بررسی رابطه بین خشونت خانوادگی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع راهنمایی شهرستان خرم آباد در سال تحصیلی ۹۲-۹۱- قسمت ۵

در خانواده ابراهیم‏علیه السلام نیز ابراهیم و هاجر قربانى خشونت روحى و روانى ساره قرار گرفتند و به خواست ساره ابراهیم‏علیه السلام هاجر را در سرزمینى بى آب و علف ساکن ساخت.(رازی ،۱۳۵۵)
«ربّنا انّى أسکنت من ذریّتى بوادٍ غیر ذى زرعٍ عند بیتک المحرّم» (ابراهیم/ ۳۷)
«پروردگارا من بعضى از فرزندانم را در سرزمین بى آب و علفى در کنار خانه‏اى که حرم توست ساکن ساختم.»
در خانواده لوط و نوح‏علیهما السلام نیز خشونت روحى و روانى وجود داشت و آن دو پیامبر الهى قربانى خشونت روحى و روانى همسران خویش بودند.
ج: خشونت مالى
سرپرست خانواده در برابر تمام اعضاى خانواده مسؤول است و باید تمام نیازهاى ایشان را تأمین کند. پدر موظف است خوراک، پوشاک، مسکن، آموزش، بهداشت و دیگر نیازمندیهاى خانواده خود را برآورده سازد و در غیر این صورت پدر خشونت گرا شناخته مى‏شود و فرزندان و همسر او قربانى خشونت خواهند بود.
در عصر جاهلیت رسم بر آن بود که وقتى مرد خانواده از دنیا مى‏رفت عضوى از خانواده، همسر آن مرد را به عقد خویش در مى‏آورد و براى او مهریه تعیین نمى‏کرد و نفقه او را نیز نمى‏پرداخت:
«یا ایّها الذین آمنوا لایحلّ لکم ان ترثوا النّساء کرهاً» (نساء/ ۱۹)
«اى کسانى که ایمان آوردید! براى شما حلال نیست که از زنان، از روى اکراه (و ایجاد ناراحتى براى آنها،) ارث ببرید!»
در انتخاب انواع خشونت، خشونت گرایان بیشتر از دیگران متأثر مى‏شوند و نوع خشونت را از دیگران مى‏آموزند. هر گاه پدر یا همسر خانواده خشونت جسمى داشته باشد، فرزندان نیز از این شکل خشونت در برخورد با سایر اعضاء بهره مى‏برند و اگر پدر و مادر با یکدیگر خشونت لفظى داشته باشند فرزندان نیز از این نوع خشونت در برخورد با یکدیگر و والدین سود مى‏برند.
۲-۱-۱۴- عوامل خشونت
عوامل خشونت از دریچه‏هاى گوناگونى به بحث و بررسى گذاشته شده است. برخى با نگاه روان شناختى این پدیده را مورد کنکاش قرار مى‏دهند. شمارى دیگر از جهت اجتماعى به بحث درباره عوامل خشونت مى‏پردازند وجرم شناسان نیز از دریچه دانش خویش به عوامل خشونت مى‏نگرند.
دریچه دیگرى که مى‏تواند راهگشاى پژوهشگر باشد، دریچه وحى است. با یارى گرفتن از آیات وحى و نظرداشت موارد خشونت خانوادگى مى‏توان عواملى را به عنوان عوامل خشونت خانوادگى معرفى کرد.
برخى از عوامل خشونت در قرآن عبارتند از:
الف: حسادت
یکى از عوامل مهم خشونت، حسد است. براى نمونه در داستان آدم‏علیه السلام، حسد قابیل عامل اصلى قتل هابیل بود. قابیل از دو جهت بر هابیل حسادت مى‏کرد. جهت اول زیبایى همسر هابیل بود و جهت دوم پذیرش قربانى هابیل.
تفسیرگر برجسته اهل سنت در تفسیر آیه شریفه «واتل علیهم نبأ ابنى آدم بالحقّ اذ قربّا قرباناً فتقبّل من احدهما» (مائده/ ۲۷) دو نظریه براى خشونت قابیل بر هابیل مى‏آورد:
«نظریه اول: هابیل که گلّه‏دار بود یک گوسفند چاق قربانى کرد و قابیل که کشاورز بود یک دسته از محصولات نامرغوب خود را در راه خدا قربانى کرد. قربانى هابیل پذیرفته شد و قربانى قابیل رد شد. در نتیجه قابیل بر هابیل حسد کرد و نقشه قتل او را کشید.
نظریه دوم: حواعلیها السلام در هر زایمان یک پسر به دنیا مى‏آورد و یک دختر. وقتى دختران و پسران به سن ازدواج مى‏رسیدند، پسر یک زایمان با دختر زایمان دیگر ازدواج مى‏کرد. بر اساس این سنت هابیل با همزاد قابیل و قابیل با همزاد هابیل ازدواج کرد. قابیل که ناگزیر از ازدواج با همزاد هابیل شده بود از آن جهت که همسر هابیل زیباتر بود بر هابیل حسد ورزید و پایان این حسد به قتل هابیل انجامید.»(فخر رازی،۵۸۰)
در هر دو نظریه یاد شده عامل خشونت بر هابیل حسد قابیل است.
در قصه یوسف‏علیه السلام نیز آن چه برادران آن حضرت را به خشونت علیه برادر سوق داد، حسد برادران به موقعیت برتر یوسف‏علیه السلام و محبت بیشتر پدر بر آن حضرت بود:
«اذ قالوا لیوسف و اخوه احبّ الى ابینا منّا و نحن عصبه انّ ابانا لفى ضلالٍ مبین. اقتلوا یوسف او اطرحوه ارضاً یخل لکم وجه ابیکم» (یوسف/ ۸-۹)
«هنگامى که گفتند: یوسف و برادرش نزد پدر از ما محبوبترند در حالى که ما گروه نیرومندى هستیم! مسلماً پدر ما در گمراهى آشکارى است! یوسف را بکشید؛ یا او را به سرزمین دوردستى بیفکنید؛ تا توجه پدر، فقط به شما باشد.»
برادران یوسف از آن جهت یعقوب‏علیه السلام را گمراه مى‏خواندند که آن حضرت یوسف و بنامین را که از همسر دیگر ایشان بود بسیار دوست مى‏داشت و از عدل و مساوت بیرون رفته بود. آن حضرت یوسف و بنیامین را که ضعیف بودند و توان خدمت نداشتند بر برادران یوسف که قوى و پرتوان بود برترى مى‏داد و محبت بسیار بر ایشان داشت.(المراغی،۱۹۸۵)
در قصه ابراهیم‏علیه السلام نیز حسادت ساره عامل اصلى خشونت او بر ابراهیم‏علیه السلام و هاجر بود. ساره که سالها نابارور بود و به همین جهت هاجر را به ابراهیم‏علیه السلام بخشیده بود، وقتى هاجر را صاحب فرزند دید بر او حسادت کرد و ابراهیم‏علیه السلام را ناگزیر ساخت هاجر و فرزندش را به سرزمین مکه ببرد.
ب: باورهاى ناروا
یکى دیگر از عوامل خشونت خانوادگى باورها و اعتقادات نادرست خشونت گرا است. براى نمونه خشونت عرب جاهلى علیه زنان، کشتن دختران، مبادله کردن دختران و زنان، ازدواج با مادر خوانده و دریافت مهریه دختر و به ارث بردن ایشان، از آن جهت بود که عرب جاهلى زن را فرومایه، پست و حقیر مى‏شناخت،(طباطبایی،۱۳۸۴) توان او را در تأمین مخارج خویش باور نداشت و او را سربار دیگر اعضاى خانواده مى‏دانست.
«یا ایّها الّذین آمنوا لایحلّ لکم أن ترثوا النساء کرهاً و لاتعضلوهنّ لتذهبوا ببعض ماءتیتموهنّ إلاّ أن یأتین بفاحشهٍ مبیّنهٍ» (نساء/ ۱۹)
«اى کسانى که ایمان آورده‏اید! براى شما حلال نیست که از زنان، از روى اکراه ارث ببرید. آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتى از آن چه را به آنها داده‏اید، تملک کنید مگر این که آنها عمل زشت آشکارى انجام دهند.»
واحدى در سبب نزول آیه شریفه مى‏نویسد:
«در عصر جاهلى و صدر اسلام رسم اهل مدینه این بود که پس از فوت سرپرست خانواده، فرزند او یا نزدیکان وى لباسى روى نامادرى مى‏انداخت و از اولویت نسبت به نامادرى خویش برخوردار مى‏شد و حق ازدواج از نامادرى را مى‏گرفت و چون این اولولیت بدون تعیین مهریه صورت مى‏گرفت و از آن سو به نامادرى نفقه پرداخت نمى‏شد. نامادرى ناگزیر از پرداخت فدیه از ما ترک میت مى‏شد و یا ناگزیر بود هم چنان در تملک باقى بماند تا از دنیا برود.»
«للرّجال نصیب ممّا ترک الوالدان و الاقربون و للنّساء نصیب ممّا ترک الوالدان و الاقربون ممّا قلّ منه او کثر نصیباً مفروضاً» (نساء/ ۷)
«براى مردان از آن چه پدر و مادر و خویشاوندان از خود بر جاى مى‏گذارند، سهمى است؛ و براى زنان از آن چه پدر و مادر و خویشاوندان مى‏گذارند سهمى؛ خواه آن مال کم باشد یا زیاد؛ این سهمى است تعیین شده و پرداختنى.»
سبب نزول این آیه شریفه نشان از خشونت عرب جاهلى بر زنان دارد. در سبب نزول آیه مى‏خوانیم:
«در عصر جاهلى رسم چنان بود که ارث به زنان و کودکان صغیر تعلق نمى‏گرفت و تنها مردان کبیر از ارث برخوردار مى‏شدند.»
در داستان نوح‏علیه السلام نیز باورهاى نادرست کنعان او را به مسیرى کشاند که با پدر به گونه‏اى سخن بگوید که امروزه از آن به عنوان خشونت روحى و روانى یاد مى‏شود:
«سآوى الى جبل یعصمنى من الماء» (هود/ ۴۳)[۲۲]
در خانواده نوح و لوطعلیهما السلام نیز وجود خشونت خانوادگى که در قرآن از آن به خیانت یاد شده است، بیشتر از آن جهت بود که همسر نوح و لوطعلیهما السلام کافر بودند و دین نوح و لوط را بر نمى‏تافتند:
«ضرب اللَّه مثلاً للّذین کفروا امرأت نوح و امرأت لوط کانتا تحت عبدین من عبادنا صالحین فخانتاهما فلم یغنیا عنهما من اللَّه شیئاً» (تحریم/ ۱۰)
«خداوند براى کسانى که کافر شده‏اند به همسر نوح و همسر لوط مثل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند ولى به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو پیامبر سودى به حالشان نداشت.»
چنان که در خانواده فرعون نیز خشونت فرعون بر آسیه از آن جهت بود که فرعون دین آسیه را برنمى‏تابید و خویش را رو در روى او مى‏دید و چون منافع و قدرت خویش را در خطر دید، به خشونت پناه برد و نهایت همسر خود رابه شهادت رسانید.
باورهاى ناروا در میان خانواده‏هاى مسلمان نیز به عنوان یکى از عوامل اصلى و کلیدى خشونت خانوادگى است. براى نمونه برداشت‏هاى غلط از قیمومیت مرد و جواز خشونت مرد بر زن و عدم قصاص پدر، از عوامل برخى خشونت‏هاى خانوادگى خوانده مى‏شود و خشونت گران به دلایل زیر استناد مى‏کنند:
«الرّجال قوّامون على النّساء … و اللاّتى تخافون نشوزهنّ فعظوهنّ و اهجروهنّ فى المضاجع و اضربوهنّ فإن اطعنکم فلاتبغوا علیهنّ سبیلاً» (نساء/ ۳۴)
«مردان سرپرست و نگهبان زنانند… آن دسته از زنان را که از سرکشى و مخالفتشان بیم دارید پند و اندرز دهید! و در بستر از آنها دورى نمایید و آنها را تنبیه کنید! و اگر از شما پیروى کردند راهى براى تعدى بر آنها نجویید.»
«فاضربوهنّ ضرباً غیر مبرح»(مجلسی ،۴۰۵)
«ایشان را آهسته بزنید.»
«اذا قتل الاب ابنه عمداً لم یقتل به»(ابن براج ،۶۸۵/۳)
«هر گاه پدر، فرزند خویش را به عمد از میان ببرد به جهت قتل فرزند قصاص نمى‏گردد.»
ج: مشکلات اقتصادى
عکس مرتبط با اقتصاد
فقر یکى از عوامل مهم و اساسى خشونت خانوادگى است. بسیارى از خشونت‏ها به خصوص خشونت مالى نتیجه ناتوانى سرپرست خانوار از تأمین هزینه‏ هاى زندگى است. سرافکندى سرپرست خانوار در برابر خانواده و مشکلات روحى و روانى بسیارى که از این سرافکندى سر باز مى‏کند، گاه به اندازه‏اى شدت پیدا مى‏کند که سرپرست خانوار به خشونت مى‏پردازد و با خشونت خویش را تسکین مى‏دهد. بر این اساس اعضاى خانواده به اندک بهانه به شدت قربانى خشونت پدر یا مادر مى‏شوند یا یکدیگر را مورد خشونت قرار مى‏دهند. دخترفروشى رواج مى‏یابد، براى کاهش بار اقتصادى خانواده دختران نوجوان را به عقد پیران در آستانه مرگ در مى‏آیند و پسران تحت فشار شدید قرار مى‏گیرند و زن خانواده وادار به کسب درآمد مى‏شود.
مدیر کل کمیته امداد امام در سال ۱۳۷۷ اعلام کرد:
«مردم مناطق شمال خراسان به علت فقر شدید مالى دختران نوجوان خود را با ده هزار تومان مى‏فروشند. دخترفروشى در دیگر استان‏هاى کشور مانند استان سیستان و بلوچستان و خوزستان نیز به علّت فقر مادى وجود دارد.»
این مقام آگاه افزود:
«برخى از خانواده‏ها نیز به علت فقر مادى دختران نوجوان خود را به عقد مردان مسن در مى‏آورند.»
هر چند فقر و خشونت خانوادگى لازم و ملزوم یکدیگر نیستند، اما پیش از اسلام وقتى عرب جاهلى خویش را ناتوان از تأمین مخارج خانواده مى‏دید به خشونت پناه مى‏برد و فرزندانى که توان کار و کسب نداشتند از میان مى‏برد و یا ایشان را به دیگران مى‏فروخت:
«و لا تقتلوا اولادکم خشیه املاق نحن نرزقهم و ایّاکم إنّ قتلهم کان خطأً کبیراً» (اسراء/ ۳۱)
«و فرزندانتان را از ترس فقر نکشید! ما آنها و شما را روزى مى‏دهیم؛ مسلماً کشتن آنها گناه بزرگى است.»
«و لا تقتلوا اولادکم من إملاق نحن نرزقکم و ایّاهم» (انعام/ ۱۵۱)[۲۳]
فخر رازى نویسنده برجسته اهل سنت در تفسیر آیه شریفه «و اذا بُشرّ احدهم بالأنثى ظلّ وجهه مسوّداً» (نحل/ ۵۸) یکى از عوامل این گونه خشونت‏ها را فقر اقتصادى مى‏داند: «و تاره خوفا من الفقر و الفاقه و لزوم النفقه».
دکتر هاریت گلدهورلرنر[۲۴] در این باره مى‏گوید:
«این فرو خوردن خشم و مدارا کردن با اعضاى خانواده هر چند در کوتاه مدت کارساز است اما به ختم مشکلات نمى‏انجامد و از جایى دیگر سر مى‏زند. ممکن است با همسر و یا با فرزندانمان اشکالاتى بروز کند یا در روابط با دیگران دچار مشکل شویم.»( گلدهورلرنربه نقل از قراچه باغی،۱۳۷۵)
و دکتر ورا پیفر فروخورى خشم را که از دوران کودکى بر فرزندان تحمیل مى‏شود ناپسند مى‏شناسد و آن را سبب فرسایش و تضعیف اعتماد به نفس معرفى مى‏کند. به باور پیفر آنان که خشم خویش را فرو مى‏خورند و از خشم خود به صورت سازنده استفاده نمى‏برند، کوهى از خشم مى‏شوند و این خشم ممکن است در زمان و مکانى کاملاً نامناسب منفجر گردد و یا این که به افسردگى و بیمارى ختم گردد. ( همان ،۱۳۷۵)
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
باید از خشم استفاده سازنده شود و هنگام ناراحتى با فردى که از ناحیه او ناراحتى پیدا شده است، سخن گفته شود و مؤدبانه با او برخورد گردد و خشم فرو خورده نشود. اگر به طور سازنده از خشم سود نبرید روى هم انباشته مى‏شود و با یک اشاره‏ى انگشت منفجر مى‏شود. (همان ،۱۳۷۵)
گروه دوم نیز جو خانواده را بسیار ملتهب مى‏کنند و تحمل محیط خانوادگى را براى دیگران سخت و دشوار مى‏سازند و در این میان تنها گروه سوم بر رفتار و کردار خود کنترل دارند و مى‏توانند خشونت خود را کنترل کنند و محیط خانوادگى را آلوده خشونت نکنند.
بر این اساس تمامى افراد خانواده ناگزیر از کنترل و مدیریت خشم هستند و نهادهاى اجتماعى نیز ناگزیر از حمایت از خانواده و قربانیان خشونت است. (همان ،۱۳۷۵)
مدیریت خشم
یک خانواده هسته‏اى از والدین و فرزندان تشکیل شده است. بنابراین در مدیریت خشم، هر یک از این افراد وظایفى را بر دوش دارند چنان که نهادهاى اجتماعى و دینى نیز وظایفى بر دوش دارند. (همان ،۱۳۷۵)

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

 

۲-۲- تحقیقات انجام شده

 

۲-۲-۱- خشونت خانوادگی در ایران:
در سالهای اخیر توجه مسئولان به پدیده خشونت خانوادگی جلب شده و سعی در کاهش آن , کمک رسانی و حمایت قربانیان دارند. با وجود این بررسیهای معدودی در این زمینه انجام شده , خانم شهلا اعزازی نتایج بررسی خود را در مورد زنانی که از شوهران خود کتک خورده بودند, اینطور بیان می کند:
” خشونت مردان نسبت به زنان که از اوایل ازدواج شروع شده بود, خشونت بدنی و انواع دیگر آن بود, با وجود اینکه برای بسیاری از زنان این شرایط سالها وجود داشت, زنان نظر خاصی نسبت به رفتار خشن مردان نداشتند و شرایط زندگی خود را طبیعی در نظر می گرفتند و جر و بحث و اختلاف را جزء طبیعی زندگی زناشویی در نظر می گرفتند و در همه خانواده ها وجود دارد, اگر چه در مواردی که خشونت ها شدید بود و صدمات بدنی به آنها وارد کرده بود احساس ناراحتی می کردند, رفتارهای غیر قابل تحمل مردان را به نوعی توجیه می کردند و توجیه زنان به نوعی نشانگر ویژگیهای خاص در مردان بود که امکان تغییر آنها وجود ندارد. در واقع زنان از طریق جامعه پذیری در خانواده پدر سالار با شرایط خشن زندگی آشنا شده و در اطراف خود نیز شاهد همین نوع زندگی هستند و از طریق نگرشهای اجتماعی موجود نیز این باور تشدید می شود که مردان برتر از آنها هستند و پرخاشگری نیز سنتی است که در مردوان وجود دارد. زنان باید از طریق تحمل رفتار مردان با تغییر رفتار خود در زندگی خانوادگی سایر شوهر را بر سر فرزندان و خود حفظ کنند, که این مسأله بعد عاطفی خانواده را بسیار تحت تأثیر قرار می دهد. این زنان در طول زندگی زناشویی خود تقریبا در اماکن عمومی کتک خورده بودند, به عبارت بهتر آنها نه فقط در خانه و به دور از چشم دیگران, بلکه در خانه اقوام مرد, اقوام زن و سایر آشنایان و همچنین در خیابان , پارک و.. و دیگران در این زمینه هیچگونه دخالتی نکرده اند. خانم اعزازی معتقد است خانواده در ایران دارای ویژگیهای خصوصی خاصی است که در اثر آن رابطه میان زن و مرد و کودکان رابطه ای تلقی می شود که دیگران اجازه دخالت در آن را ندارند. محدوده خصوصی خانواده و روابط میان افراد, تنها به محیط خانه ختم نمی شود, بلکه خصلت خصوصی بودن مهم تر از مکان رخ دادن آن است به طوریکه حتی اگر رفتارهای خانوادگی در مکان عمومی نیز صورت گیرد دیگران از دخالت مستقیم در آن خودداری کرده و به طور غیر مستقیم این رفتار غلط حمایت می شود. نکته دیگر اینکه زنان مورد بررسی هیچ یک حاضر به طلاق و جدایی و پایان بخشیدن به شرایط دشوار زندگی خود نبودند, بلکه مراجعه آنان به مرکز مشاوره به علت تمایل به دخالت فرد قدرتمندی بود که شوهران آنها را وادار به رفتار مناسب در زندگی کنند. چرا که زنان از تجسم آینده خود به عنوان زن مطلقه وحشت داشتند, همچنین از دلایل دیگر عدم تمایل به طلاق , جدا شدن فرزندان از مادر و مشکلات اقتصادی که بعد از طلاق برای آنها به وجود می آید می توان نام برد.(ملکی ،۱۳۸۲)
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*