بدیع در دیوان اشعار محمد علی بهمنی- قسمت ۸

همان گونه که مشخص است در دسته بندی یاحقی دیدگاه سیاسی غلبه دارد و به دیگر شاخه های شعر نو از جمله شعر عاشقانه ، رمانتیک و فرد گرا توجه کافی مبذول نشده است .
نویسندۀ تاریخ تحلیلی شعر نو نیز شعر معاصر را به چهار دوره تقسیم می کند؛ ۱۲۸۴-۱۳۲۲، ۱۳۲۲-۱۳۴۱،۱۳۴۹-۱۳۵۷ (شمس لنگرودی ، ۱۳۷۰ ،ج۱ :۱۰)
مؤلّف بر کران بیکران ، شعر نیمایی را مترادف با شعر آزاد دانسته و این شعر را به افسانه و بعد از آن تقسیم کرده است. وی معتقد است پس از نیما ، شعر سنتی نیز در کنار شعر آزاد به حیات خود ادامه می دهد و حتی شاعران نیمایی نیز به شعر سنّتی و معیار های آن وابستگی خاطر دارند .از دید گاه نویسندۀ کتاب مذکور “نیما بیش از آن که شاعر باشد ، نظریه پرداز برجستۀ شعر آزاد است و بررسی دیدگاه او در بارۀ هنر ، دید شاعرانه ، شعر و ساختار شعر ” جذّاب می نماید . ( صبور ، ۱۳۷۸ : ۱۹۵)
همان گونه که مشاهده می شود ، نظریه پردازانِ شعر معاصر، تقسیم بندیهای گوناگونی را از این نوع شعر ارائه داده اند و هر کدام ملاک خاصّی را برای جریان شناسی شعر نو برگزیدند ، برخی زاویۀ دید و محتوای شعر را در نظر گرفتند . اما نکتۀ مشترک در تمامی این جریانات ، قرار دادن افسانه ی نیما (۱۳۰۱ ) به عنوان محور و تقسیم بندی بر اساس آن است، به گونه ای که کلّیۀ اشعار معاصر هم از نظر ظاهر و ساختار شعری و هم از نظر محتوا و مضمون با این شعر مقایسه شده و خود به گونه های مختلف تقسیم می شود . یعنی برای سنجش نو یا سنّتی بودن اشعار معاصر هم به شکل و نحوۀ بیان شاعر توجّه نمود و هم به نوع محتوا و مضمون منعکس شده در اشعار وی دقّت کرد. به تعبیر دیگر ، شاعر باید فرزند زمان خود باشد ، پس شاعر معاصر نیز باید هم در لفظ و هم در محتوا به ابداع و نو آوری پرداخته و شعر خود را همراه با جامعه و روزگار به تکاپو وا دارد. تکاپویی که هم در ساختار و چینش اجزاء شعر آشکار است و هم در تاثیر و هدف شعر ، منجر به واکنش ، جوشش و تلذّذ ادبی، توسّط مخاطب می گردد .
فصل سوم
زندگی و شعر محمد علی بهمنی
-۱-۳ زندگی نامه:
محمد علی بهمنی ، شاعر معاصر ایران ، در سال ۱۳۲۱ در دزفول دیده به جهان گشود . او در چاپخانه با فریدون مشیری که آن روزها مسؤول صفحۀ شعروادب هفت‌تار چنگ درمجلۀ روشنفکر بود، آشنا شد و نخستین شعرش در سال ۱۳۳۰، یعنی زمانی که او تنها ۹ سال داشت، در مجلۀ روشنفکر به چاپ رسید؛ اما هیچ گاه ای قریحه را در چهار چوب آموزش های دانشگاهی نگنجاند و در فضای شاعرانه و دریایی بندر عباس به سرایش اشعار خود ادامه داد .
نخستین مجموعه اشعار بهمنی با عنوان باغِ لال در سال ۱۳۵۰ به چاپ رسید و در سال بعد نیز مجموعه اشعار در بی وزنی انتشار یافت. وی در سال ۱۳۵۵ مجموعۀ عامیانه ها را به چاپ رساند و پس از یک سال مجموعه ی شعرگیسو، کلاه ، کفتر را برای کودکان سرود .اما سال ۱۳۶۹ و مجموعۀ گاهی دلم برای خودم تنگ می شود را می توان نقطۀ اوج و زمینه ساز شهرت بهمنی به حساب آورد ، شهرتی که منجر به همکاری با مرکز صدا و سیمای خلیج فارس (۱۳۷۰) وهفته نامۀ ندای هرمزگان( ۱۳۷۴) گشت .
از دیگر مجموعه های این شاعر که مورد استقبال همگان قرار گرفت ، می توان به کتاب شاعر شنیدنی است، اشاره نمود که چندین بار تجدید چاپ شد.(۱۳۷۷) ، امانم بده (۱۳۸۰) این خانه واژه های نسوزی دارد (۱۳۸۲ )و من زنده ام و هنوزغزل فکر می کنم(۱۳۸۲) ، نیز از مجموعه اشعار به چاپ رسیدۀ بهمنی است که در سال ۱۳۹۰ با عنوان مجموعه اشعار انتشار یافته است. آخرین اثری که تا کنون از این شاعر منتشر شده مجموعه ترانه های وی با نام یه حرف یه حرف حرفای من کتاب شد (۱۳۹۱) می باشد .وی در مصاحبه ای از انتشار جدید ترین غزل هایش با نام یک صدا و دیگر هیچ تا پایان سال ۹۳ خبر داده است ((www.tnews.ir
-۲-۳شعر
اشعار محمد علی بهمنی طرفداران و منتقدان فراوانی دارد . عدّه ای معتقدند وی ” همراه با سیمین بهبهانی و حسین منزوی سه چهرۀ اثر گذار و ماندگار شعر فارسی در شاخۀ غزل در روزگار معاصر هستند .” ( قزوه ، ۱۳۸۳ : ۱۷۲ ) و ” نه تنها یکی از سرایندگان غزل و خادمان عشق بلکه فرد اکمل و افضل آنها در زمان ما و میان ما هستند .” ( همان ، منقول از مفتون امینی ) اما افرادی همچون هادی خورشاهیان بر این اعتقادند که نمی توان شعر بهمنی را چراغ راه کرد و در ردیف اشعار منزوی و بهبهانی گنجاند.(پیشین، ۱۵۸)
به هر حال اشعار بهمنی از سوی مخاطب معاصر مورد استقبال قرار گرفته و به شهرت رسیده است ، مدعی این مطلب چاپ های متعدد مجموعه اشعار وی هست .اشعاری که با زبانی عاطفی و صمیمی به بیان احساسات مشترک می پردازد و خواننده را با خود همراه می سازد .
-۱-۲-۳قالب
یکی از عناصر چشمگیر در مجموعه آثار محمد علی بهمنی ، تنوع قالب هاست . قالب هایی که اگر چه پراکندگی یکسانی ندارند اما نمایانگر بی پروایی شاعر در بکار گیری آنهاست .شاعر از غزل تا مثنوی ، ترانه، شعر نو و سپید را تجربه می کند . ” بهمنی حرف های گوناگونش را در قالب های گوناگون تقسیم کرده است …ولی تسلّط او بر همۀ قالب ها یکسان نیست و از این روی ، غزل های او – به عنوان تنه ی شعرش – سرشار

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

از معانی گوناگون نیستند . آن معانی دیگر گویا در شاخه هایی نه چندان پر بار ( مثنوی ها و نو سروده ها ) جمع شده اند . ( قزوه ، منقول از محمد کاظم کاظمی ۲۴۴ )
از این سخن ، معلوم می شود که بهمنی با وجود سرایش اشعار گوناگون ،” با تجربه تر از آن است که در بند قالب مانده باشد . تجربه های گوناگون وی در حال و هوای متفاوت ، نشان دهندۀ توانایی و احاطۀ این شاعر در زبان وادبیات امروز است . ” ( همان ، فیض ، ۲۳۱)
همانگونه که پیش از این بیان شد ، قالب عمدۀ اشعار بهمنی ، غزل است اما نه غزل به معنای کاملا سنّتی آن . بهمنی ، افکار و اندیشه های نو را در قالب قدیمی غزل می ریزد و جلوه ای نوین از آن ارائه می دهد. همانگونه که می دانیم “یکى از مهمترین انواع شعر غنایى، غزل است، غزل در لغت «سخن گفتن با زنان و عشق‏ورزى با ایشان، حکایت از جوانى و حدیث صحبت و عشق است». همچنین به سخنى که در وصف زنان و عشق ایشان گفته شود، اطلاق مى‏گردد. آنچه باعث اطلاق نام غزل بر قالبى معین از شعر مى‏شود در درجه اول موضوع شعر است نه قالب ظاهرى آن، چه اگر شعرى از لحاظ فنى به صورت غزل و از لحاظ معنى در موضوعى غیر از
عشق و احساسات باشد در حقیقت غزل نیست و اگر شعرى به شرح تمایلات عاشقانه بپردازد ولى
غیر از صورت معمول غزل باشد در واقع غزل است. ” (رستگار فسایی،۸۰:۱۳۷۲)
غزل، ابتدا به شکل قالبی خاص وجود نداشت و مضامین عاشقانه در بخشِ تغزّلِ قصاید بیان می شد اما در سبک عراقی که مدح و ستایش ، و در پیِ آن، قصیده از رونق افتاد، غزل به قالبی مستقل تبدیل شد و شاعران بزرگی همچون سعدی، حافظ و سنایی در سرایش غزل عاشقانه و عارفانه سرآمد شدند. در غزل مکتب وقوع، روابط عاشق و معشوق دگرگون شد و عاشق به بیان شِکوه و شکایت از معشوق پرداخت. “در غزل هندی تکیۀ اساسی بر مضمون یابی است و همین تکیه بر مضمون یابی است که اندک اندک کار را به افراط…می کشانَد…نکتۀ مهم دیگر در غزل هندی این است که هر بیت این غزل معمولاً مستقل است و با بیان یک مضمون تمام می شود. ” ( شمیسا، ۱۸۱:۱۳۷۴)
در غزل دورۀ بازگشت ادبی تحولی دیده نمی شود و به دلیل تقلید از سبک خراسانی، بار دیگر مضامین عاشقانه در تغزّل قصاید نمود می یابد. می توان گفت که شاعران مشروطه آغازگر تحوّل در قالب غزل هستند زیرا با ورود مضامین اجتماعی و سیاسی در غزل، زبان شعری خود را نیز با این مضمون مطابقت دادند.
نوسازی زبان غزل تا پیش از ظهور نیما به نوعی متوقف مانده بود. نیما تلاش نوگرایانۀ شاعران مشروطه را که به توفیقاتی اندک در این عرصه دست یافتند کامل کرد و آغاز گر فصلی تازه در شعر فارسی شد. گروهی ازشاگردان وپیروان نیما ،نگاه او را به عرصۀ غزل بردند و ابتدا غزل بینابینی و نو قدمایی در شعر شاعرانی چون شهریار و ابتهاج به وجود آمد تا با عبور از ذهن وزبان شاعرانی همچون فریدون توللی ،فروغ فرخزاد،نادر نادرپوربه غزل پردازانی همچون منوچهر نیستانی ،شفیعی کدکنی سیمین بهبهانی ،حسین منزوی و محمد علی بهمنی برسدوغزل نیمایی پا به عرصۀ وجود بگذارد وتا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی (بهمن۵۷) بیشترین نمود خود را به صورت مضمون عاشقانه و اجتماعی داشته باشد.
“.غزل نیمایی همراه با سیمین بهبهانی ،حسین منزوی ومحمد علی بهمنی وارد دهۀ شصت شد و در کنار غزل نوخاستۀ انقلاب قرار گرفت. عاشقانه های سیمین و منزوی با کمترین تغییر نسبت به دهۀ قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ادامه یافت، امّا محمد علی بهمنی فضای غزل خود را آرام آرام به سمت تحوّل سوق داد ودر این دو دهه از او غزل های عاشقانه متفاوتی دیده ایم. البته این تفاوت بیشتر به حوزۀ معنا ونوع واژه گان مورد استفادۀ شاعر باز می گردد.تأثیر سیمین بر شاعران پس از انقلاب قابل ملاحظه نیست ،امّا شاعران جوان «نسل سوم»که در حال تجربۀ غزل هستند ، ضمن تأثیر پذیری از پیشگامان غزل انقلاب (سید حسن حسینی، نصرالله مردانی وقیصرامین پور) در برخی مواردتحت تأثیر بهمنی و منزوی هستند . شاخۀ اصلی غزل عاشقانه پس از انقلاب اسلامی که هم اکنون قیصر امین پور شاخص ترین چهره های آن است ، در سیر تکامل خود به نقطه ی عطف تاریخ ادبیات معاصر رسیده است .
این غزل دوران پرتب وتاب شعارزدگی ،تصویر گرایی مفرط و تجربه های بیدلی راپشت سرگذاشته و با نوبه نو شدن در زبان پیشگامان به حال وهوای اعتدال در لفظ و معنا رسیده است. استقبال اغلب جوانان شاعر از این فضای معتدل، پس از چند سال دل مشغولی گروهی از آنها به تئوریهای ادبی و فضای رومانتیک فمنیست دهه ۸۰، بیانگر اصالت این حرکت سازنده در سیر تکامل غزل عاشقانه معاصر است.اهم ویژگی های این غزل را می توان به شرح زیر برشمرد:
رعایت تعادل در لفظ و معنا
توجه به عقبۀ فرهنگی و پیشینۀ شعر وغزل فارسی
نوآوری در زبان (ترکیب سازی ،تصویر آفرینی وکشف مضامین تازه )
تحوّل جایگاه عشق و عاشق و معشوق نسبت به دهۀ قبل از پیروزی انقلاب اسلامی واحیای عشق اساطیری ،عشق آرمانی و عشق زمینی- آسمانی در عرصۀ غزل معاصر پس از سه دهه غلبۀ عشق زمینی
تلفیق عشق و حماسه در غزل
غلبۀ فرهنگ و شناخت شیعی بر تلقّیات التقاطی وباز تابش عرفان پویا ، عمل گرا و عزلت ستیز اجتماعی. ” (عمرانی، ۱۰:۱۳۸۶)
محتوای غالب بر اشعار بهمنی، عشق و سخن گفتن از عاشقانه هاست ، از آنجا که از آغاز شعر فارسی ، قالب غزل ، برای پرداختن به مضامین غنایی انتخاب می شده ، بهمنی نیز محتوا و کلام عاطفی خود را در غزل جلوه می دهد .غزلی که با نام های ( غزل نیمایی ، غزل نو و غزل مدرن )
از آن یاد می شود . ” محمد علی بهمنی یکی از حلقه های اصلی و اصیل زنجیره ی نو غزل سرایی در روزگار ماست .” ( همان ، به نقل از روزبه ، ۱۷۲)
بهزاد خواجات ، بهمنی را از نسل دوم غزل سرایان پس از نیمایی داند و معتقد است “این گروه، غزل را از محتوای صرفاً عاشقانه رها کرده و مضامین گوناگونی را در آن گنجاندند ” (پیشین ،۱۴۳)
با بررسی غزل های بهمنی به این نتیجه می رسیم که غزل وی ، کاملا نو و مدرن نیست ، بلکه تلفیقی از سنّت و نو آوری است .” این غزل با نگاهی دقیق به سنّت از ظرفیت های نامکشوف اشکال و قوالب تجربه شدۀگذشته بهره می برد… و با شورش بر علیه متنِ مسلّطِ شعر نو ، خود به متن مسلّطِ شعر ایران تبدیل گردید .” ( قزوه ، نقل قول از شکارسری ،۱۹۴)
همانگونه که خود بهمنی اذعان دارد : جسمم غزل است اما روحم همه نیمایی است (بهمنی :۳۴۹ ،۱۳۹۰)وی نوع نگاه ، جهان بینی و تعبیرات نوین و کاربردی در جامعۀامروز را با زبان غزل بیان می کند . محمد رضا روزبه ، چند ویژگی مهم غزل بهمنی را به شرح ذیل بر شمرده است :
حفظ روح تغزّل : بهمنی ، علاوه بر اشعار عاشقانه ، محتوای اجتماعی ، سیاسی و حتی حماسی را هم با زبان غنا و غزل بیان می کند .
بهره گیری از اوزان بلند : از جمله روش هایی که در غزل مدرن به کار گرفته می شود ، استفاده از وزن های طولانیست که باعث نزدیکی بیشتر زبان به بیان محاوره ای شده و میدان را برای فضا سازیهای تازۀ ذهنی – زبانی در غزل گسترش می دهد و از سوی دیگر ، شاعر را از حشو ، حاشیه های کلامی و تنگناهای وزنی نجات می دهد .
گرایش به بیان محاوره ای : صمیمیّت زبان بهمنی به ادبیّتّ آن ضرر نمی زند و وی با اعتدال بین این دو ، شعرش را برای مخاطب قابل فهم کرده است . بهمنی با حفظ شکل صحیح کلمات ، باور و بیان عامّه را در غزل خود گنجانده است .
گرایش به فضای دراماتیک : فضایی روایی ، دراماتیک و حسّی در غزل امروز که از رهگذر تأثیر پذیری از شعر نو و شکل ذهنی منسجم حاکم بر آن رخ داده است .
تعادل هوشمندانه بین سنّت و نو آوری : غزل بهمنی از چشم انداز بافت شناختی ، در ردۀ غزل نوی معتدل جای می گیرد ، هر چند که سهم نو گرایی در این محدودۀ شعری بیشتر است .(قزوه ، ۱۳۸۳ صص ۱۷۲-۱۷۳ )
بهمنی اگر چه شاعری غزل سراست اما در کارنامۀ شعر و شاعری او شعر های نیمایی و سپید هم دیده می شود که در جای خود زیبا و ارزشمند هستند .( دهقانی و واثق ، ۱۳۹۰ : ۱۱) امّا تعلّق خاطر شاعر به غزل هم در تعداد اشعار نیمایی و سپیدش نمودار است و هم در سبک و سیاق کلام. در واقع محتوای این گونه اشعار بهمنی با مضمون غزل هایش یکسان است و تنها بافت و ساختار کلام دگرگون شده است؛ زیرا نگاه بهمنی به جهان اطرافش نگاهی کاملاً امروزی است واین حاصل نگاه، هرنوع شعری باشد ، اثری نوین است؛ خواه در قالبی سنتی و خواه در قالب هایی ساختار شکننده و جدید . اما در اشعار غیر کلاسیک او ساختار و محتوا ، هماهنگی بیشتری دارد زیرا زیبایی شعر، حاصل هنجار گریزیهای توأمانِ زبانی و معنایست .