سیر تحول اصل احتیاط نزد فقهای مذاهب و بررسی موارد فقهی آن۹۳- قسمت ۴- قسمت 2

روابط اجتماعی

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
 

درباره برقرارى ارتباط و دوستى با دشمنان اسلام نیز به مسلمانان هشدار داده شده است، و آنان به مراقبت شدید در این امر سفارش گشته‌اند:

 

یَایهّاُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ بِطَانَهً مِّن دُونِکُمْ لَا یَأْلُونَکُمْ خَبَالًا وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَ مَا تُخْفِى صُدُورُهُمْ أَکْبرَ قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الاَیَاتِ إِن کُنتُمْ تَعْقِلُون؛ اى اهل ایمان، از غیر خودتان براى خود محرم راز نگیرید که آنان از هیچ توطئه و فسادى درباره شما کوتاهى نمى‏کنند و شدّت گرفتارى و رنج و زیان شما را دوست دارند، تحقیقاً دشمنى (با اسلام و مسلمانان) از لابلاى سخنان‌شان آشکار است و آنچه سینه‏های‌شان (از کینه و نفرت‏) پنهان مى‏دارند بزرگ‏تر است. ما نشانه‏ها (ىِ دشمنى و کینه آنان‏) را اگر مى‏اندیشید، براى شما روشن ساختیم.[۷۵]

 

سرّ این نهى دراینجاست که دشمنان اسلام هیچ‌گاه خیر و پیشرفت مسلمانان را نمى‌خواهند و از هر راهِ ممکن در پى ضربه زدن به آنان هستند.ازاین‌رو، مسلمانان باید نهایت احتیاط و دوراندیشى را در این زمینه در پیش گیرند.
نمونه‌هایى از احتیاط در اخلاق جنسى، در سوره نور آمده است. در این سوره از تهمت جنسى به زن مؤمن و بی­گناه نهى شده است:

 

«لَّوْ لَا إِذْ سمَعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَیرًا وَ قَالُواْ هَاذَا إِفْکٌ مُّبِین؛[۷۶]»آیا سزاوار این نبود که شما مؤمنان زن و مردتان چون از منافقان چنین بهتان و دروغ­ها شنیدید، حسن ظن خویش را درباره یکدیگر بیشتر کرده و بگویید این دروغى آشکار است.

 

و به مردان و زنان نامحرم نیز سفارش شده که چشم خود را از نگاه به نامحرم بپوشند[۷۷] همچنین از وارد شدن ناگهانى و سرزده کودکان و برد‌گان در اوقات خصوصى به مکان استراحت همسران نهى شده است.[۷۸] به دنبال دستورى که در سوره نساء براى حفظ اموال یتیمان داده شد، در این آیه اشاره به یکى دیگر از حقوق آنها مى‏شود و آن اینکه:

 

وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُواْ فىِ الْیَتَامَى‏ فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَاءِ مَثْنىَ‏ وَ ثُلَاثَ وَ رُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَهً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَالِکَ أَدْنىَ أَلَّا تَعُولُوا؛[۷۹] اگر مى‏ترسید به هنگام ازدواج با دختران یتیم رعایت حقّ و عدالت را در باره حقوق زوجیّت و اموال آنان ننمائید از ازدواج با آنها چشم بپوشید و به سراغ زنان دیگر بروید.

 

چون حدود اختیاراتى که به شوهر داده شد در این آیه «الرِجال قَوَّامُوَنَ عَلَی النِّساءبِمَا فَضّل الله»[۸۰] سوره مبارکه نساء معیّن گردیده شده است، در آیه« وَإِن خِفتُم شِقاقَ بیِنهِمافابعَثُوا حکماً من اهله و حکماً من اهلها»[۸۱] سخن از مسئولیّت اجتماع به میان مى‏آید، و این زمانی است که میان زن و شوهرى اختلاف حاد و اساسى پدیدار گردد، البتّه، نه آن­طور، که براى هر قصور اندکى که زن در انجام وظایف زناشویى خود مرتکب شد، چنین وضعى پیش آید، بلکه این قصور ممکن است از جانب شوهر باشد، یعنى آن چنان توجّه­اش به امور دیگر منزل معطوف گردد، که از اداى وظایف خود نسبت به زن بازماند. در این هنگام ضرورى است که پیش از آنکه درگیری بالا گیرد و کار به طلاق کشد، از سوى زن داورى و از سوى مرد نیز داورى برگزیده شود و در آن امر با یکدیگر به گفتگو پردازند و چون به راه حلّى دست یافتند، زن و شوهر باید که به آن داورى گردن نهند. امّا آن دو داور باید نیتّى پاک داشته باشند و همه سعی­شان آن باشد که زندگى در حال فروریختن و گسستن را یک بار دیگر سامان دهند، مراد از پاکى نیّت این است که حقیقتاً خواستار اصلاح باشند، و انتخاب دو داور برای رفع اختلاف زوجین نیز زمانی است که نشانه‌های شکاف و جدایی مشاهده شود و ترس از ناسازگاری میان زن و شوهر به وجود آید و نباید صبر کنیم تا یک دلیل معتبر و یا قطعی برای ما حاصل شود، زیرا چه بسا تا این زمان کار از کار گذشته باشد و انتخاب دو داور نیز نتواند کاری از پیش ببرد، و در واقع می­توان گفت ، که این عمل، خود نوعی احتیاط و دور اندیشی است.

 

دوراندیشی قرآن

 

قرآن کریم برای جلوگیری از خطرها و آسیب‌­ها، برحجاب و پوشش کامل و دوری از نگاه نااهلان تأکید می ورزد، و در بیان فلسفه حجاب می‌ فرماید:

 

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ ؛[۸۲] ای پیامبر به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو: پوشش‌ های خود را بر خود فرو افکنند. این برای آن است که اهل عفاف و حریّت شناخته شوند، و مورد آزار قرارنگیرند، بهتر است.

 

این آیه که فرمان حجاب مى‏دهد، با تهدید مطرح نشده، بلکه فلسفه‏ى حجاب را چنین تبیین مى‏کند که زنان و دختران، اگر بخواهند از تهمت‏ها، تهاجم‏ها و تهدیدهاى افراد آلوده و هرزه در امان باشند، باید خود را بپوشانند.همچنین درقرآن کریم احتیاط هایی که بدون پایه اساس باشد، مذموم شناخته شده است، مانند گفتار کافران مبنی بر عدم ایمان‌شان:

 

وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ کَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لکِنْ لا یَعْلَمُونَ؛ [۸۳] و چون به آنان گفته شود: ایمان آورید، آن گونه که مردم ایمان آورده‌اند، گویند: «آیا مانند بی‌خردان ایمان بیاوریم؟!». آگاه باشید آنان خود بی‌خردند ولی نمی‌دانند.

 

از این آیه فهمیده می‌شود، که منافقان طبقه ممتازی بودند و برای خود برتری فکری و عقلی قائل بودند، و روش نفاق خود را دور اندیشی می‌پنداشتند، و روش مؤمنان را ساده‌لوحی، کم عقلی و سفاهت تلّقی می‌کردند؛ چون می‌دیدند شماری از مسلمانان خانه و زندگی خود را رها و مهاجرت کرده‌اند و در شهری غریب با یک لقمه نان زندگی می‌کنند؛ در حالی که در شهر خود امکانات فراوانی داشتند و دسته دیگری از مسلمانان اموال خود را در اختیار مهاجرین قرار داده‌اند و برای رهبری که از شهر آنها نیست، کمک و فداکاری، می‌کنند تا با گروهی که از خود آنهاست، بجنگند. از سوی دیگر به نظر منافقین، جنگ هم جنگی عاقلانه نبود؛ زیرا عده‌ای با نیرو و امکانات بسیار اندک در برابر گروهی انبوه با سلاح­های فراوان می­جنگیدند و چنین جنگی از نظر آنها سرنوشتی جز شکست نداشت. به نظر آنان این روش سفاهت بود و خود را در پیروی از پیامبر معذور می‌دانستند و معتقد بودند که مقتضای عقل احتیاط، است و باید هر دو طرف را برای خود حفظ کنند، تا هر گروهی که غالب شد، راه دوستی با او باز باشد.

 

قاعده دفع ضرر احتمالی

 

این قاعده یک قاعده عقلی است، بنابراین باید ببینیم که منظور عقل، از ضرر محتمل در این قاعده چیست و حدود و ثغور آن چگونه است. آیا عقل هر ضرر احتمالی را لازم الدفع می‌داند؟ یا تنها قید ضرر اخروی و مظنون بودن آن را دارد و آیا اهمیّت مسأله نیز در آن تأثیر دارد؟
اگر بررسی کنیم متوجّه می‌شویم که مؤلفه‌های مختلفی در این حکم تاثیر می‌گذارد، اگر ما این قاعده را قاعده عقلی می‌دانیم باید بگوییم که عقل هر ضرر احتمالی را واجب الدفع نمی‌داند، بلکه ملاک عقل در وجود دفع ضرر احتمالی وجود خوف است. این قاعده که هم در علم کلام و هم در علم اصول و فقه استفاده می‌شود را به «حکم عقل به لزوم دفع ضرر احتمالی و مظنون» تعریف کرده‌اند. این قاعده گرچه مشترکاتی با قاعده احتیاط هنگام خوف دارد، امّا قاعده احتیاط دقیق‌تر و صحیح‌تر از قاعده دفع ضرر می‌باشد. به این صورت که طبق قاعده احتیاط زمانی حکم به احتیاط می‌شود که از ضرر احتمالی خوف حاصل شود، بر خلاف قاعده دفع ضرر که در هر ضرر احتمالی (اخروی) جاری است. بنابراین، اگر در مسئله‌ای روایت بسیار ضعیفی داشته باشیم، که احتمال ضرر اُخروی در آن باشد گرچه بسیار کم بوده و استبعاد دارد، ولی بنابر قاعده دفع ضرر باید احتیاط نمود، این بر خلاف قاعده احتیاط هنگام خوف است که نیازی به احتیاط در این موارد نیست، زیرا در این مسأله خوفی برای ما حاصل نشده است، و عقلاً به این احتمالات ضعیف، ترتیب اثر نمی‌دهند.
البتّه باید متذّکر شد که اگر با دقت بررسی کنیم، قاعده دفع ضرر به عنوان یک قاعده عقلی مقیّد است و همین عقل، ضرر احتمالی را واجب الدفع می‌داند، که به حدّ خوف رسیده باشد، نه هر ضرری. بنابراین این قید هنگام خوف در این قاعده باید لحاظ شود، که در این صورت این قاعده مترادف قاعده احتیاط خواهد بود.

 

احتیاط به معنای خاص

 

این آیات به چند گروه تقسیم می‌شوند :

 

الف) آیات نهی از سخن بدون علم.

 

آیاتی که انسان‌ها را از نسبت دادن آنچه به آن آگاهی ندارند، که خداوند نهی کرده و این گونه نسبت‌ها را افترا به شمار آورده است:

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*