رابطه بین سرسختی ذهنی، راه های مقابله با استرس و خوش بینی در …

مقابله هیجان‌مدار، مقابله با هیجانات ناشی از منبع تهدید است و با کاهش یا اداره پریشانی هیجانی مربوط به موقعیت سروکار دارد. افراد در برخورد با موقعیت‌های فشارزا معمولاً ترکیبی از مقابله مسأله مدار و هیجان مدار را به کار می‌برند. به‌طورکلی روش مقابله مسأله مدار در موقعیت‌های قابل‌کنترل و روش مقابله هیجان مدار در موقعیت‌های غیر قابل کنترل مناسب‌تر است. ممکن است که در موقعیت‌های قابل‌کنترل افراد این اعتقاد را داشته باشند که کوشش‌های هدف‌دار آن‌ها در فائق آمدن بر مشکل مؤثر واقع خواهد شد. از طرف دیگر پایین بودن احساس کنترل، آشفتگی هیجانی را افزایش می‌دهد. لازاروس و فلکمن در سال(۱۹۸۴) ‌بر اساس این دو نوع روش مقابله،‌ هشت روش مجزا برای مقابله با استرس به نام : مواجهه، عقب‌نشینی، خودکنترلی، جستجوی حمایت اجتماعی،‌ پذیرش مسئولیت، فرار یا اجتناب، حل مسأله و ارزیابی مثبت را مورد شناسایی قرار داده‌اند(لازاروس و فولکمن ،۱۹۸۴). به شیوه‌های مقابله زیر اشاره‌کرده‌اند:
۱- جستجوی اطلاعات: ملاحظه این‌که چه راهکارهایی پیش روی فرد قرار دارد و پیامد هرکدام چیست، همچنین یادگیری دقیق اموری که در صورت انتخاب هرگونه اقدامی، باید دنبال شود.
۲- اقدام مستقیم: به‌کارگیری اقدامات خاص که به‌طور مستقیم با محرک فشارزا سروکار دارد. زمانی که اقدام مستقیم ممکن باشد ( که همیشه این‌گونه نیست) ممکن است این روش مقابله ازنظر جسمی و عاطفی، برای فرد سازگارتر باشد. اقدام مستقیم،‌ در شخص حس مهارت و کنترل پدید آورده و به وی امکان می‌دهد که برانگیختگی فیزیولوژیک خود را برون‌ریزی کند.
۳- اقدام بازدارنده: این روش ممکن است در بعضی از شرایط بهترین راه باشد.‌
‌۴- پرداختن به کوشش‌های درون روانی: این شیوه مانند فرونشاندن افکار نگران‌کننده و سعی در نادیده گرفتن آن‌هاست.
۵- درخواست حمایت‌های مادی و عاطفی از دیگران: ازنظر آنان روشی که فرد برای مقابله برمی‌گزیند، تا حد زیادی بستگی به موقعیت و تعامل منحصربه‌فرد شخص با آن موقعیت دارد(یزدانی،۱۳۸۲).
تیلور (۱۹۹۱)، فرایند مقابله را ازنظر لازاروس و همکاران در نمودار۲-۱ خلاصه کرده است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

نمودار(۲-۱)، فرایند مقابله از دیدگاه(کوهن، لازاروس،۱۹۷۹،لازاروس و فلکمن،۱۹۸۴، به نقل از تیلور۹۱؛ یزدانی،۱۳۸۲

۲-۲-۹-۳)مدل بیلینگر و موس

اولین بار بیلینگز وموس[۱۳۸](۱۹۸۱)، پاسخ‌های مقابله‌ای را بر اساس روش مقابله دسته‌بندی کردند. آنان به دو روش فعال و اجتنابی اشاره کرده‌اند که هرکدام شامل پاسخ‌های شناختی و رفتاری است که بدین ترتیب چهار نوع مقابله را تشکیل می‌دهد:
مقابله شناختی فعال[۱۳۹]: مانند توجه فرد به جنبه‌های مثبت یک مسأله
مقابله رفتاری فعال[۱۴۰]: مانند کمک خواستن از دیگران
مقابله شناختی اجتنابی[۱۴۱]: فرد به‌طور موقتی فکر کردن در مورد مشکل را کنار می‌گذارد، یا این‌که معنای موقعیت را تغیر می‌دهد.
مقابله رفتاری اجتنابی[۱۴۲]: به‌صورت فعالیت‌هایی مانند ورزش مشخص می‌شود.با در نظر گرفتن روش‌های فعال و اجتنابی در ترکیب ویژه‌ای از مسأله مداری و هیجان مداری‌، هشت پاسخ مقابله به وجود می‌آید.
به‌طورکلی موس و بیلینگر مقابله و ارزیابی را در سه زمینه مختلف یعنی مقابله متمرکز بر ارزیابی، متمرکز بر مسأله و متمرکز بر هیجان سازمان‌بندی نمودند(نمودار۲-۲)
۱- مقابله متمرکز بر ارزیابی[۱۴۳]: شامل اقداماتی است که در جهت درک موقعیت، تحلیل منطقی و شناخت آن صورت می‌گیرد.
۲- مقابله متمرکز بر مسأله: این مقابله سعی در تغییر یا حذف منبع استرس دارد. بنابراین بیشتر با پیامدهای یک مشکل ارتباط دارد تا خود موقعیت استرس‌زا.
۳- مقابله متمرکز برهیجان: پاسخ‌هایی را در برمی‌گیرد که هدف آن کنترل هیجانات بر انگیخته شده توسط عامل استرس‌زا می‌باشد.(عرب علیدوستی،۱۳۸۵).

نمودار۲-۲ پاسخهای مسئله مدار و هیجانمدار از نظر بیلینگر و موس(به نقل هالاهان و موس، ۱۹۹۶؛ به نقل از عرب علیدوستی۱۳۸۵)

۲-۲-۹-۴)دیدگاه آیرز و همکاران

آیرز و همکاران[۱۴۴](۱۹۹۶) نشان دادند که برای تبیین تمایزهای بین مقابله‌ها، الگوهای مفهوم پیچیده‌تری وجود دارد. آن‌ها این تحلیل عاملی را برای تحلیل تناسب اندازه‌های مدل برای ارزیابی مقابله به کار بردند. تحلیل آن‌ها نتوانست این مدل دوعاملی سنتی (مقابله‌ مسأله‌مدار و مقابله هیجان‌مدار) را تأیید کند و آن‌ها یک مدل چهاربعدی را ارائه نموند که شامل مقابله اجتنابی، انصراف، توجه و حمایت اجتماعی بود(مرادی،۱۳۹۰).
۲-۲-۹-۵)دیدگاه فلیپس و جارویس
فلیپس و جارویس[۱۴۵] بر اساس تحقیقات خود در مورد راهبرد‌های مقابله‌ای به چهار عامل مقابله اشاره کرده‌اند: ۱- مقابله فعال ۲-مقابله اجتنابی ۳ – مقابله هیجان مدار ۴- مقابله پذیرش[۱۴۶].
مقابله فعال شامل رفتارهایی مانند استفاده از راه‌های استراتژیک و حمایت‌های اجتماعی ابزاری می‌باشد. مقابله اجتنابی شامل انکار رویدادهایی است که رخ‌داده و یا بر فرد تأثیر گذاشته است، مانند دور شدن فیزیکی از موقعیت و فرار از موقعیت با استفاده از دارو و یا الکل ، مقابله هیجان‌مدار شامل آزاد‌سازی هیجان‌ها (مثل گریه کردن) و استفاده از حمایت اجتماعی برای کاهش هیجان‌ها می‌باشد. مقابله پذیرش شامل دور شدن روان‌شناختی فرد از موقعیت می‌باشد. یعنی، ازنظر شناختی ‌موقعیت یا رویداد دوباره تعریف می‌شود و رویداد همان‌طور که هست پذیرفته می‌شود(مرادی،۱۳۹۰).
۲-۲-۹-۶)نظریه پاول و انرایت[۱۴۷]
بر‌طبق ‌این ‌نظریه دو نوع ‌مقابله ‌با ‌عامل استرس‌زا ‌وجود دارد ‌که ‌عبارتند ‌از: مقابله ‌سازگارانه و مقابله‌ ناسازگارانه. در مقابله سازگارانه کوشش‌هایی به عمل می‌آید که فشار ناشی از‌ عامل استرس‌زا را کاهش داده و ارگانیسم را به حالت تعادل باز می‌گرداند. مقابله نا‌سازگارانه، اعمالی را در برمی‌گیرد که موجب افزایش فشار ناشی از عوامل استرس‌زا می‌گردد و ارگانیسم را در یک حالت نامتعادل و ناپایدار نگه می‌دارد. به کارگیری طولانی‌مدت روش‌های ناسازگارانه، باعث از دست‌دادن اعتمادبه‌نفس و فراهم آوردن زمینه اختلاف رفتاری و روانی خواهد شد(پاول؛انرایت،۱۹۹۱).
۲-۲-۹-۷)سایر مدل‌های نظری مقابله با استرس
نظریه‌های فراوان و مختلفی در این زمینه ارائه شده است که با توجه به ارتباط و نزدیکی برخی از مدل‌ها با موضوع تحقیق، چند مدل دیگر به‌صورت خلاصه بیان شده است.
در نظریه آلتمایر[۱۴۸] دو تمایز عمده در فرآیند مقابله مطرح می‌شود که عبارتند از: تمایز بین مقابله هیجان‌مدار و مسأله‌مدار که به ویژگی‌های فردی مربوط است (مانند خودکار آمدی).تمایز بین منابع مقابله : منابع مقابله، منابعی است که در دسترس فرد می‌باشد(یزدانی،۱۳۸۲).روشهای مقابله ازنظر لانگ و اسکاتز[۱۴۹] بر دو نوع، درگیر شدن و درگیر نشدن تقسیم می‌شود. مقابله درگیر‌ شدن تلاش‌های ‌فعالی را ‌می‌طلبد که هم برای کنترل پدیده‌های مسأله‌مدار و هم هیجان‌مدار در موقعیت‌های استرس‌زا به کار می‌رود. این نوع مقابله چون تحت تأثیر موقعیت است، ثبات کمتری دارد. درحالی‌که مقابله درگیر نشدن، شامل مقابله اجتناب‌مدار است، مانند تفکر آرزومندانه، این نوع مقابله ثبات متوسطی دارد، زیرا کمتر تحت تأثیر عوامل موقعیتی است(مرادی،۱۳۹۰).‌ بر اساس نظریه کرونی[۱۵۰] نیز چهار نوع مقابله کلی مشخص شده است. رفتار فعالانه یا مسأله‌مدار، که به‌طور مستقیم و آشکار با مشکل و نتایج آن سر وکار دارد. ارزیابی مدار یا فعال/ شناختی که هدف آن کنترل ارزیابی موقعیت استرس‌زا است. هیجان‌مدار، که هدفش کنترل استرس‌زاهای مربوط به هیجانات، نگهداری و حفظ تعادل می‌باشد. اجتناب‌مدار که هدفش دوری جستن از استرس و موقعیت‌های استرس‌زا است(عرب علیدوستی،۱۳۸۵).

۲-۲-۱۰)روش‌های مقابله با استرس

انسل و لین[۱۵۱](۱۹۹۱) با در نظر‌گرفتن تفاوت بین تدابیر و منابع مقابله مدل‌های مختلفی را مطرح کرده‌اند(مرادی ۱۳۹۰).
۱- مدل مستقل استرس[۱۵۲]: بر اساس این مدل وجود منابع مقابله، شخص را در برابر آسیب‌های ناشی از استرس مصون نگه می‌دارد. مثلاً داشتن یک دوست صمیمی چه در مواقع عادی و چه در زمان وقوع رویدادهای درد‌ناک، در آرامش روانی شخص مؤثر است. این مدل نشان می‌دهد که منابع مقابله مستقل از عوامل استرس‌زاست.
۲-مدل پسزننده استرس[۱۵۳]: وجود منابع مقابله به همان نسبت که در کاهش ناراحتی مؤثر است، احتمال وقوع رویدادهای استرس‌زا را کاهش می‌دهد، مثلاً بر‌خورداری از امکانات مالی به همان اندازه که در کاهش دادن مشکلات اقتصادی مؤثر است، احتمال درگیری با اعضای خانواده را نیز کمتر می‌کند.
۳مدل شرطیسازی استرس[۱۵۴]: وقوع رویداد‌های استرس‌زا در شرایطی که منابع مقابله وجود نداشته باشد و یا در سطح بسیار پایینی وجود داشته باشد، سبب استرس می‌شود و برعکس(مثل، تغییر محل سکونت و زندگی برای شخصی که توانایی تسلط بر موقعیت‌ها را دارد، نه‌تنها ایجاد ناراحتی نخواهد کرد، بلکه به‌عنوان یکی از منابع مقابله در کاهش دادن اثرات استرس‌، مؤثر واقع می‌شود).
۴-مدل عمل متقابل[۱۵۵]در این مدل تجربیات استرس‌زا،‌ منابع مقابله را تحریک کرده و سطح بالایی به فعالیت وادار می‌دارد. بر اساس این مدل رویداد‌های استرس‌زا سبب بر‌انگیختگی منابع مقابله می‌شود و استفاده از منابع مقابله نیز به‌نوبه خود اثرات استرس را کاهش می‌دهد(مرادی،۱۳۹۰).
گر‌چه تلاش‌های‌ زیادی برای ‌طبقه‌بندی انواع پاسخ‌های مقابله صورت گرفته، ولی هنوز هیچ روش پذیرفته شده‌ای به وجود نیامده است و اختلاف نظر‌هایی وجود دارد. اما بسیاری از محققین دو نوع کلی روش‌های مقابله را از هم متمایز کرده‌اند که عبارتند از:
۱-‌ مقابله متمرکز بر مسأله
مقابله متمرکز بر مسأله، شامل اقداماتی سازنده است که شخص در رابطه با شرایط استرس‌زا انجام می‌دهد. در این نوع مقابله فرد سعی دارد تا منبع استرس را تغییر دهد یا حذف کند.