منابع مقالات علمی : اثربخشی خانواده درمانی راه حل مدار – ساختاری در درمان ( قطع …

– هیچ گونه رابطه ای بین مشکل و راه حل وجود ندارد و هر راه حلی بی همتاست. هر یک از این اصول درمان راه حل محور، بسیار به هم مرتبط و جدایی ناپذیرند (کوبا و لود، ۲۰۱۰).
اهداف درمان راه حل- مدار
درمان راه حل- مدار کوتاه مدت درباره تغییر، تعامل و رسیدن به اهداف چند ایده اساسی دارد. درمانگر راه حل- مدار معتقد است که افراد از توانایی مشخص کردن اهداف معنی دار و امکانات لازم برای حل کردن مشکلات خود برخوردارند. اهداف هر درمانجو منحصر به فرد هستند و درمانجو آنها را برای آینده ای غنی تر تعیین می کند (پروچاسکا و نورکراس، ۲۰۰۳). درمانگران راه حل-مدار روی تغییرات کوچک، واقع بینانه و دست یافتنی تمرکز می کنند که به پیامدهای مثبت منجر خواهد شد. درمانگران سوال هایی از این قبیل استفاده می کنند که تغییر را بدیهی فرض کرده، پاسخهای متعددی را ایجاب می کنند و هدف گرا و آینده گرا هستند: “از دفعه قبل تا حالا چه کاری انجام دادید و چه چیزی تغییر کرده است؟” یا “به نظر شما چه چیزی بهتر شده است؟” (کوری، ۲۰۰۵). بخش مهمی از فرایند درمان راه حل- مدار بر مذاکره پیرامون شناسایی “اهداف قابل دسترسی” سپری می شود. در حالی که تحلیل گران بر فرایند تغییر شخصیت و آسیب شناسی روانی[۳۱۶] تأکید می کنند. کوشش های راه حل درمانگران بر آن است تا مراجعین را در جهت بنیانگذاری اهدافی روشن سوق دهند (دیشازر، ۱۹۸۵).
در این رویکرد، اهداف درمانی کارساز دارای ویژگی های زیر است:
– مثبت بودن: به جای در سر پرورندان اهدافی چون “من از شر افسردگی خلاص خواهم شد” باید اهداف را به صورت مثبت تعریف نمود. درمانگر راه حل –مدار می تواند بپرسد “به جای افسرده بودن، چه کارهایی می توانی انجام دهی”.
– مربوط بودن به زمان حال: تغییر اکنون رخ می دهد، نه دیروز و نه فردا. واژه کلیدی در اینجا زمان حال است. سوال ساده ای که کمک می کند این است، امروز وقتی اینجا را ترک می کنی و در زمان حال هستی، چه کار متفاوتی انجام می دهی یا چه چیز متفاوت به خودت می گویی، امروز، نه فردا (پروچاسکا و نورکراس، ۱۹۹۹).
– فرایند مدار بودن: کلمه پرسشی کلیدی “چگونه” است. چگونه می خواهی این کار مفید را به انجام برسانی.
– عملی بودن: جهت راهنمایی مراجعین به سوی اهداف واقع گرایانه و قابل دسترس می توان پرسید، این هدف واقعاً چقدر قابل دسترسی است. به این روش، درمانگر نیروهای نهفته مراجع را جهت موفقیت و اجتناب از یأس و ناامیدی بیدار خواهد کرد.
– صریح و عینی بودن: جهت یاری کردن مراجع به سوی رهایی از اهداف مبهم، انتزاعی، کلی و هدایتگری او در جهت خلق اهداف خاص، عینی و قابل اندازه گیری، می توان سؤالاتی از این دست مطرح کرد؛” دقیقا چگونه می خواهی اینکار را انجام دهی؟”، “دقیقا چه می خواهی به او بگویی؟”
– در کنترل مراجع بودن: سوال “تو تصمیم داری چه کارهای متفاوتی انجام دهی؟” بدین منظور مطرح می شود که مراجع درک کند، جهت خلق چیزهای بهتر در زندگی دارای توانمندی، مسئولیت و کنترلگری است.
– طبق زبان مراجع طراحی شدن: جهت تنظیم اهداف درمانی به جای استفاده از زبان تخصص محورانه، درمانگر بهتر است از واژگان مورد استفاده خود مراجع بهره ببرد (دیشازر، ۱۹۸۵).
فرایند درمان
فریدمن[۳۱۷] (۱۹۹۶) فرایند درمان راه حل محور را به ۵ گام اصلی تقسیم می کند.
– مرحله پیوستگی (ارتباط): گوش کردن فعال، تأیید کردن، به رسمیت شناختن معانی و داستان هر یک از همسران، الحاق با هر عضو خانواده.
– مرحله کنجکاوی: ایجاد فضایی برای بحث پیرامون دیدگاه های چندگانه (و احیاناً متناقض)، شناسایی و عنوان کردن توانمندی های هر یک از همسران، شفاف سازی منابع موجود در رابطه مشترک.
– مرحله مشارکت: برجسته سازی موفقیت ها و استثنائات (پیرامون مشکل) در گذشته، امید آفرینی، شناسایی آینده ترجیحی همسران، کارکردن به طور مشترک در جهت یافتن راه هایی جهت گام برداشتن به سوی آینده.
– همسازی برای فراخوانی عقاید راه حل-مدار: فرا خواندن عقاید بدیع و راه حل- مدار از میان محاورات بالینی، تعیین گام های عملی در جهت ایجاد تغییر (تکلیف دهی) و تشویق.
– مرحله اختتام: تمجید از فعالیت ها و تلاش های همسران، شادی کردن برای پدیدایی تغییر، ترغیب هر همسر جهت اشاره کردن و تفسیر تغییراتی که در دیگری ایجاد شده، اشاره کردن به در دسترس بودن درمان برای آینده.
ویژگی های درمانگر راه حل- مدار
راه حل درمانگران با اعتقاد به توانمندی و شایستگی انسان ها، از قبول نگرش آسیب شناسانه اجتناب میکنند. آنها با طرح سؤالاتی ویژه سعی می کنند معانی تازه و ادراکاتی نوین در مورد رابطه را فراخوانی کنند. تأکید بر اینجا و اکنون و به ویژه بر آینده است (دونوان، ۱۹۹۹). بانیان رویکرد راه حل محور بر کوتاه مدت بودن درمان تأکید بسیاری دارند و معتقدند به جای صرف این همه وقت در جهت یافتن نقایص، گذشته و ناتوانی های مراجعین، باید بر توانمندی های مراجع و فشرده سازی جلسات تا حد ممکن تمرکز کرد.
درمانگران راه حل محور، جهت تحقق بخشی به آماج درمانی، پنج راهکار مهم را مد نظر قرار می دهند:
– اگر راهکاری کارساز بود آن را تغییر نده، فقط بیشتر از آن استفاده کن.
– اگر هیچ راهکار کارسازی به نظرت نیامد، باز هم آزمایشگری را رها مکن، مثلاً تصویر سازی رخ دادن معجزه را امتحان کن.
– گفتگوها و مداخلات ساده را انتخاب کن و آن را با روشی به سادگی تمام به کار ببند.
– هر بار طوری در جلسه فعالیت کن، انگار که آخرین جلسه ای است که با این مراجع کار می کنی.
– فراموش نکن که هرگز شکست وجود ندارد، آنچه که برجا می ماند فقط بازخورد است (والتر و پلر[۳۱۸]، ۱۹۹۲).
بودمن و گورمن (۱۹۸۸) در این رابطه جدولی مطرح کرده اند که تفاوت های میان مشاور درمان های کوتاه مدت با مشاور پیرو درمان های درازمدت را نشان می دهد:

ویژگی های مشاور در درمان های کوتاه مدت ویژگی های مشاور در درمان های طولانی مدت
تغییر را از طریق مداخلات واقع بینانه و محاورات سازنده دنبال می کند تغییر را از طریق یافتن خصایص عمیق شخصیتی افراد جستجو می کند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.