ارتباط وابستگی به اینترنت با گرایش به غرق وجذب شدن در محیط مجازی …

برای بدست آوردن نمره مربوط به هر زیر مقیاس کافی است امتیاز همه عبارات مربوط به زیر مقیاس مورد نظر جمع کنید(همان منبع).

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

۳-۴-۱-۲- اعتبار وروایی آزمون

دراجرای آزمون اعتیاد به اینترنت یو و همکاران (۲۰۰۴) ضریب آلفای کرونباخ را بیش از ۹۰/۰ به دست آوردند. ونگ و همکاران(۲۰۰۳) نیز ضریب آلفای کرونباخ ۹۰/۰ را گزارش کرده اند. در ایران قاسم زاده (۱۳۸۶) آلفای کروباخ ۸۸۳/۰ و در گاهی (۱۳۸۶) نیز ضریب پایایی این پرسشنامه را ۸۸/۰ به دست آوردند (مجدیان، ۱۳۸۷).

۳-۴-۲-مقیاس جذب تلگن (TAS)

در پژوهش جاری جذب شدن با “مقیاس جذب تلگن” سنجیده میشود. تلگن و اتکینسون (۱۹۷۴) به منظور ارزیابی تفاوتهای فردی در تلقین و هیپنوزپذیری، میزان درگیر یا غرق شدن در رویدادهای روزانه یا مسایل مورد توجه، مقیاس TAS را ارائه کردند. فرض بر این بود که جذب مفهومی مرتبط با توجه است، جذب احساس برجسته از چیزی است که به آن توجه می شود.TASبرای ارزیابی صفت جذب ارائه شده است. این آزمون از پرسشسنامه چند بعدی شخصیت[۵۰] استخراج شده، جذب شدن و مشارکت در رویدادهای درونی (مانند تخیلات) و بیرونی (مانند فیلم) را میسنجد و ۳۴ گویه دارد. به نظر روچ و مککانکی (۱۹۹۰) هدف از کاربرد TAS این است که بدانیم فرد تا چه حد:
نسبت به محرکهای جالب توجه خود حساس است و با آنها درگیر می شود.
نسبت به محرکهای القایی حساس است.
با تصاویر فکر میکنند و میتوانند تصاویر القا کننده و واضحی ارائه کنند.
تجربیات چند حسی دارد (حس آمیزی)
در افکار و تصورات خود غرق می شود و میتواند گذشته را بوضوح تجربه کنند.
دوره هایی از هشیاری گسترده را تجربه می کند.
حالتهای دیگری از هشیاری را تجربه می کند.

۳-۴-۲-۱-شیوه نمره گذاری

این آزمون ۳۴ گویه دارد. هر گویه به صورت خطی از ۴ درجه از خیلی کم تا خیلی زیاد طبقه بندی شده است. در این مقیاس از جمع مجموع درجههای ۳۴ گویه نمره بدست آمده که میزان جذب شدن آزمودنی در محیط های مجازی را مشخص می کند(پناهی شهری،۱۳۸۸).

۳-۴-۲-۲ روایی و اعتبار TAS

پناهی شهری (۱۳۸۸) برای بررسی روایی سازه TAS، از روش تحلیل عاملی استفاده شد. به این منظور، پاسخهای ۴۳۷ آزمودنی (همه آزمودنیهای پژوهش) با روش تحلیل مؤلفه های اصلی مورد بررسی قرار گرفت.
شاخص kmo به میزان ۸۷/۰ و آزمون کرویت بارتلت ( ۲۹۷۱، ۱p<000 ) نشان داد انسجام درونی داده ها به منظور تحلیل عاملی برای تحلیل گویه ها کافی است. منحنی حاصل از آزمون اسکری نشان داد شیب منحنی در نقطه ای مسطح میشود که استخراج ۹ عامل بهترین ساختار عاملی این آزمون خواهد بود. مقدار ویژه این ۹ عامل بالاتر از یک بود که به ترتیب ۲۲، ۵، ۵، ۵، ۴، ۴، ۳، ۳ و ۳ (در مجموع ۵۴) درصد واریانس مشترک را تبیین می کنند.
به منظور تبیین روشنتر و ساختار سادهتر TAS، عاملها با استفاده از چرخش واریماکس استخراج شد. با توجه به بار معنایی گویه های هر عامل و پژوهشهای پیشین، این عوامل استخراج شدند (دلایل نام گذاریها و متن گویه های هر یک از عوامل در ادامه خواهد آمد):
۱ ـ رویای روز و تخیل
۲ ـ درگیر شدن و مشارکت
۳ ـ جذب شدن به موسیقی
۴ ـ حس آمیزی رنگ و بو
۵ ـ حالتها دیگر هشیاری و ادراک
۶ ـ بیش شناخت
۷ ـ حس آمیزی صوتی
۸ ـ گرایش به تجسم
۹ ـ گرایش به روان نژندی[۵۱]
اعتبار TAS با سه روش دوباره سنجی، تنصیفی و همسانی درونی مورد بررسی قرار گرفت و نتایج آن در کمترین و بیشترین همسانی درونی به ترتیب مربوط به مقیاس “گرایش به روان پریشی” (۴۰/۰) و نمره کل TAS (89/0) بود. کمترین و بیشترین اعتبار تنصیفی نیز به ترتیب مربوط به مقیاس “گرایش به روان پریشی” (۴۰/۰) و نمره کل TAS (86/0) بود.
به منظور بررسی اعتبار دوباره سنجی، این آزمون دو بار و با فاصله زمانی ۴ تا ۶ هفته روی ۷۰ دانشجوی دانشگاه پیام نور و دانشجوی دانشگاه آزاد و کارمند مخابرات اجرا شد. چنانچه در جدول ۳-۱۱ مشاهده می شود همه ضرایب دوباره سنجی مقیاسها و نمره کل TAS در فاصله زمانی ۴ تا ۶ هفته معنادار بوده است. ضمناً مقایسه میانگین ۵ مقیاس و نمره کل TAS با استفاده از آزمونt نمونه های وابسته، تفاوت معناداری بین میانگین مقیاسها (بجز مقیاس حس آمیزی صوتی) و نمره کل TAS در دو اجرا با فاصله زمانی نشان نداده است. بجز گویههای ۸، ۱۳، ۱۵، ۱۷، ۲۹، ۳۰ و ۳۳، همبستگی سایر گویهها در دو اجرا معنادار بوده است. بجز گویههای ۱، ۱۰، ۱۹، ۲۲ و ۲۳، تفاوت میانگین سایرگویه ها در دو اجرا معنادار نبوده است.

۳-۴-۳ پرسشنامه تمایلات غرق شدن (ITQ)

پرسشنامه تمایلات غرق شدن (ITQ) توسط ویتمر و سینگر (۱۹۹۸) ارائه شد و به بررسی توانایی فرد در درگیرشدن و مشارکت در تجارب روزانه میپردازد و به فناوری نیز بستگی ندارد (مانیا و چالمرز، ۲۰۰۱). ITQ از سه خرده مقیاس تشکیل شده است:
بازی: در گویه های مقیاس بازی ITQ از آزمودنیها پرسیده میشود تا چه حد به بازیهای رایانهای میپردازند و تا چه حد در این بازیها غرق میشوند و احساس میکنند در بازی هستند. البته لارنی و همکاران (۲۰۰۵) معتقدند فقط گویه آخر مقیاس بازی مربوط به تمایلات غرق شدگی است و میتوان آن را شاخص مشارکت در بازی تلقی کرد.
فوکوس: منظور از فوکوس، آماده باش ذهنی[۵۲] و توانایی تمرکز روی فعالیتهای لذت بخش و جلوگیری از عوامل حواس پرت کننده است. به نظر میرسد فوکوس زمینه ساز عامل بعدی یعنی مشارکت باشد.
مشارکت: مشارکت مربوط به آمادگی برای درگیر شدن و مشارکت انفعالی در برخی فعالیتهاست. مشارکت حاصل تمرکز انرژی و توجه روی یک محرک، فعالیت یا رویداد است. میزان مشارکت به اهمیت یا معنای آن محرک، فعالیت یا رویداد بستگی دارد. اگر کاربر مشکلات شخصی داشته باشد، بیمار باشد، از نظر فیزیکی راحت نباشد یا به محرکهای خارج از محیط مجازی توجه کند، مشارکت کمتری در محیط مجازی خواهد داشت. در آزمونهای متعددی که به بررسی احساس حضور پرداختهاند، عامل “مشارکت” با همین عنوان یا عنوانهای مشابه خود را نشان داده است، مثلا عامل مشارکت / مهار آزمون PQ، عامل درگیر شدن در آزمون[۵۳] ITC-SOPI، عامل تخصیص توجه[۵۴] در آزمون[۵۵]MEC-SPQ و عامل درگیر شدن در آزمون [۵۶]TPI. البته در MEC-SPQ عاملی به نام “مشارکت شناختی” نیز وجود دارد.
ظاهراً تمایلات غرق شدن (مانند فوکوس و مشارکت)، انعکاسی از صفات و آمادگیهای شخصیت هستند. لارنی و همکاران (۲۰۰۴) دریافتند خرده مقیاسهای فوکوس و مشارکت همبستگی مثبتی با برون گرایی و گذار از خود[۵۷] دارند. یعنی برون گرایی و نوعی از خودفراموشی[۵۸] ظاهراً با توانایی فوکوس توجه به محرک میانجی ساخته و با درگیر شدن با محیط مجازی رابطه دارد. مثلاً افراد مضطرب میتوانند سریعتر منابع توجهی خود را به سوی محرکهای تهدید کننده منحرف کنند و فکر خود را با آنها درگیر کنند و در این خرده مقیاسها نمره بالاتری میآورند. به نظر کلونینگر[۵۹] و همکاران (۱۹۹۳) گذار از خود عبارت است از همانند شدن[۶۰] با هر چیزی که بخشی از یک کل منسجم[۶۱] تلقی میشود. گذار از خود مستلزم پذیرش، همانند شدن یا اتحاد معنوی با طبیعت یا منبع آن است. گذار از خود چند جنبه یا مرحله دارد: خود فراموشی، همانند شدن با غیر خود[۶۲] و پذیرش معنوی[۶۳]. منطقی است که بپذیریم گذار از خود، بویژه خودفراموشی، با حضور همبستگی مثبتی داشته باشد. ظاهراً خودفراموشی و همانندشدن با غیر خود تعیین کننده های مهمی در احساس حضور هستند (لارنی و همکاران، ۲۰۰۴ ، پناهی شهری ، ۱۳۸۸).
در نخستین بررسی ویتمر و سینگر (۱۹۹۸) همسانی درونی ITQ 75/0 بود. گویههایی که موجب کاهش این ضریب شده بودند حذف شدند و همسانی درونی ۱۸ گویه باقی مانده ۸۱/۰ شد (۱۳۲n=). لارنی و همکاران (۲۰۰۴) همسانی درونی سه مقیاس فوکوس، مشارکت و بازیهای ITQ را به ترتیب ۸۰/۰، ۷۷/۰ و ۷۸/۰ گزارش کردهاند. همسانی درونی سه عامل نسخه اصلیITQ در بررسی ویتمر و سینگر (۱۹۹۸) کمتر از ۷/۰ بوده است. گلدیز[۶۴] و همکاران (۲۰۰۶) با حذف و اضافه برخی گویه ها به عواملی رسیدند که “تمایلات روانی-حرکتی[۶۵] ” مشارکت شناختی[۶۶] و مشارکت ادراکی[۶۷] نام گرفتند. همسانی درونی همه این خرده مقیاسها بالای ۷۰/۰ گزارش شده است. در بررسی لارنی و همکاران (۲۰۰۵) همسانی درونی فوکوس پایین (۵۰/۰) اما همسانی درونی مشارکت قابل قبول (۸۰/۰) بوده است. (همان منبع)
به نظر ویرث[۶۸] و همکاران (۲۰۰۷) مشارکت به معنای پذیرش بی قید و شرط[۶۹] اطلاعاتی است که از محیط میانجی ساخته آمده است و ارتباط زیادی با انگیزههای فرد دارد. مشارکت موجب جلب توجه به سوی محیط رسانهای و بررسی محرکهای موجود در آن به منظور معنایابی آنها میشود. مشارکت وابسته به محتوای رسانه است و به نظر میرسد ارتباط اندکی با حضور در مکان داشته باشد. گرچه مشارکت برای رسیدن به احساس حضور الزامی نیست، از آنجا که فردی که در کاری مشارکت دارد، با انگیزه است، این انگیزه حضور را تسهیل میکند. ضمناً چنین فردی بیشتر منابع شناختی خود را صرف پردازش محیط
رسانهای میکند و به این ترتیب منابع کمتری برای پردازش محرکهای رقیب باقی میماند.(همان منبع)

۳-۴-۳-۱ شیوه نمرگذار

این آزمون ۱۷ گویه دارد دامنه نمره هر گویه از ۱ تا ۷ است و مجموع نمره ۱۷ گویه این آزمون نمره کل آزمودنی است که در دامنه ای بین ۷ تا ۱۱۹ قرار می گیرد.

۳-۴-۳-۲ روایی و اعتبار ITQ