دسترسی به منابع مقالات : انس با قرآن در قرآن وحدیث چگونه تبیین شده است- قسمت ۴

بحث تدبر در قرآن ،از جمله مهم ترین مباحث مرتبط با موضوع انس با قرآن است؛از جمله مقالاتی که در این بحث مورد استفاده قرار گرفته است؛مقاله«روش تدبر در سوره های قرآن کریم» می باشد که مجری آن آقای علی صبوحی طسوجی می باشد.در این مقاله که تحت نظر دبیر خانه شورای تخصصی توسعه فرهنگ قرآنی در بهار ۱۳۸۸ اجرا ونوشته شده است؛به بیان مطالبی در مورد ضرورت تدبر در قرآن کریم،مفهوم شناسی تدبر،روش تدبر در سوره ها و در نهایت ارائه روش تدبر پیشنهادی در برخی از سور پرداخته شده است.
۱-۸-تعریف انس با قرآن
انس در لغت مصدری به معنای الفت است.(قرشی،۱۳۷۱ ش، ج‏۱، ص۱۳۲)ونیز ابن منظور در لسان العرب میگوید: «الأَنَسُ خلاف الوَحْشَهِ»؛ یعنی انس در مقابل وحشت به کار میرود. (ابن منظور،۱۴۱۴ ق، ج‏۶، ص۱۳ )
از این رو گفته اند: «مع‏ التَّجَانُس‏ التَّآنُس»: همجنسى و همانندى انس‏ و الفت مى‏آورد. (مهیار،بی تا، ص ۲۰۸)بنابراین کسی که با چیزی انس بگیرد با آن هم جنس وهم سنخ میشود.
راغب نیز در مفردات میگوید: الأنس: خلاف النفور یعنی ألفت و محبّت ،بر خلاف تنفّر و بى‏محبّتى است( راغب،۱۳۷۵ ش، ج‏۱، ص ۲۱۶)
معانی فوق با توضیحات جامع تر در التحقیق به این نحو بیان شده است که:« أنس: أصل واحد، و هو ظهور الشی‏ء و کلّ شی‏ء خالف طریقه التوحّش.و استأنست به و تأنّست به: إذا سکن الیه القلب و لم ینفر. أنّ الأصل الواحد فی هذه المادّه: هو القرب مع الظهور بعنوان الاستیناس، فی مقابل النفور و الوحشه و البعد. و هذا المعنى محفوظ فی جمیع صیغ مشتقّاتها.»( مصطفوی،حسن، ج‏۱، اقتباس از صص: ۱۶۱-۱۵۹)
باتوجه به تعریف جامع بیان شده در التحقیق ومطالب فوق میتوان نتیجه گرفت: انس در لغت به معنای قرب ونزدیکی والفت ومحبتی است که در شی بروزو ظهور پیدا میکند.وحالتی است که قلب به آن آرام میگیرد؛و در مقابل نفرت ،وحشت ودوری قرار دارد. باید توجه داشت که بین دو چیز هم جنس وهمانند انس ایجاد میشود واز طرفی هرچقدر این انس بیشتر شود تجانس وهمانندی بین آن دو نیز افزایش پیدا میکند.
برای انس با قرآن از نظر بزرگان دین وشخصیتهای قرآنی ، تعاریف متعددی وجود دارد که به امور مختلفی چون عصر زندگی آنها،دیدگاههای آنها وموقعیت علمی واجتماعی آنان بستگی دارد.
آنچه به عنوان اصطلاح اُنس در این پایان نامه مد نظر ومحور بحث،قرار داده شده است؛تعریفی است که مقام معظم رهبری (مدظله)مطرح نموده اند.لازم به ذکر است که با بررسی های انجام شده ،مشخص شد که برای انس با قرآن تعاریف خاصی بیان نشده است.تنها تعریف بیان شده از مقام معظم رهبری است.در این مورد نیز باید چندین سخن از ایشان را در کنار هم قرار دهیم تا مفهوم مد نظر ایشان از انس را به درستی در یابیم .
این تعریف در بخشهای مختلف به صورتهای زیر بیان شده است:
ایشان در جایی می فرمایند: «انس با قرآن یعنی قرآن را خواندن و باز خواندن و در مفاهیم قرآنی تدبر کردن و آنها را فهمیدن.»(خامنه ای، پیشین،۱۰/۰۱/۱۳۶۹)
در جای دیگر تاکید دارند:«برادران من! این خواندن و تلاوت قرآن قدم اول است، قدم آخر نیست. اول آشنایی و انس با قرآن لازم است. بعد، مفاهیم قرآنی را به صورت سطور قطعی و مجسم برنامه زندگی در مقابل چشم نگه داشتن.»(خامنه ای، پیشین ،۲۶ /۰۶/۱۳۸۳)
ایشان در تاکید بر اینکه عمل به قرآن یک مرحله مهم از انس با قرآن است؛می فرمایند:« اگر ما معتقدیم ـ که معتقدیم ـ که عمل به قرآن، اساس و محور احیاء قرآن است و مسئله به تلاوت و خواندن و اینها ختم نمی‌شود ـ که به آن اعتقاد داریم؛ معتقدیم باید به قرآن عمل کنیم، باید جامعه‌مان را قرآنی کنیم، باید فکرمان را قرآنی کنیم، باید عملمان را قرآنی کنیم، باید قرآن را باور کنیم؛ و وعده قرآن را وعده صدق و حق بدانیم، همین‌طور که خود قرآن می‌فرماید: وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ ؛همچنانی که باید تعاملمان با شخص خودمان، با افراد خانواده‌مان، با افراد محیط کارمان، با افراد اجتماعمان، با مسلمین کشورهای دیگر، با قدرت‌ها، با ملت‌ها و همه اینها باید نَفَس و روح قرآنی تنظیم بشود؛ اینها همه‌اش درست است و به آن اعتقاد داریم؛احیاء قرآن، عمل به قرآن و گرامیداشت قرآن این است.»( خامنه ای،پیشین، ۰۴/ ۰۷/ ۱۳۸۵)
با جمعبندی دیدگاه ایشان در یافته می شود که انس با قرآن از مرحله خواندن مکرر وسعی در فهم مفاهیم وتدبر در آیات آغاز می گردد ودر نهایت باید به عمل به آیات نورانی قرآن منجر گردد.
فصل ۲:
اهداف انس
با قرآن
پیش در آمد:
با بررسی سخنان امام خمینی(ره)ومقام معظم رهبری (مدظله)،ملاحظه می شود که برای انس با قرآن،اهدافی بیان شده است.این اهداف را می توان در سه جنبه کلی دسته بندی نمود که شامل:اهداف فردی،اجتماعی وجهانی می باشند.لازم به ذکر است که منظور از اهداف اجتماعی آن اهدافی است که به جامعه اسلامی مربوط می گردد؛واهداف جهانی آن مواردی را شامل می گردد که به مردم جهان وموقعیت امت اسلامی در جهان ارتباط دارد.در این گفتار ابتدا به اهداف فردی،سپس اهداف اجتماعی ودر نهایت اهداف جهانی پرداخته می شود.
لازم به ذکر است که بین این اهداف رابطه بر قرار است به این نحو که دستیابی به اهداف فردی منجر به دستیابی به اهداف اجتماعی می گرددو هر دوی اینها در نهایت دست یابی به اهداف جهانی را نتیجه می دهد. در صورت دستیابی به اهدا

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

ف اجتماعی،دست یابی به اهداف فردی نیز تقویت می گردد.دست یابی به اهداف جهانی نیز خود تقویت کننده اهداف اجتماعی وفردی خواهد بود.این روابط را می توان به صورت زیر نمایش داد:
اهداف فردی
اهداف اجتماعی
اهداف جهانی
شکل (۲-۱)
۲-۱-اهداف فردی:این اهداف برای هر یک از افراد جامعه اسلامی مد نظر است.که شامل موارد زیر می شود:
۲-۱-۱-انسان سازی وتربیت قرآنی انسان:
هدف خداوند از ارسال پیامبران ووحی وکتب مقدس الهی ،در اختیار قرار دادن تعلیماتی برای بشر بوده است که انسان را در جهت الهی ومورد نظر خداوند تربیت نماید،امام خمینی(ره)در این رابطه می فرمایند:
«در هر صورت انبیا آمدند که همه مردم را آدم کنند. علم انبیا علم آدمسازى است. قرآن‏ هم یک کتابى است کتاب آدمسازى. نه کتاب طب است، نه کتاب فلسفه است.» (خمینی،بی تا ، ج‏۸ ،ص ۴۳۷)
بنا بر آنچه گفته شد،قرآن کتاب پیامبر خاتم به طریق اولی برای چنین هدفی نازل شده است؛در سخنی دیگر از امام خمینی(ره)،آمده است:«قرآن‏ اصلًا آمده است که یک انسان صحیح درست کند؛ انسان‏ساز است. »(همان، ج‏۹، ص ۴۵۷)
۲-۱-۱-۱-اهمیت تربیت انسان به وسیله قرآن:
امام خمینی(ره)در این باره می فرمایند:« انبیا هم که آمده‏اند از طرف خداى تبارک و تعالى، براى همین تربیت بشر و براى انسان‏سازى است. تمام کتب انبیا- خصوصاً کتاب مقدس قرآن‏ کریم- کوشش دارند به اینکه این انسان را تربیت کنند. براى اینکه با تربیت انسان، عالَم اصلاح مى‏شود. آن قدر که انسان غیر تربیت شده مضر است به جوامع، هیچ شیطانى و هیچ حیوانى و هیچ موجودى آن قدر مضر نیست. و آن قدر که انسان تربیت شده مفید است براى جوامع، هیچ ملائکه‏اى و هیچ موجودى آن قدر مفید نیست. اساس عالم بر تربیت انسان است. انسان عصاره همه موجودات است و فشرده تمام عالم است. و انبیا آمده‏اند براى اینکه این عصاره بالقوّه را بالفعل کنند؛ و انسان یک موجود الهى بشود. این موجود الهى تمام صفات حق تعالى در اوست و جلوه گاه نور مقدس حق تعالى است .»(همان، ج‏۱۴ ،ص۱۵۳)
ایشان در جایی دیگر به تربیت گیاهان وحیوانات اشاره می نمایند وتربیت انسان را با آنها مقایسه می نمایند.نکته مهم از نظر امام (ره)، این است که عدم تربیت انسان بر خلاف دیگر موجودات بسیار خطرناک است ؛به گونه ای که ،انسانِ بد، یک بدش،یک امّت را بد مى‏کند، و یک خوبش، یک امّت را خوب مى‏کند. (همان، ج ۱۰،ص ۵۳۱)
از دیدگاه امام اهمیت تربیت انسان تا بدانجاست که اگر تحت تربیت واقع نشود از هر موجودی خطر ناکتر وموذیتر خواهد بود.خداوند همه انبیا را برای تربیت این موجود فرستاد که اگر سر خود باشد عالَم را به هم مى‏زند، و مع الأسف انبیا هم موفق نشدند به اینکه مأموریت خودشان را تحقق بدهند.(همان، ج ۱۲، اقتباس از ص ۴۲۳)
با توجه به اهمیتی که برای تربیت انسان مطرح شد،اهمیت وسیله وچگونگی تربیت انسان نیز روشن می گردد،بر اساس سخنان امام قرآن کریم وسیله مهم تربیت انسانی واصلاح اجتماع است؛که البته نیل به این اهداف در پرتو عمل به محتوای آیات قرآن امکانپذیر است. (همان،ج‏۱۰، اقتباس ازص۵۳۰)
۲-۱-۱-۲-روش انسان سازی قرآن
«رَبَّنا وَ ابْعَثْ فیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِکَ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ یُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزیزُ الْحَکیم‏؛پروردگارا، در میان آنان، فرستاده‏اى از خودشان برانگیز، تا آیات تو را بر آنان بخواند، و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد و پاکیزه‏شان کند، زیرا که تو خود، شکست‏ناپذیر حکیمى.»(بقره-۱۲۹)