانواده تأثیر می گذارد. ثالثاً استرس در روابط خانوادگی و والدینی، سوء مصرف مواد را تشدید می کند و بازگشت به مصرف مواد را تسریع می سازد (کارلسون، اسمیت، ماتو و اورسمن[۳۹۸]، ۲۰۰۸). فرد مصرف کننده مواد به طور غیر قابل انکاری به خانواده متصل است، بنابراین بهبودی پایدار فرد در نادیده انگاشتن واقعیت زندگی خانوادگی و روابط موجود در آن امکان پذیر نمی باشد.
نتایج این پژوهش به خوبی نشان داد که خانواده درمانی (از جمله خانواده درمانی راه حل مدار – ساختاری) می تواند مداخله درمانی مفیدی برای درمان اعتیاد به مواد مخدر باشد چرا که نتایج پژوهش در مرحله قبل از سم زدایی نشان داد که این روش درمانی می تواند به عنوان یک مدل انگیزشی برای درمان (قطع مصرف مواد) افراد وابسته به مواد محسوب شود و همچنین بتواند فرد رها شده از اعتیاد را از طریق اصلاح ساختاری خانواده در مرحله پرهیز نگاه دارد. بنابراین با تغییر ساختار خانواده، الگوهای تبادلی جدیدی در خانواده شکل می گیرد که این امر نقش های جدیدی می طلبد که اعضای خانواده و فرد رها شده از اعتیاد می بایستی به عهده بگیرند و آن ها را انجام دهند. نقش های جدیدی که دیگر رفتارهای اعتیادی گذشته را تقویت نمی کند و خانواده و فرد رها شده از اعتیاد را وارد مرحله جدیدی از زندگی خود خواهد کرد که این با تکنیک سوال معجزه، توپ بلوری، خلق راه حل های جدید در خانواده ایجاد خواهد شد که از تکنیک های رویکرد راه حل- مدار به شمار می آیند. آن چه پژوهشگر در این مطالعه مشاهده کرد، این بود که تلفیق دو رویکرد راه حل مدار و ساختاری اثربخشی درمان را در خانواده های دارای فرد وابسته به مواد افزایش می دهد. به طوری که در پس آزمون ۸۰% افراد موفق به قطع مصرف مواد شدند و در مرحله پیگیری ۶ ماهه ۶/۶۶% افراد به قطع مصرف مواد خود ادامه دادند، به عبارتی دچار عود نشدند. همانطور که در ادبیات پژوهش ذکر شد بیشترین عودها در ۶ ماهه اول اتفاق می افتند که در برخی از این مطالعات بیش از ۵۰% ذکر شده است. در پژوهش حاضر بعد از اتمام طرح پژوهش (پس آزمون و مرحله پیگیری ۶ ماهه) که حدود ۱۰ ماه به طول انجامید تعداد کسانی که دچار عود شدند کمتر از ۳۴% می باشد که این موضوع اثربخشی این روش درمانی را نسبت به دیگر رویکردها نشان می دهد. در درمان فرد وابسته به مواد هدف ما این بود که بر خانواده تمرکز کنیم و با تغییر خانواده بتوانیم فرد معتاد را تغییر دهیم که در این پژوهش به هدف خود رسیدیم و با بهبود وضعیت خانواده و اصلاحات ساختاری عمده در خانواده توانستیم عملکرد کلی خانواده را بهبود بخشیم و از این طریق به فرد رها شده از اعتیاد کمک کردیم که در فرایند پرهیز خود باقی بماند.
پیشنهاد های پژوهشی
پیشنهاد می شود که اثربخشی خانواده درمانی راه حل مدار – ساختاری در تعارضات زناشویی، رضایت زناشویی، روابط والدین با فرزندان، خیانت زناشویی مورد ارزیابی قرار گیرد.
پیشنهاد می شود که اثربخشی خانواده درمانی راه حل مدار – ساختاری در خانواده هایی که عضو معتاد خانواده یکی از فرزندان یا همسر (زن) می باشد، به کار گرفته و ارزیابی شود.
پیشنهاد می شود که اثربخشی خانواده درمانی راه حل مدار – ساختاری به همراه رویکرد معتادان گمنام (NA) به صورت ترکیبی مورد پژوهش قرار گیرد و اثربخشی اش مورد ارزیابی قرار گیرد.
پیشنهاد می شود که اثربخشی خانواده درمانی راه حل مدار – ساختاری در طیف گستره ای از مشکلات بالینی، از جمله اختلات افسردگی، اضطرابی، ارتباطی اثربخشی اش مورد ارزیابی و پژوهش قرار گیرد.
پیشنهاد می شود که اثربخشی خانواده درمانی راه حل مدار – ساختاری در جامعه های آماری بیشتری و با نمونه بیشتری اثربخشی اش مورد ارزیابی و پژوهش قرار گیرد.
پیشنهاد می شود که اثربخشی خانواده درمانی راه حل مدار – ساختاری در مورد افراد وابسته به سایر مواد مخدر، از جمله مواد صنعتی مثل کراک و شیشه و انواع قرص های اعتیاد آور مثل متادون و … اثربخشی اش مورد ارزیابی و پژوهش قرار گیرد.
پیشنهاد های کاربردی
– با توجه به اینکه مدل مداخله ای (خانواده درمانی راه حل مدار- ساختاری) بر اساس نظریه نظامها است که در آن به نقش متغیرهای درون فردی تأکید نمی شود، شایسته است که در پژوهش های بعدی به متغیر درون فردی هم پرداخته شود.
– پیشنهاد می شود که مداخله درمانی (خانواده درمانی راه حل مدار- ساختاری) در مراکز درمانی، کلنیک ها، مراکز مشاوره در کمک به خانواده ها و افراد وابسته به مواد به کار گرفته شود.
این الگو مداخله ای (خانواده درمانی راه حل مدار- ساختاری) می تواند در طیف گستره ای از مشکلات بالینی از جمله اختلات افسردگی، اضطرابی، ارتباطی، زوج درمانی و سایر مشکلات بالینی افراد و خانواده ها مورد استفاده قرار گیرد.
محدودیت های پژوهش:
– فقدان زمینه‌های پژوهشی بهعمل آمده در رابطه با موضوع پژوهش چه در داخل و چه در خارج از کشور
– از آن جایی که در این پژوهش امکان کنترل تمامی متغیرهای مداخله گر وجود نداشته، لذا تعمیم نتایج باید با احتیاط صورت پذیرد.
– به موقع نیامدن یا با تأخیر آمدن به جلسه درمان از جانب برخی خانواده ها و فرد وابسته به مواد به صورتی که بعضی وقت ها تا ۲ ساعت طول می کشید، از محدودیت های این پژوهش بود که میشود تحت عنوان همکاری نکردن برخی خانواده ها و فرد وابسته به مواد نام برد.
-فقر مالی و پایین بودن وضعیت اقتصادی- اجتماعی خانواده ها و درگیر بودن خانواده ها به نیازمندی ها و احتیاجات روزمره و ناتوانی در ارضاء این نیازها در بعضی مواقع باعث می شد که اثرات مداخله درمانی به خطر بیفتد و اثربخشی اش کاهش یابد.
منابع
– آقا بخشی، حبیب له. (۱۳۶۷). پژوهشی در اعتیاد. تهران. سازمان چاپ وانتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
– آقا بخشی، حمید.(۱۳۸۸). اعتیاد و آسیب شناسی خانواده. تهران. انتشارات علوم بهزیستی و توانبخشی.
– ابراهیمی، جواد.(۱۳۸۶). مقایسه عملکرد خانواده و سلامت روانی فرزندان در خانواده های تک همسری و دو همسری شهرستان خواف. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه علامه طباطبایی.
– اسعدی، حسن(۱۳۸۴). پیشگیری از اعتیاد(مواد مخدر، آسیب ها و راهبرد ها) انتشارات انجمن اولیاء و مربیان. چاپ پنجم.
– امینی، کوروش. امینی، داریوش. افشار مقدم، فاطمه. و آذر، ماهیار. (۱۳۸۲). بررسی عوامل اجتماعی و محیطی مرتبط با بازگشت معتادان به مصرف مواد افیونی در مراجعین به مراکز دولتی ترک اعتیاد شهر همدان. مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی زنجان. شماره ۴۵٫
-اورنگ، جمیله. (۱۳۷۰). پژوهشی درباره اعتیاد (شناسایی، علل، پیشگیری و روش های درمانی آن، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. تهران. چاپ سوم.
– باچر، جیمز. ملیکا، سوزان. هولی، جیل. (۲۰۰۷). آسیب شناسی روانی. سید محمدی، یحیی (۱۳۸۸). جلد دوم. تهران. انتشارات ارسباران.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.