پژوهش – اثربخشی خانواده درمانی راه حل مدار – ساختاری در درمان ( قطع مصرف …

مشکلات زندگی گیر کرده اند. با تأکید بر اهداف درمانی راه حل- مدار (ایجاد و حفظ امید، شناسایی توانمندیها، پرورش خلاقیت، تغییر چارچوب های ذهنی گذشته، یادگیری گفتگوهای راه حل مدار و در نهایت رابطه رضایت بخشتر (دونوان، ۱۹۹۹) می توان چنین فرض کرد که کاربرد این رویکرد در درمان اعتیاد و جلوگیری از عود اعتیاد به مواد مؤثر باشد.
بعد دیگر مداخله درمانی، خانواده درمانی ساختاری است. فرض اصلی این الگو- یعنی اینکه نشانههای فرد را می توان به بهترین وجهی در بستر الگوهای تبادلی خانواده شناخت، اینکه تغییر در سازمان یا ساختار خانواده باید قبل از تخفیف نشانه ها صورت گیرند و اینکه درمانگر باید نقش رهبری را در تغییر ساختار یا بافتی که نشانه از آن نشأت گرفته است بر عهده گیرد-تأثیر زیادی بر شیوه کار خانواده درمانگران داشته است (گلدنبرگ[۲۹]، ۲۰۰۴).
نظریه پردازان ساخت نگر بر: ۱)کلیت نظام خانواده ۲)تأثیر سازمان مرتبه ای خانواده ۳)کارکرد به هم پیوسته نظامهای فرعی، تأکید دارند و آنها را تعیین کننده اصلی بهزیستی اعضا می دانند (گلدنبرگ، ۲۰۰۴). ساخت گرایان در ارزیابی خانواده بر سازمان مرتبه ای خانواده، توانایی خرده نظام ها در اجرای کارکردهای خود، اتحادها و تبانی های احتمالی خانواده، نفوذپذیری مرز های فعلی و انعطافپذیری یا انعطاف ناپذیری آن در برآورده ساختن نیاز های همه اعضاء در شرایط مقتضی، متمرکزند (گلدنبرگ و گلدنبرگ[۳۰]، ۱۹۹۸؛ ترجمه برواتی و همکاران، ۱۳۸۲). از آنجائی که خانواده تأثیر بسزایی بر سلامت یا بیماری اعضای خود دارد و از طرفی بر اساس بررسی‌های پژوهشگر هیچگونه پژوهشی در رابطه با موضوع پژوهش صورت نگرفته، پژوهش در این زمینه، مداخلات درمانی مبتنی بر خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری در حوزه درمان افراد وابسته به مواد، پیشگیری از عود آن و افزایش عملکرد خانواده را ضروری ساخته است.
بیان مسئله
در طی دهه گذشته، آگاهی در حال رشدی وجود داشته است که هیچ رویکرد منفردی به تنهایی روی کارآمدی بالینی اثر ندارد. به موازات اینکه خانواده درمانی وارد دهه پنجم خود می شود، روند غالب تلفیق است (نیکولز و شوارتز[۳۱]، ۲۰۰۶). در مدل پیشنهادی، دو رویکرد خانواده درمانی راه حل- مدار و خانواده درمانی ساختاری برای درمان افراد وابسته به مواد مخدر به صورت تلفیقی مورد استفاده قرار گرفت. از جمله دلایل به کارگیری این دو رویکرد در ارتباط با درمان افراد وابسته به مواد مخدر، استفاده از منابع انگیزشی رویکرد راه حل- مدار در ارتباط با تغییر در افراد وابسته به مواد مخدر است. این درمان روش عملی در مشاوره است که معتقد است تغییر امری اجتناب ناپذیر است و راه حل ها یافتنی اند (دونوان[۳۲]، ۱۹۹۹).
خانواده درمانی راه حل- محور که یکی از رویکردهای کوتاه مدت مشاوره ای است، بر قابلیت ها و توانایی های خانواده و نکات قابل تغییر در روابط تکیه می کند. این رویکرد با تأکید بر زمان حال و داشتن دیدگاهی خوش بینانه به افراد کمک می کند که راه حل های ممکن را برای مشکلات خود بیابند (دیشازر[۳۳]، ۱۹۹۵). درمان راه حل مدار به مشاوران این نکته را انتقال می دهد که مراجعان، متقلب، مقاوم و غیر متعهد نیستند، در عوض، این نظریه از مشاوران می خواهد که به مراجعان و توانایی آنها جهت از بین بردن چرخه اعتیادشان ایمان داشته باشند، چنین اعتماد و تجارب موفق آمیز مشاور، تعامل نمادین قدرتمندی را بین اعضای خانواده و مشاور در ارتباط با درمان ایجاد می کند (جانک و هاگدورن[۳۴]، ۲۰۰۶).
بنابراین، با توجه به اعتقاد و ایمان این رویکرد به توانمندی های انسان در جهت تغییر و عدم تمرکز بر مشکل و توجه ویژه بر راه حل ها، این رویکرد می تواند منابع انگیزشی لازم در افراد وابسته به مواد مخدر و خانواده آنها در جهت قطع مصرف مواد مخدر ایجاد کند. خانواده درمانی ساختاری که بعد دیگر این مدل ترکیبی است در جهت تداوم پاکی فرد رها شده از اعتیاد می باشد. به نظر می رسد که وابستگی یک عضو خانواده به مواد مخدر با ساختار خانواده در ارتباط باشد. اعتیاد به مصرف مواد مخدر می تواند نشانه ای بر ناکارآمدی سیستم خانواده باشد. ساختار ناکارآمد خانواده باعث ایجاد، حفظ و ماندگاری اعتیاد در عضو خانواده می شود. بنابراین برای قطع مصرف مواد و همچنین پرهیز از مصرف دوباره آن می بایستی تغییرات ساختاری عمده ای در سیستم خانواده ایجاد شود.
مشاوره ساختاری خانواده، قدرت را دوباره در سیستم خانواده توزیع می کند و کنترل و اقتدار والدینی را در ارتباط با زیر منظومه فرزندان به واسطه افزایش رضایت زناشویی و ایجاد زیر منظومه زناشویی در بالاترین سلسله مراتب قدرت خانواده ایجاد می کند (مینوچین، ۱۹۷۴).
مدل تلفیقی که ما در این پژوهش به کار خواهیم گرفت، بر دو بعد معطوف خواهد شد. ۱) مرحله قبل از سم زدایی[۳۵] ۲) مرحله بعد از سم زدایی و در هر مرحله اقدامات خاصی انجام خواهد شد. در مرحله قبل از سم زدایی این مدل بیشتر به صورت انگیزشی برای فرد وابسته به مواد مخدر و اعضای دیگر خانواده به کار گرفته خواهد شد تا فرد وابسته به مواد مخدر در جهت قطع مصرف مواد گام بردارد. در مرحله دوم که مرحله بعد از سم زدایی است از فنون و تکنیک های خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری از جمله سوال استثنا، سوال معجزه، تغییر در نقشهای خانوادگی، ترسیم قواعد جدید، ایجاد زیرمنظومه های کارآمد، توجه به سلسله مراتب قدرت و مرزسازی در زیر منظومه ها و مرزسازی روشن بین نظام خانواده و نظام های پیرامونی خانواده و در نهایت، ایجاد ساختار مناسب برای خانواده استفاده خواهد شد و از این طریق به خانواده کمک خواهد شد تا با خلق ساختار جدید در نظام خانواده به فرد رها شده از اعتیاد کمک کند تا بتواند بر تداوم قطع مصرف مواد خود ادامه دهد و از این طریق سطح عملکرد خانواده خویش را بهبود بخشد.
با توجه به سابقه ذکر شده به نظر می رسد چنانچه خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری استفاده شود، در درمان (قطع مصرف مواد) افراد وابسته به مواد، پیشگیری از عود آن و همچنین افزایش عملکرد خانواده مؤثر باشد. از طرف دیگر با توجه به بررسی های صورت گرفته از جانب پژوهشگر پژوهشی با این عنوان مشاهده نگردید. بنابراین سئوال اصلی پژوهش را می توان این گونه بیان کرد: آیا خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری در درمان (قطع مصرف مواد) افراد وابسته به مواد، پیشگیری از عود آن و همچنین افزایش عملکرد خانواده مؤثر است؟
اهداف پژوهش
در سال های اخیر در کشورهای پیشرفته، متخصصان بهداشت روانی و موسسات آموزشی و درمانی، نظریه ها، مدل ها، روش ها، راهکارها و فنون مختلفی را در پیشگیری و درمان اعتیاد و جلوگیری از بازگشت پس از ترک اعتیاد، ابداع، آزمایش و تجربه کرده اند. با وجود این، هنوز شیوه درمان قطعی برای آن پیدا نشده است. بنابراین، پژوهش حاضر به دنبال دستیابی به هدف کلی و اهداف جزیی زیر می باشد.
هدف کلی پژوهش:
هدف کلی پژوهش، بررسی اثربخشی خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری در درمان (قطع مصرف) افراد وابسته به مواد، پیشگیری از عود آن و افزایش عملکرد خانواده می باشد.
اهداف جزئی:
 تعیین میزان اثربخشی خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری در درمان (قطع مصرف) افراد وابسته به مواد.
 تعیین میزان اثربخشی خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری در پیشگیری از عود مواد.
 تعیین میزان اثربخشی خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری در افزایش عملکرد خانواده افراد وابسته به مواد.
فرضیههای پژوهش
با توجه به اهداف تحقیق که در بالا مطرح شد فرضیه های پژوهشی زیر مطرح می گردند:
 خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری در درمان (قطع مصرف) افراد وابسته به مواد مؤثر است.
 خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری در پیشگیری از عود اعتیاد به مواد مؤثر است.
 خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری در بهبود عملکرد خانواده افراد وابسته به مواد مؤثر است.
اهمیت و ضرورت پژوهش:
امروزه اعتیاد یک مشکل سلامتی بهداشت عمومی در سراسر جهان و در تمام کشورها محسوب می شود. به ندرت کشوری را در روی کره زمین می توان پیدا کرد که با مشکل سوء مصرف مواد تغییر دهنده خلق و خو و رفتار درگیر نباشد (باتوین، گریفین و ویلیامز[۳۶]، ۲۰۰۱ ). سوء مصرف به مواد و اعتیاد به مواد تغییر دهنده خلق و رفتار یکی از بارزترین آسیب های روانی-اجتماعی است که به راحتی میتواند بنیان زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی یک کشور را سست کند، مصرف مواد و عوارض پردامنه و ناخوشایند آن (عوارض جسمی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و تحصیلی) از مهمترین دغدغههای فکری و یکی از ناگوارترین آسیب های اجتماعی حال حاضر است (کلدوی، ۱۳۹۰).
امروزه روند رو به افزایش سوء مصرف مواد بویژه در بین نوجوانان و جوانان بسیار نگران کننده است، زیرا اکثر نوجوانانی که مصرف را در سال های اولیه نوجوانی آغاز می کنند به مصرف این مواد در سالهای آینده ادامه می دهند و میزان مصرف مواد و همچنین مشکلات مرتبط با آن نیز افزایش می یابد (کیانی، ۱۳۸۹). همه مؤلفان و محققانی که در حوزه آسیب های اجتماعی مطالعه کرده اند به خانواده به عنوان عاملی مؤثر در ایجاد و گسترش اعتیاد اشاره کرده اند، همچنین متخصصان جامعه شناسی خانواده نیز بر این امر صحه گذاشته اند که هیچ جامعه ای نمی تواند ادعای سلامت کند چنانچه از خانواده سالم برخوردار نباشد، باز بی هیچ شبهه ای هیچ یک از آسیب های اجتماعی نیست که فارغ از تأثیر خانواده پدید آمده باشد (ساروخانی، ۱۳۷۰).
بسیاری از تحقیقات، فشار ناشی از وضعیت نابسامان خانواده، وضعیت نامطلوب اقتصادی، شکست‌ها، ناکامی‌ها و تجارب تلخ در زندگی را در اعتیاد به مواد مخدر اثرگذار دانسته‌اند. پیران (۱۳۶۸) و اورنگ (۱۳۶۶) نیز نشان داده اند عوامل مذکور به عنوان عوامل مؤثر در اعتیاد در بسیاری از تحقیقات مطرح شده است. در این خصوص استانتون (۱۹۸۹) بیان می کند که مناسب ترین شیوه برخورد با معتادان برای درمان، این است که علاوه بر فرد معتاد در پرداختن به مسائل او، به روند اعتیاد و خانواده او توجه شده و علاوه بر این لازم است که بر الگوهای رفتاری خانواده معتاد نیز دقت کافی شود (آقابخشی، ۱۳۷۸). لذا با توجه به تعامل‌های مستمری که ارگانیسم خانواده از یکسو با اعضای خود و از سوی دیگر با اجتماع دارد به نظر می‌رسد کانون اصلی سلامت یا بیماری اعضای خود باشد (بهمنی، ۱۳۸۵).
در طی دهه گذشته، آگاهی در حال رشدی وجود داشته است که هیچ رویکردی به تنهایی روی کار آمدی بالینی اثر ندارد. دوره های مجزا و رقابتی خانواده درمانی به سر آمده است. به موازات اینکه خانواده درمانی وارد دهه پنجم خود می شود، روند غالب، تلفیق است. فنون خانواده درمانی به طور موفقیت آمیزی برای افزایش پایبندی سوء مصرف کنندگان مواد به درمان، توسط بسیج حمایت های خانواده مورد استفاده قرار گرفته اند (نیکولز و شولتز،۲۰۰۶). بر اساس پیشینه های پژوهشی موجود در حوزه درمان افراد معتاد به مواد مخدر در ایران (روان درمانی فردی به همراه دارودرمانی و گروه های حمایتی NA) بیماری اعتیاد، یک مشکل درون فردی تلقی شده و نقش خانواده و تأثیر الگوهای تعاملی بر نظام خانواده که باعث به وجود آمدن اعتیاد در عضو خانواده و در نتیجه حفظ و ادامه روند اعتیاد در فرد می شوند نادیده گرفته شده و تلاش شده است تا فرد معتاد به صورت فردی درمان شود، که این باعث می شود فرد معتاد نتواند در فرایند ترک و بهبودی، موفقیت زیادی داشته باشد. زیرا نظام خانواده و الگوهای تعاملی ناکارساز آن همچنان پابرجاست و در بیشتر موارد، تلاش های فرد معتاد، منجر به شکست می شود. از آنجائی که خانواده تأثیر بسزایی بر سلامت یا بیماری اعضای خود دارد و از طرفی براساس بررسی‌های پژوهشگر هیچگونه پژوهشی در رابطه با موضوع پژوهش صورت نگرفته، پژوهش در این زمینه، مداخلات درمانی مبتنی بر خانواده درمانی راه حل مدار-ساختاری در حوزه درمان افراد وابسته به مواد، پیشگیری از عود آن و افزایش عملکرد خانواده را ضروری ساخته است. بنابراین، این پژوهش می‌تواند در راه شناخت بهتر پدیده اعتیاد و درمان (قطع مصرف) افراد وابسته به مواد، پیشگیری از عود آن و افزایش عملکرد خانواده مفید باشد.
تعریف واژگان اختصاصی
عملکرد خانواده:
تعریف نظریمنظور ازعملکرد خانواده، نقشها و وظایف خانواده در قبال اعضاء خود میباشد یا به عبارت دیگر تحقق تکلیف خانواده توسط اعضا و زیر منظومه های آن است (ثنایی ذاکر، ۱۳۷۹). شامل هفت بعد است که عبارت است از:
۱) حل مسئله: یعنی توانایی خانواده یا زوج ها برای حل مشکلات خانوادگی به طوری که عملکرد خانواده در سطح مؤثری باقی بماند.
۲) ارتباط: یعنی روشی که زوج ها و افراد خانواده از آن برای مبادله اطلاعات و تعامل عاطفی استفاده میکنند که ممکن است مستقیم یا غیر مستقیم، واضح یا آشکار باشد.
۳) نقش ها: منظور از نقش ها، الگوهای تکراری رفتار افراد است که از طریق آن عملکرد خانواده برآورده می شود.
۴) پاسخدهی عاطفی: این حیطه به توانایی خانواده در پاسخ دادن به گستره ای از محرکات همراه با کیفیت و کمیت مناسب احساسات اشاره دارد.
۵) مشارکت عاطفی: یعنی آن درجه از علاقه و ارزشی که خانواده برای فعالیت ها و علایق اعضایش نشان می دهد.
۶) کنترل رفتار: این بعد به عنوان الگویی که خانواده برای کنترل رفتار اعضایش در موقعیتهای خطرناک و موقعیت های مربوط به ارضای نیازهای مانند خوردن، خوابیدن، تمایلات جنسی و موقعیت های مربوط به تعاملات درون و برون خانگی به کار می برد، توصیف می شود.
۷) عملکرد کلی: این بعد به میزان سلامت یا آسیب کلی خانواده مربوط می شود و در برگیرنده مجموعه شش بعد دیگر است. بدین معنی نشان می دهد که خانواده تا چه اندازه در ابعاد فوق موفق یا نا موفق است (صید مرادی، ۱۳۸۸).

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.