انس با قرآن در قرآن وحدیث چگونه تبیین شده است- قسمت ۱۰

ب: تلاوت قرآن به نحو ترتیل در هر شب: وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًاوتبدیل آن به قرائت در حد میسور.
حال نکته مهم این است که منظور از قرائت در حد میسور چه مقدار می باشد؟
در تفسیر نمونه در این باره آمده است:«اما در اینکه منظور از جملهفاقرؤوا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ آنچه از قرآن براى شما میسر است بخوانید” چیست؟ گفتگو بسیار است: جمعى آن را به نماز شب تفسیر کرده‏اند که در لابلاى آن حتما آیات قرآن خوانده مى‏شود، و بعضى گفته‏اند منظور همان تلاوت قرآن است هر چند در اثناء نماز نباشد، سپس بعضى مقدار آن را به پنجاه آیه، و بعضى به یکصد آیه، و بعضى دویست آیه، تفسیر کرده‏اند، ولى هیچیک از این اعداد دلیل خاصى ندارد، بلکه مفهوم آیه این است که هر مقدارى که انسان به زحمت نمى‏افتد از قرآن بخواند.»(مکارم شیرازی، پیشین، ج‏۲۵، ص ۱۹۳)
در ادامه آمده است: «روشن است که ذکر بیمارى، و مسافرتهاى ضرورى، و جهاد فى سبیل اللَّه، به عنوان سه مثال براى عذرهاى موجه است، ولى منحصر به اینها نیست، منظور این است چون خداوند مى‏داند شما گرفتار مشکلات مختلف زندگى در روز خواهید شد، و این مانع تداوم آن برنامه سنگین است، به شما تخفیف داده است.
در آغاز اسلام به خاطر وجود شرائطى این تلاوت و عبادت شبانه واجب بوده، و بعد هم از نظر مقدار و هم از نظر حکم تخفیف داده شده، و به صورت یک حکم استحبابى آن هم به مقدار میسور در آمده است و به جاى آن فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ قرار گرفته است. »( همان، ج‏۲۵، ص ۱۹۵)
بنابر این می توان نتیجه گرفت دستور قرائت قرآن در حد میسور برای مومنین دارای محدودیت زمان ومکان نیست واین مطلب لازمه انس با قرآن می باشد.زیرا دستور تلاوت به قرائت تبدیل شده است واین خود نشان دهنده ی اهمیت استمرار در تعلیم وتعلم در محضر قرآن برای هر فرد مومنی است.و نیز این مطلب اشکار می گردد که تلاوت قرآن نسبت به قرائت در سطح بالاتر وسخت تری قرار دارد.
در روایتى از امام على بن موسى الرضا (علیه السلام) در تبیین قرائت میسور آمده است: « مَا تَیَسَّرَ مِنْهُ‏ لَکُمْ‏ فِیهِ خُشُوعُ الْقَلْبِ وَ صَفَاءُ السِّرِّ.» (مجلسی،پیشین،ج‏۸۴ ،ص ۱۱۶)؛یعنی آن مقدار بخوانید که در آن خشوع قلب وصفای باطن باشد.
بنابر آنچه گفته شد با توجه به اهمیت انس با قرآن ودر نظر گرفتن شرایط زندگی افراد جامعه،در آیه مذکور دستور به استمرار در قرائت به همه مومنین داده شده است اما باید توجه داشت که این قرائت هم باید با خشوع قلب وصفای باطن همراه باشد.اما آیا می توان نتیجه گرفت که در هنگامی که انسان دارای این حالات روحی نیست،قرائت قرآن را کنار بگذارد؟در پاسخ به این سئوال باید گفت که روایات فراوانی که بر استمرار قرائت قرآن تاکید دارند؛ مخالف این سخن هستند ؛بنابر این در قرائت قرآن نیز توجه به این نکته لازم است که مانند نماز ،که با نبود خشوع قلب در انسان کنار گذاشته نمی شود،و استمرار دارای اهمیت زیادی است ؛ولو این قرائت مستمر با حداقل آیات ادامه یابد.
درتایید مطلب فوق احادیثی بیان شده است،از جمله حدیثی از امام صادق (علیه السلام )که بر استمرار وضرورت در پیوستگی قرائت قرآن تاکید شده است.در این روایت آمده است:«قیل یابن رسول اللّه أىّ الرّجال خیر؟ قال: الحالّ المرتحل، قیل: و ما الحالّ المرتحل؟ قال: ألفاتح الخاتم الّذی یقرأ القرآن و یختمه فله عند اللّه دعوه مستجابه. (کلینی،پیشین،ج‏۲، ص۶۰۳)؛اى فرزند رسول خدا (صلی الله علیه وآله) کدام یک از مردان در خیر برترند؟ فرمود: شخص فرود آینده کوچ کننده، گفته شد: و فرود آینده کوچ کننده چیست؟ فرمود: آغازگر پایان برنده، کسى که قرآن را مى‏خواند و ختم مى‏کند پس برایش نزد خدا دعاى مستجابى است!
در سخنان امام خمینی(ره) در موارد فراوانی اهمیت استمرار درقرائت قرآن بیان شده است؛از آن جمله سخن ایشان است که در توصیه به فرزندشان می فرمایند:«فرزندم! با قرآن‏ این بزرگ کتاب معرفت آشنا شو اگر چه با قرائت آن؛ و راهى از آن به سوى محبوب باز کن و تصوّر نکن که قرائت بدون معرفت اثرى ندارد که این وسوسه شیطان است. آخر، این کتاب از طرف محبوب است براى تو و براى همه کس، و نامه محبوبْ، محبوب است اگر چه عاشق و محبّ مفاد آن را نداند و با این انگیزه حبّ محبوب که کمال مطلوب است به سراغت آید و شاید دستت گیرد. » (خمینی،بی تا،ج‏۱۶،ص ۲۱۱)
رهبر معظم انقلاب(مدظله) نیز در تاکید به انس با قرآن می فرمایند:« قرآن را همیشه و هر روز بخوانید ـ ولو کم ـ با توجه به معنا بخوانید و در مفاهیم قرآنی تدبّر و تفکر کنید. » (خامنه ای،پیشین، ۱۶/۰۷/۱۳۸۱)
نتیجه مهم حاصل از مطالب بیان شده این است که قرائت مستمر قرآن تاثیر بسیاری در انس با قرآن دارد،و از ملزومات آن است.
۳-۳-۱- مقدار قرائت:
در تعیین مقدار آیاتی که باید قرائت شود روایات فراوانی وجود دارد .لازم به ذکر است که امام خمینی (ره)با توجه به اهمیت این موضوع ذیل عنوان«فصل در فضیلت تلاوت قرآن»در کتاب شرح چهل حدیث به بیان تعدادی از این روایات پرداخته اند.
با بررسی روایات مذکور نتیجه می شود که کمترین مقدارى که در روایات مطرح شده است، «ده آیه در روز» مى‏باشد که موجب خروج از غفلت و بى‏خبرى از یاد خدا مى‏ گردد.از جمله در حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه وآله ) آمده است :«من قرأ عشر آیات فی لیله لم یکتب من الغافلین؛هر که در هر شب ده آیه بخواند از جمله بى‏خبران نوشته نخواهد شد.»(ابن بابویه، ۱۳۶۲

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

ش،ص۶۰ )
در ادامه این حدیث و در احادیثى دیگر بر «قرائت پنجاه آیه» تأکید شده است:
به طور مثال امام صادق (علیه السلام )می فرمایند: «القرآن عهد اللّه إلى خلقه فقد ینبغی للمرء المسلم أن ینظر فی عهده، و أن یقرأ منه فی کلّ یوم خمسین آیه»؛ قرآن عهد خدا بسوى خلق خدا مى‏باشد پس یقینا براى شخص مسلمان سزاوار است که با دقت در عهد خویش بنگرد و از آن در هر روز پنجاه آیه بخواند.(کلینی،پیشین، ج‏۲، ص ۶۰۹ )
از این مجموع روایات می توان چنین نتیجه گرفت که مقدار قرائت مستمر برای هرفردی متناسب شرایط روحی وتوان اوست.والبته باید دانست که در روایات برای قرائت تعداد مختلف آیات ،جایگاه واثرات متفاوتی ذکر شده است.به طور مثال در روایتی آمده است:رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرمایند:
« مَنْ قَرَأَ عَشْرَ آیَاتٍ فِی لَیْلَهٍ لَمْ یُکْتَبْ مِنَ الْغَافِلِینَ وَ مَنْ قَرَأَ خَمْسِینَ آیَهً کُتِبَ مِنَ الذَّاکِرِینَ وَ مَنْ قَرَأَ مِائَهَ آیَهٍ کُتِبَ مِنَ الْقَانِتِینَ وَ مَنْ قَرَأَ مِائَتَیْ آیَهٍ کُتِبَ مِنَ الْخَاشِعِینَ وَ مَنْ قَرَأَ ثَلَاثَ مِائَهِ آیَهٍ کُتِبَ مِنَ الْفَائِزِینَ وَ مَنْ قَرَأَ خَمْسَمِائَهِ آیَهٍ کُتِبَ مِنَ الْمُجْتَهِدِینَ وَ مَنْ قَرَأَ أَلْفَ آیَهٍ کُتِبَ لَهُ قِنْطَارٌ مِنْ تِبْرٍ الْقِنْطَارُ خَمْسَهَ عَشَرَ أَلْفَ مِثْقَالٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ الْمِثْقَالُ أَرْبَعَهٌ وَ عِشْرُونَ‏ قِیرَاطاً أَصْغَرُهَا مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ وَ أَکْبَرُهَا مَا بَیْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ.»(همان،ج‏۲، ص ۶۱۲ )
طبق این حدیث هر کس ده،پنجاه ،صد،دویست،سیصدوپانصد آیه از قرآن قرائت کند به ترتیب در زمره ی
کسانی قرار می گیرد که غافل نیستند وجزء ذاکرین،قانتین،خاشعین،فائزین،مجتهدین،نوشته می شود.و هر که هزار آیه‏بخواند برایش قنطارى نوشته مى‏شود و هر قنطار پنجاه هزار مثقال از طلاست و هر مثقال بیست و چهار قیراط است که کوچکترین آن همچون کوه احد و بزرگترین آن باندازه ما بین آسمان و زمین مى‏باشد!
توجه به آثار ارزشمندی که در روایات در نتیجه قرائت زیاد قرآن بیان شده است دلیل دیگری بر اهمیت استمرار وپیوستگی وتلاش در جهت قرائت زیاد قرآن می باشد.به طور نمونه به دو مورد اکتفا می کنیم:
پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «خانه‏هاى خود را به تلاوت قرآن روشن کنید و آنها را گورستان نکنید چنانچه یهود و نصارى کردند، در کلیساها و عبادتگاههاى خود نماز کنند، ولى خانه‏هاى خویش را معطل گذارده‏اند (و در آنها عبادتى انجام ندهند) زیرا که هر گاه در خانه بسیار تلاوت قرآن شد خیر و برکتش زیاد شود، و اهل آن به وسعت رسند، و آن خانه براى اهل آسمان درخشندگى دارد چنانچه ستارگان آسمان براى اهل زمین می درخشند.» (مصطفوى ،جواد،۱۳۶۹ش، ج‏۴، ص ۴۱۴)
و نیز امیر المؤمنین (علیه السّلام) فرموده اند: «… خانه‏اى که در آن‏قرآن خوانده نشود و ذکر خداى عز و جل در آن نشود برکتش کم شود، و فرشتگان از آن دور شوند و شیاطین در آن حاضر گردند. (همان)
۳-۳-۲-چگونگی قرائت:
نکته قابل توجه دیگر اینکه با توجه به روایات قرائت پیوسته قرآن باید به همان ترتیب توقیفی که آیات وسور قرآن قرار گرفته اند انجام شود.از جمله این روایات می توان به مواردی اشاره نمود که در آنها قاری قرآن به کوچ کننده تعبیر شده است.که این مطلب خود نشاندهنده ی اهمیت رعایت این نکته است که نمی توان قرآن را به هر ترتیبی قرائت نمود .
در حدیثى از امام سجّاد (علیه السلام) آمده است که از ایشان پرسیده شد:«أىّ الأعمال أفضل؟ و امام در پاسخ فرمودند:«قال: ألحالّ المرتحل، قلت: و ما الحالّ المرتحل؟، قال:فتح القرآن و ختمه، کلّما جاء بأوّله إرتحل فی آخره»؛ فرود آینده کوچ کننده، گفتم: و فرود آینده کوچ کننده چیست؟ فرمود: آغاز نمودن و پایان بردن قرآن، هر وقت ابتدایش را آورد در آخرش کوچ نماید- بسوى انتهایش حرکت نماید.»( حر عاملی،پیشین،ج‏۶،ص۱۸۵)
حاصل بحث این است که استمرار در قرائت قرآن همراه با صفای روح بسیار در انس با قرآن حائز اهمیت است.مقدار آیات در قرائت به ظرفیت وشرایط قاری بستگی داردوبر اساس روایات بایدبر اساس ترتیب توقیفی آیات انجام شود.
۳-۳-۳-ترتیل:
در ادامه مراحل انس با قرآن ،مرحله «ترتیل»مطرح است.در آیه ۴ از سوره مزمل آمده است: … وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلاً؛ …؛ و قرآن را شمرده شمرده بخوان. در معنای ترتیل در ذیل این آیه اقوالی بیان شده است از آن جمله:
علامه طباطبایی (ره)در تفسیر المیزان گفته اند:«” ترتیل قرآن” به معناى تلاوت آن است به نحوى که حروف پشت سر هم ، روشن و جداى از هم به گوش شنونده برسد.» (طباطبایی،پیشین ، ج‏۲۰، ص۹۶)
در تفسیر نمونه نیز آمده است:«تعبیر به” ترتیل” که در اصل به معنى” تنظیم” و” ترتیب موزون” است، در اینجا به معنى خواندن آیات قرآن با تانى و نظم لازم، و اداء صحیح حروف، و تبیین کلمات، و دقت و تامل در مفاهیم آیات، و اندیشه در نتایج آن است.بدیهى است چنین قرآن خواندنى مى‏تواند به سرعت به انسان رشد و نمو معنوى، و شهامت اخلاقى، و تقوا و پرهیزگارى ببخشد، و اگر بعضى از مفسران آن را به معنى نماز خواندن تفسیر کرده‏اند به خاطر آن است که یکى از بخشهاى مهم نماز” تلاوت قرآن” است .»( مکارم شیرازی،پیشین،ج‏۲۵، ص ۱۶۷)
امام خمینی (ره)در کتاب شریف چهل حدیث در ضمن بیان روایاتی به بیان معنای ترتیل پرداخته اند .ایشان می فرمایند:«و از آداب قرائت، که
موجب تأثیر در نفس نیز هست و سزاوار است که شخص قارى مواظبت آن کند، ترتیل در قرائت است. و آن، به طورى که در حدیث است، عبارت است از حد وسط بین سرعت و تعجیل در آن، و تأنّى و فتور مفرط که کلمات از هم متفرق و منتشر گردد.» (خمینی،۱۳۸۸ب، ص۵۰۳)
ایشان در ضمن بیان احادیثی از ائمه معصومین( علیهم السلام) به تبیین بیشتر معنای ترتیل می پردازند،از جمله حدیثی از امام صادق (علیه السلام) که در معنای ترتیل می فرمایند:
«تبیّنه تبیانا، و لا تهذّه هذّ الشّعر [و لا تنثره‏] نثر الرّمل، و لکن أفزعوا قلوبکم القاسیه، و لا یکن همّ أحدکم آخر السّوره. (قمی،۱۴۰۴ق ، ج ۲،ص ۳۸۳)  «یعنى، اظهار کن آن را اظهار نمودن کاملى، و سرعت مکن در آن چنانچه در شعر سرعت مى‏کنى، و متفرق مکن اجزاء آن را چون ریگهاى متفرق که اجزائش با هم ملتئم نشود، و لیکن طورى قرائت کنید که تأثیر در قلوب کند و دلهاى سخت شما را به فزع آورد، و همّ شما آخر سوره نباشد.» (خمینی،پیشین، ص۵۰۴)
امام خمینی (ره) در شرح این حدیث می فرمایند:«یعنى مقصود شما آن نباشد که قرآن را در چند روز ختم کنید، و یا این سوره را به زودى ختم نموده و به‏آخر رسانید.