پایان نامه ها

پایان نامه ارشد رایگان درباره آرامش خاطر

دی ۶, ۱۳۹۷
دانلود پایان نامه

گوید: محتمل است که مراد از سدر که در این سوره آمده است نیروی انسانی باشدو آنچه که در سوره نجم آمده نیروی ملکوتی عظیمی است که بین دو عالم قرار گرفته ومعراج پیامبر (ص)به شخص وجسدش بهآنجا رسیده وسپس به واسطه ی روح مقدسش از آنجا گذشته باشد.479
4-1-7-4گوشت های بهشتی
قرآن کریم در ارتباط با غذاهای بهشتی در سوره مبارکه طور که قبلاً ذکر شد اشاره به گوشت نموده و در آیه دیگری نیز گوشت پرندگان را مطرح می‏کند که رستگاران بهشتی از هر نوع گوشت پرنده که اشتها دارند برایشان آماده است: ولحم طیر ممّایشتهون واقعه، آیه 21
“ممایشتهون “یعنی چون چیزی را برگزیده وتمنا کنند خداوند آن را یک دفعه ویک جا می آفریند ، پس چون تمنای میوه کنند ، هر میوه ای باشد به فمان الهی همان گونه که می خواهند وجود می یابد، وچون تمنای گوشت پخته ی پرنده ای کنند، خداوند برای آنان گوشت پخته پرنده خلق می نماید بدون نیاز به کشتن وشکنجه حیوان.480
ابن عبّاس گوید: به قلبش پرنده‏اى خطور میکند و از دلش میگذرد، پس فورا آنچه اشتها کرده در جلویش مجسّم و حاضر میشود.481
این عمل از نظر بیشتر دانشمندان غیر ممکن است ولی مکاشفان آن را درک کرده اند از طریق ادراکی علمی وذوقی.چه بسا عارفی که به مقامی می رسد که آن را در عرف خودشان مقام”کن” می نامند، ودر این مقام عارف هرچند هنوز در دنیا است ولی مانند اهل بهشت شده است که به چیزی نمی گویند “کن” مگر اینکه موجود می شود.482 هم چنانکه روایت شده در جنگ تبوک پیامبر(ص) فرمودند :ای اباذر(اینجا حاضر )باش، در همان حال اباذر حاضر شد.این بدان جهت است که خداوند باطن پیامبر(ص)را به نشئه ی دیگر تحول ودگرگونی داده است.بلکه هیچ عارف الهی نیست از حیث تجلی الهی مگراینکه بر نشئه ی آخرت است ، اودر حالیکه در دنیا در حال رفت وآمد است حشر پیدا کرده است ودر حالیکه در قبرش است نشر دارد(در هردو حال نشئه ی آخرت بر او غلبه دارد.)می بیند آنچه که مردمان نمی بینند ومشاهده می نماید آنچه را که مردمان مشاهده نمی نمایند وکارهایی انجام می دهد که مردمان نمی توانند انجام دهند.این عنایتی از جانب خداست مخصوص برخی بندگانش.483
4-1-8تخت‏ها و فرش‏ها
4-1-8-1 تخت ها ی رو به روی هم
مُتَّکِئِینَ عَلَیْها مُتَقابِلِین واقعه/16
که روبروى هم بر آنها تکیه داده‏اند.
تکیه داده اند بر آنها در حالیکه نشسته اند مانند پادشاهان که بر تخت هایشان تکیه می زنند ویا تکیه داده اند بر آنها در حالیکه ساکن در آنند مانند سکون ارواح در نفوس.484
علت اینکه: مى‏گوید: آنها تکیه کرده‏اند، این است که:انسان جز در حال آسایش و ایمنى و سلامت و بهره‏مند بودن از ناز و نعمت، تکیه نمیکند.485اریکه به تخت مزین شده ای که داخل حجله یاخانه باشد گویند.486وچنانچه داخل حجله نباشد آن را اریکه نگویند.487 اریکه تخت خالى نیست. بلکه مزیّن بودن آن منظور است چنانکه در اطلاق سریر بر تخت. سرور و شادى مورد نظر است.488
متقابلین یعنی روبروی هم تکیه زده اند ویکدیگر رامی بینند.ملاصدرا می گوید:چون بین آنها نه حجاب داخلی است نه حجاب خارجی برخی، برخی دیگر را مشاهده می کنند.حجاب و پرده خارجی ندارند. چون بدنهای غلیظ یعنی دارای ماده ندارندبنابراین مانع وحجابی نیست بین شان.وحجاب وپرده داخلی بین آنها نفی میشود چون در نفوس آنها بیماری های نفسانی چون کفر ونیاز ونادانی ورشک وکینه وخشم وجود ندارد، بنابراین هریک دیگری را مشاهده می کند، چون ذات هریک از آنها پیوسته چشمی بینا، گوشی شنوا وعقل درک کننده ایست؛نوری است که مشاهده می شود وسخن حقی است که دائم شنیده می شود وحقیقت معقول به فعلیت رسیده است.489
امام خمینی شرط قرار گرفتن در روبروی هم را رسیدن به برادری وشرط رسیدن به برادری رانزع غل وغش می داند همانطور که قرآن می فرماید: وَ نَزَعْنا ما فی‏ صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى‏ سُرُرٍ مُتَقابِلینَ حجر/47:
پس در عذابهاى گوناگون جهنم او را در طبقات آن محبوس کنند، تا غلّ و غشّ از باطن نفس و فطرت پاک شود، و طلاى خالص فطرت اللَّه- که لایق‏دار کرامت حق است- پیدا شود، و از اجناس غریبه خالص گردد؛
“وَ نَزَعْنا ما فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى‏ سُرُرٍ مُتَقابِلِینَ”حجر/47.
و کیفیت این نَزْع در اشخاص مختلف است حسب اختلاف کمال و نقص ملکات.490
برادرى از امورى است که هم قرآن کریم فرموده است که [مؤمنان‏] در این عالم برادرند و هم فرموده است که در بهشت برادر هستند و در سریرها در روبروى هم مى‏نشینند و برادرند. من امیدوارم که این آثار حالا تحقق پیدا کند تا منعکس بشود در آنجا. و مى‏دانیم که هر چه که در اینجا باشد، صورت غیبى‏اش در آنجا به ما مى‏رسد.491
رو رو در رو بودن تختهاى مخلصین معنایش این است که: آنان در بهشت دور یکدیگرند و با هم مانوسند، 492 به روى یکدیگر نظر مى‏کنند، بدون اینکه پشت سر هم را ببینند.493
4-1-8-2 تخت هایی زربا فت
عَلى‏ سُرُرٍ مَوْضُونَه واقعه/15
مفسران راجع به این فرش ها گفته اند آراسته به زر ومشبک شده به مروارید ویاقوت که برخی در برخی دیگر فرو رفته اند همچنانکه حلقه های زره را تنگ وباریک می بافند.وگفته اند برخی از آنها به برخی دیگر پیوسته اند.494
در خبر است که روز رستاخیز منابر ، تخت ها وکرسی هایی می آورند که تمامش از نور است، منابر ویژه پیامبران وتخت ها مخصوص اولیاء وکرسی ها برای دانشمندان است.495
ملاصدرا می گوید ممکن است کنایه ای از مظاهر قل
وب آنها ویا مصادر (بازگشتگاه های)افعال آنان باشد.496
کلمه” سرر” جمع” سریر” است، که به معناى تختى است که رویش مى‏نشینند497.راغب گوید تختی است که با شادی روی آن می نشینند.498
4-1-8-3 تخت ها وفرش هایی بلند مرتبه
و فُرش ٍ مرفوعه؛ واقعه/34. فرش‏های گرانبها یا حوریان والامرتبه در زیبایی، خرد و کمال.
کلمه” فرش” جمع فراش است، که به معناى گستردنى‏ها است، 499 و کلمه” مرفوعه”به معناى عالى و بلند است شریف و با ارزش.برخی گفته اند: فرشهایى که بعضى از آن بالاى بعض دیگر افتاده.500
یعنی فرش های گرانقدری که در روی زمین این زمین پست نیست، چنانکه گویندساختمان بلندی، نه آنکه آن فرش ها نگهداری شده بود وسپس بالا برده شده است .وگفته اند:برخی با برخی دیگر چیده شده تا بالا رفته، ویا بر رروی تخت ها بالا برده شده است.501
این معنا از “فرش”با آیه ی دیگری از قرآن مطابق است :فیها سررٌ مرفوعَهٌ؛ سوره غاشیه، آیه 13. در آن‏جا تخت‏های عالی و کرسی‏های بلند پایه نهاده‏اند. منظور از” مرفوع بودن تخت”، مرفوع بودن مقام و منزلت کسى است که بر آن تکیه مى‏زند.502
تخت ‏هاى آن از طلاى زینت شده بزبرجد و در و یاقوت، و ما دامى که صاحبش نیامد بر افراشته و بلند است وقتى صاحبش اراده نشستن بر آن کند براى او فرود آید تا بر آن نشسته آن گاه بلند شود تا جایگاهش قرار گیرد و السرر، جمع سریر و آن تخت و نشیمنگاه سرور و خوشحالى است.و بعضى گفته‏اند: بلند شدن آن براى اینست که مؤمنان به نشستن بر آن تمام اطراف خود را به بینند.503گفته شده مرفوع بودن تخت ها نشانه برتری برخی بر برخی دیگر است.504
اما معنای دیگری نیز از “فرش” شده است که ملاصدرا آن را این گونه توضیح می دهد: از جبائی در مورد “فرش مرفوعه”نقل شده که معنای آن چنین است:زنانی که در خردها وزیبایی وکمال خود گرانقدرند، به دلیل آیه بعد آن.چون فراش کنایه از زن است.505
بعضى از مفسرین مراد از فرش مرفوعه را زنان ارجمندى دانسته‏اند که در عقل و جمال و کمال قدر و منزلتى بلند دارند، و استدلال کرده‏اند به اینکه: کلمه فراش در مورد زنان نیز استعمال دارد، و اتفاقا آیه بعدى هم که مى‏فرماید:” إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً …” با این وجه تناسب دارد.506 راغب گفته بهر یک از زوجین بطور کنایه فراش گفته میشود که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرموده: “الولد للفراش”507
4-1-9 سلام وامنیت
صاحب مفردات در معنى امن گفته است: در اصل آرامش خاطر و آرامش نفس و از بین رفتن بیم و هراس است.508
براى سلام سه معنى ذکر شده:
اول نامى است از نامهاى خدا چنانچه در آیه شریفه میفرماید:
“هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ “حشر/23
و اطلاق سلام بر خداوند بواسطه سلامتى ذات و صفات و افعال اوست امّا ذات او از زوال و تغیّر و از جمیع عیوب و نواقص مصون است و امّا صفات او از حدوث و زائد بودن بر ذات، و امّا افعال او از قبیح و لغو و بنا بر این معنى السلام علیک، اللَّه یحفظک میشود ولى مراد بودن این معنى در سلام بعید است دوم بمعنى دعاست یعنى طلب سلامتى از خدا براى کسى که باو سلام میکنى از کلیه بلیات و آفات دنیوى و اخروى چنانچه امام خمینی نیز در معنا سلام دوم نماز می فرماید: طلب سلامت است براى خود و بندگان صالح حق در رجوع از این سفر پر خطر.509سوم بمعنى وعد و القاء سلامتى است از جانب شخص سلام کننده بکسى که باو سلام میکند یعنى وعده میدهم که از جانب من بتو هیچ مکروهى نرسد510
کلمه” سلام” یکى از اسماى خداى تعالى است، و وجه آن این است که ذات متعالى خداى تعالى نفس خیر است، خیرى که هیچ شرى در او نیست، بهشت را هم اگر” دار السلام” گفته‏اند به همین جهت است که در بهشت هیچ شر و ضررى براى ساکنان آن وجود ندارد.
هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ.511
سلام نشانه ایمنى است، هم از طرف سلام‏کننده و هم از طرف جواب دهنده. و همین نشانه در پایان نماز به منظور تحلیل کلام آدمى، که با “تکبیره الاحرام” حرام شده بود، و به قصد در امان بودن نماز از چیزى که او را تباه کند قرار داده شد. و “سلام” اسمى از اسماء خداست، و از طرف نمازگزار بر دو فرشته موکل خدایى فرستاده مى‏شود.512
بهشتیان به محض ورود به بهشت با سلام و درود خداوند روبرو می‏شوند: علی بن ابراهیم در تفسیر آیه گفته است: این سلام به معنای امان است؛513 یعنی امان و امنیّتی که از جانب پروردگار و در ظلّ رحمت رحیمیّه او که ویژه مؤمنان راستین و پارسایان است بر آنان نازل می‏شود و در پرتو آن جاودانه خواهند آرمید.
وهمچنین سخن اهل جنّت با سلام آغاز می‏شود و دیدارشان را با سلام آغاز می‏کنند. از این‏رو می‏فرماید:
” وَ أُدْخِلَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِیَّتُهُمْ فیها سَلام”ابراهیم/23
آنان را که ایمان آورده و کردار شایسته انجام دادند در بهشتی داخل می‏کنند که نهرها از زیر باغ‏های آنها روان و به اذن پروردگارشان در آن‏جا جاودان خواهند بود و تحیّت و مبارک‏باد آنان سلام است514.
چنانکه ملاصدرا در ذیل آیه ی 26سوره واقعه در وصف اینکه سخن بهشتیان سلام است چنین می گوید: بهشتیان به واسطه ی سلامتی سینه هاشان وپاکی ضمیر وباطن شان از تیرگی وخیانت ودشمن
ی ، وسلامتی گفتار واعتقادات شاناز دروغ واشتباه جز سلام از یکدیگر نمی شنوند.515
در آیه مورد بحث دار السلام مقید شده به قید” عند ربهم” و این دلالت دارد بر اینکه اهل دار السلام داراى قرب حضورند، و در آنجا به هیچ وجه از مقام خداى سبحان غفلت ندارند.516
و اگر سلام را از آن استثناء کرده استثناى منفصل است، و کلمه” سلام” قریب المعناى با امن است- که در سابق فرق میان آن دو گذشت- و خلاصه‏اش این بود که وقتى به کسى مى‏گویى تو از من در امانى معنایش این است که از من حرکت و سخنى که ناراحتت کند نخواهى دید، ولى وقتى به کسى مى‏گویى سلام من بر تو باد، معنایش این است که نه تنها چیزى که ناراحتت کند نمى‏بینى، بلکه هر چه مى‏بینى چیزى خواهد بود که ناراحتت نمى‏کند، و اهل بهشت این سلام را از ملائکه و از رفقاى بهشتى خود مى‏شنوند، هم چنان که خداى تعالى از ملائکه حکایت کرده که مى‏گویند” سَلامٌ عَلَیْکُمْ

No Comments

Leave a Reply