پیشگیری از جرم در اسلام و تطبیق آن با دانش جرم شناسی- قسمت ۷

یکی از مهم ترین ساز و کارهای کنترلی اسلام در زمینه ی جهت دهی به رفتارهای انسان و جلوگیری از ارتکاب اعمال ضد اجتماعی و انحرافات اخلاقی، پرورش و تقویت «احساس خود ارزشمندی» یا «عزت نفس» و آگاهی بخشی به انسان از طریق شناساندن منزلت و جایگاه وجودی خویش است. در ادبیات دینی، این بحث تحت عنوان «عزت نفس»، «کرامت نفس»، «آزادی معنوی»، و «منزلت انسانی» مورد توجه قرار گرفته است. این موضوع در شاخه های مختلف روان شناسی نیز اهمیت بسیاری بر خوردار است و تحت عنوان موضوع «حرمت خود»، «احساس خود ارزشمندی» و «عزت نفس»[۱۲۹] دیدگاه های متفاوتی را به خود اختصاص داده است و به لحاظ آثار عمیقی که این مسئله بر بهداشت روانی، سلامت جسمی و رفتارهای اجتماعی انسان ها دارد، توجه روان شناسان شخصیت رشد، بالینی و نیز روان شناسان اجتماعی را به خود جلب کرده است؛ چنان که هر چند در این علم نسبت به ارائه تعریفی از شخصیت بهنجار اختلاف نظر خود دارد، ولی روان شناسان از حرمت خود به عنوان یکی از مؤلفه های بهنجاری نام برده اند و بیان کرده اند که احساس بی ارزشگی ، بیگانگی با خود و عدم پذیرش خویشتن در میان افراد نا بهنجار امری شایع است.[۱۳۰] تحقیقات انجام شده در این زمینه نشان می دهد که حرمت خود و احساس ارزشمندی در افراد برای سلامت روانی و حتی جسمانی انسان سودمند است و نازل بودن سطح آن پیامدهای منفی بسیاری دارد. بر این اساس مشخص شده که ارزیابی منفی فرد از خود با افسردگی و کمبود مهارت های اجتماعی هم بستگی دارد و از لحاظ جسمی نیز به ضعیف شدن دستگاه ایمنی بدن و در نتیجه آسیب پذیری در مقابل بیماریها منجر می شود.[۱۳۱]
نتیجه تصویری درباره سلامت روانی
انسان ها در ارزیابی حرمت خود تفاوت های بسیاری با هم دارند، به طوری که افراد افسرده، احساس خود کم بینی، حقارت و بی ارزشی می کنند و خود شیفتگان، ارزش خود را تا حد خود پرستی بالا می برند.[۱۳۲]
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
تعادل در این احساس، اهمیت بسزایی در تعادل روحی، روانی و در نتیجه اعمال و رفتار ارتکابی انسان دارد.
در این قسمت از نوشتار جهت روشن شدن زوایای این موضوع و تبیین دقیق و بهتر آن در آموزه های اسلامی و نحوه تأثیر آن در بروز رفتارهای انسان، از جمله ارتکاب جرایم و انحرافات ما در ابتدا به اختصار این بحث را از لحاظ روان شناسی پی می گیریم و سپس جایگاه آن در دین اسلام را بررسی خواهیم کرد.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

 

  1. احساس خود ارزشمندی در روان شناسی

 

روان شناسان احساس ارزشمند بودن و عزت نفس در وجود افراد را به عنوان یکی از نیاز های اساسی روان آدمی بر شمرده اند.[۱۳۳] (ابراهام مزلو)[۱۳۴] در سلسله مراتبی که برای نیازهای انسان، تحت عنوان «هرم نیازها» ترسیم کرده است، پس از نیاز به ایمنی و نیاز به تعلق و محبت، از نیاز به حرمت خود، به عنوان نیاز بالاتر نام می برد.[۱۳۵]
تعریفی که از حرمت خود یا خود ارزشمندی در روان شناسی ارائه شده، عبارت است از : «میزان ارزشی که هر شخص برای خود قائل است».[۱۳۶]
برای تبیین این تعریف، باید گفت در روان شناسی در میان مباحث مربوط به «خود شناسی» و «شناخت خود»، دو مسئله بیشترین توجه را به خود اختصاص داده است. یکی مفهوم «خود پنداره»[۱۳۷] یا «خود انگاره»[۱۳۸] و دیگری مفهوم «حرمت خود» یا «عزت نفس» که این دو مفهوم، با یکدیگر همبستگی نیز دارند.
خود پنداره را مجموعه ای از مفاهیم که فرد برای توصیف خویش به کار می برد و تصویری که هر فرد در ذهن خود از خویشتن دارد، تعریف می کنند. در مقابل، حرمت خود برای اشاره به جنبه ای از «خود که مسئول ارزیابی اطلاعات» تشکیل دهنده ی خود پنداره است، به کار می رود؛ به بیان دیگر، «بر خلاف خود پنداره که به مجموعه باورهای فرد درباره ی خود اشاره دارد، حرمت خود جنبه ای ارزیابی مثبت یا منفی فرد را از خویشتن مد نظر قرار می دهد؛ یعنی این که فرد تا چه اندازه برای خود ارزش قائل است».[۱۳۹]
بنابراین عزت نفس یعنی «طرز پندار و تصور نسبتاً پایداری که هر کس از شخصیت فردی و اجتماعی خود دارد و میزان بار ارزشی که برای خود احساس می کند».[۱۴۰]
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
در مورد اهمیت این موضوع بیان شده که این مفهوم اثرات برجسته ای در جریان فکری، تمایلات، ارزش ها، و هدف های انسان دارد و کلید فهم رفتار اشخاص است، به گونه ای که به منظور شناخت کیفیات روانی انسان و پی بردن به روحیات و نحوه رفتارهای وی، باید به طبیعت و میزان عزت نفس و معیارهای قضاوت او درباره «خویشتن» خویش آگاهی یافت.[۱۴۱]
با توجه به این موضوع در روان شناسی سعی می شود علل به وجود آمدن احساس خود ارزمندی نازل در افراد مورد شناسایی قرار گرفته و با شناسایی مشکلات ناشی از آن، در صدد حس افراد در ارزشمند خویش بر آیند. در این راستا، سعی می شود با توجه دادن انسان به ارزش های مثبت وجودیش، روح استقلال و اتکای به خود و اعتماد به نفس را جهت بر آورده کردن نیازهای شخصی در وی زنده کنند.
در آموزه های اسلامی نیز همان که بیان شد، این مسئله بسیار مهم تلقی شده و مورد توجه ویژه قرار گرفته است. بدین منظور، آموزه های دینی خود فرد را به احترام گذاشتن به خویشتن تشویق می کنند و هم دیگران را به مراعات حرمت انسان ها الزام می نمایند. اما نکته ای که در این میان قابل طرح آن که در آموزه های اسلامی، تنها به این امر بسنده نشده، بلکه علاوه بر توجه به پرورش و ارتقاء عزت نفس «شخصی» در افراد (لزوم مراعات حرمت شخصی افراد) در سطحی بالاتر اهمیتی به مراتب بیشتر نسبت به مسئله ی عزت نفس «انسانی» (لزوم حرمت نهادن به خود انسانی) داده شده و سعی گردیده با آگاهانیدن انسان ها به جایگاه و مقام والای انسانی خود، آن ها را از دست زدن به هر گونه رفتار خلاف شأن و مقام انسانیت باز دارد.
عزت نفس شخصی و عزت نفس انسانی، همبستگی تام و رابطه ی متقابل و دو سویه ای با هم دارند، به گونه ای که تقویت هر یک، تأثیر کاملاً مستقیم و مثبتی در دیگری خواهد داشت، لذا این بحث را در دو مبحث زیر پی می گیریم و تعالیم اسلامی در زمینه ی تقویت هر یک را جداگانه بررسی می کنیم و در نهایت به بیان ساز و کار تأثیر میزان عزت نفس در جلوگیری از اعمال ضد اجتماعی و انحرافات اخلاقی خواهیم پرداخت.

 

 

  1. آزادی معنوی و آزادی اجتماعی

 

بحث از کرامت انسان، در آموزه های اسلامی هم بستگی ویژه ای با بحث آزادی دارد، بدین توضیح که در این دین، با ارزش ترین آزادی که تأمین کننده سایر آزادی های انسانی از جمله آزادی اجتماعی می باشد، آزادی معنوی است.
آزادی معنوی نیز چیزی جز رها شدن از اسارت هوسها، شهوات و تمایلات نفسانی وجود آدمی و به خدمت گرفتن آن ها در زندگی برای نیل به مقاصد عالی و تکاملی نیست. همان طور که قبلاً بیان شد، انسان در عین حال که دارای نیازهای حیوانی و تمایلات نفسانی است، دارای ارزش های متعالی و فطرت نیز هست لذا اساساً وجود آدمی دارای دو «من» است؛ من حیوانی و من انسانی. آن چه در این میان در وجود آدمی، اصلی و واقعی است، من انسانی است و من حیوانی باید تحت اختیار و تسلط من انسانی باشد تا موجبات کمال همه جانبه انسان فراهم شود. وجود این دو من، در نهاد انسان است که گاهی درون نیازهای حیوانی باید بر آورده شوند و اسلام اجازه ی از بین بردن این من را نمی دهد، ولی زمام اختیار آن باید دست عقل و من انسانی (فطرت) باشد و پرداختن به نیازها و تمایلات حیوانی- که سیری نا پذیرند- باید به حد ضرورت محدود گردد و در خدمت دستیابی به ارزشها و نیازهای متعالی انسان قرار گیرد.
کرامت نفس و احساس بزرگواری در شخصیت نیز دقیقا به همین معنی است ؛ یعنی ترجیح من انسانی و عقل و فطرت بر من حیوانی و تمایلات و مشتهیات نفسانی و مهار آنها در جهت اهداف متعالی انسانی .
«جهاد با نفس» در فرهنگ اسلامی نیز دقیقا به معنی مبارزه با من غیر اصیل و حیوانی است تا بدین وسیله زمینه ی رشد و تکامل من انسانی (کرامت نفس ) فراهم آید . این دو موضوع ، پایه های مهم اخلاق اسلامی به شمار می روند که با توضیحی که داده شد ، مشخص گردید که این دو دستور اخلاقی ، در راستای یکدیگرند ، نه متناقض با هم . حضرت علی (ع) با اشاراتی زیبا ، به بیان این موضوع پرداخته اند:
«أقبِل علی نفسک بالإدبار عنها »[۱۴۲] با روی گردانی از نفس خویش ، به آن رو کن.
در این کلام بلیغ امام (ع) بیان می فرمایند که انسان دارای دو «خود» است که روی گردانی از یکی (من حیوانی) باعث توجه به دیگری (من انسانی) می شود . به بیان دیگر ، چشم پوشی و صرف نظر کردن از خود پرستی ، خود بزرگ بینی و هواهای نفسانی موجب شکوفایی خود واقعی انسان می شود.
رسیدن به چنین جایگاهی ، همانا دستیابی به آزادی معنوی است که بالاترین سرمایه انسانی از منظر دینی است.
اما نکته ای که در این زمینه ، برخی از متفکرین اسلامی نیز بدان اشاره دارند ، این که آیا اساسا رسیدن به آزادی اجتماعی و نجات دادن افراد از اسارت ، بندگی بهره کشی ظالمانه و بردگی یکدیگر و عدم ظلم و تجاوز به دیگر همنوعان ، بدون آزادی معنوی امکان پذیر است ؟ آیا ممکن است بشر، آزادی اجتماعی داشته باشد ، ولی آزادی معنوی نداشته باشد ؟ به بیان دیگر، بشر اسیر شهوت ، خشم ، حرص و آزار خودش باشد ، ولی در عین حال آزادی دیگران را محترم بشمارد ؟
بدین مسئله عملا در جهان امروز پاسخ مثبت داده اند . و عملا انسان اسیر نفس اماره را در محیطی که سراسر ترویج سکس ، خشونت و تعرض به دیگران است ، دعوت به احترام به آزادی اجتماعی و حقوق دیگران می نماید . پر واضح است که این تضاد کنونی اجتماع انسانی، به هیچ وجه با قانون ، ابزارهای بازدارنده و پیش گیرنده از هر قبیل، قابل درمان نخواهد بود و تا انسان از درون نتواند خود را کنترل نماید، همهی سایر ابزارهای کنترل بیرونی، فاقد اثر و کارای لازم خواهد بود. در منطق اسلام، آزادی اجتماعی هرگز بدون آزادی معنوی امکان پذیر نخواهد بود. تا هنگامی که انسان های دیگر را محترم بشمارد، چرا که تنها با تسلط بر من حیوانی زیاده خواه و سود جو و محدود کردن نیازهای سیری نا پذیر آن به حد ضرورت و رسیدن انسان به عزت نفس و کرامت انسانی است که می توان سخن از احترام به حقوق دیگران میان آورد و امید به اصلاح اجتماع با اصلاح افراد انسانی و با تربیت درونی تک تک اعضا امکان پذیر است و هر اقدامی جز این؛ از جمله پیشبینی سیستم های اجتماعی ساز و کارهای بیرونی برای اجبار انسان ها به کنترل رفتار به هیچ وجه کار ساز نخواهد بود.[۱۴۳]

 

گفتار دوم: خود کنترلی با تکیه بر پرورش نگرش توحیدی

 

یکی از مباحث مهم در روان شناسی، موضوع «نگرش»[۱۴۴] است. به خاطر اهمیتی که این موضوع در زندگی انسان دارد، برخی از روان شناسان اجتماعی، موضوع اصلی روان شناسی اجتماعی را نگرش دانسته اند.این اهمیت بدان لحاظ است که در این علم، عقیده بر آن است که «نگرش های تعیین کننده رفتار» هستند؛[۱۴۵] به عبارت دیگر در روان شناسی اجتماعی بدون هیچ تردیدی ثابت شده که نحوه و نوع نگرش افراد نسبت به موضوعات ، به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر چگونگی رفتار آن ها تأثیر گذار است و در مقابل، گاهی نیز رفتارها بر نگرش افراد مؤثر واقع می شود.[۱۴۶] بر این مبنا، بیان گردیده که تغییر رفتارهای افراد در اجتماع مبتنی بر تغییر یافتن نگرش آنان است.
در فرهنگ اسلامی و معارف دینی، یکی از اساسی ترین نگرش ها ، «نگرش ایمانی» است که مبتنی بر یک سلسله عقاید و باورهای ویژه، همراه با علاقه های عاطفی و احساسی است که جهت دهنده ی رفتارها در یک مسیر مشخص و هدف دار است. بر این اساس، ادعا این است که شخص مؤمن و تربیت یافته بر اساس آموزه های این مکتب، با جهت گیری از این نگرش اساسی، از انجام این رفتارهای نا مطلوب اجتماعی و ارتکاب جرایم و انحرافات به دور خواهد بود.
۱-۳ نگرش ایمانی در اسلام و نقش آن ها در کنترل درونی رفتار
۱-۳-۱ ایمان به مبداء (خدای یگانه)
ابتدایی و در عین حال اساسی ترین امر در دین اسلام، که نقطه ی اتکا و مرکز پرگار ساختارهای پی ریزی شده در اسلام و از جمله آن ها تعالیم تربیتی این دین است، موضوع «عقیده و ایمان به غیب» است. این امر اهمیتش تا بدان حد است که نقطه ی آغاز و گام ورود به هندسه ی معرفتی نظام دینی را بنیان می نهد و مسیر سلوک و طی طریق خود را از غیر آن (کفر) باز می نمایاند.
«ایمان» – که در بسیاری از موارد با لفظ «عقیده» در ردیف یکدیگر و با عم به کار می روند – از لحاظ مفهومی ، معنایی اخص از عقیده ای را شامل می شود که کاملا در روح و روان انسان نفوذ کرده و استقرار یافته باشد[۱۴۷]؛به بیان دیگر ، کسی که ایمان دارد ، «اعتقاد خود را از ریب ، اضطراب و شک که آفت اعتقاد است ، می رهاند و آن را ایمن می کند . از این رو ، رسوخ و استقرار عقیده در قلب را «ایمان » می گویند».[۱۴۸]
«غیب» نیز به معنای نهادن ، مخفی و پنهان است و منظور چیزی است که با هیچ یک از حواس عادی قابل درک نباشد. در فرهنگ دینی و قرآنی ، ایمان به غیب ، به عنوان عبارتی جامع است برای ایمان و اعتقاد راسخ انسان به متافیزیک و حقایقی ماورای ادراک حسی بشر که در عالم وجود دارد ولی با این حواس پنج گانه ظاهری قابل درک نیست ، بلکه با برهان عقلی یا نقلی به آنها پی برده می شود . [۱۴۹]این عبارت، شامل ایمان به خدا ، صفات پروردگار ، وجود روح و ملائکه ، دستگیری های نهانی و امدادهای غیبی خارج از اسباب و علل مادی و … می گردد.
در مکتب اسلام ، بارزترین مصداق ایمان به غیب ، ایمان به خدا و مبدا هستی به عنوان خالق حکیم ومبدر عالم هستی است که از آن به عنوان بالاترین سرمایه ی حیات و زندگی بشری یاد شده است .[۱۵۰]
در هندسه معرفتی این دین ، اعتقاد به غیب و در راس آن ایمان به خدای یگانه ، مولفه هایی نیز دارد که در عین نظام بخشی کامل به توحید ربوبی خداوند متعال ،چنان شالوده فکری و نظری برای انسان بنا می نهد که خود می تواند به عنوان اهرم اساسی در سنجش عملکرد و رفتار عاملی موثر در باز دارندگی از ارتکاب گناهان و تجاوز به حقوق دیگران عمل نماید. از آن جمله می توان به علم و تدبیر الهی در خلقت و نظارت دقیق او اشاره کرد.
الف) تدبیر الهی و هدفمند بودن خلقت: بر اساس آموزه های اسلامی، خالق هستی موجودی است کامل و مبرا هر عیب و نقصی که بر اساس حکمت خویش، عالم خلقت را بر اساس اهداف مشخص آفریده است و سر رشته ی تدبیر و اراده ی ریز و درشت همه ی امور آن ، لحظه به لحظه در تحت قدرت اوست.[۱۵۱]
بر این اساس، پروردگار عالم، موجودی نیست که مجموعه ی خلقت و انسان را آفریده باشد و آنگاه او را به خود واگذاشته و هیچ تسلط و قدرتی بر او نداشته باشد. در این جهت، خداوند برای رسیدن انسان ها به کمال و هدف نهایی از آفرینش نیز، تمام اسباب هدایت و قوای تشخیص را برای بندگانش فراهم ساخته است و به او در انتخاب راه، آزادی اعطا کرده است تا بار مسئولیت اعمال خویش را بر دوش بگیرد و خود، سرنوشت را رقم بزند.[۱۵۲]
ب) علم الهی و نظارت و محاسبه تمامی امور: تعالیم و آموزه های اسلامی در این زمینه بیان می دارد که عالم، محضر خداوند متعال است و تمامی خلقت، تحت سیطره علم الهی قرار دارد و هیچ امری بر او پوشیده نیست.[۱۵۳]
بر این اساس به انسان گوشزد می شود که هر عمل، سخن، رفتار و ترک افعال او در مرئی و منظر خداوند قرار دارد.[۱۵۴] و حتی تفکرات و خطورات ذهنی و هر آن چه در ذهن و دل انسان می گذرد، از دایره آگاهی او خارج نیست[۱۵۵] و مورد محاسبه قرار می گیرد.[۱۵۶] تمامی اعمال و رفتار انسان، مورد نظارت و ثبت و ضبط الهی است.[۱۵۷] و علاوه بر آن خود خداوند نیز ناظر بر ظاهر و باطن و خلوت و جلوت آدمی در هر لحظه می باشد.[۱۵۸] و بنابراین، تمامی اعمال و رفتار انسان حفظ ضبط گردیده و مورد محاسبه قرار خواهد گرفت.[۱۵۹]
با نگاهی کلی و مجموعی به اعتقادات فوق، به روشنی مشخص می گردد که چگونه ایمان به این مورد می تواند بر عملکرد افراد تأثیر گذار باشد، ایمان به خدا و یاد او در همه حال اعتقاد به آگاهی او بر همه چیز و این که همه ی ما در محضر خدا هستیم، اعتقاد راسخ به این که هیچ فعل و ترک فعلی نیست که این عالم واقع شود و از دایره علم و ادراک الهی خارج باشد و حتی خاطر و تفکرات ذهنی انسان نیز از او پوشیده نیست، ایمان به این که در لحظه لحظه حیات ، از فیض و رحمت او بهرمند می شویم و آن به ان در ادامه حیات محتاج افاضه ی او هستیم و بالنتیجه حیات و ممات هر لحظه ما به ید قدرت اوست، همگی در مجموع چنین نیرویی[۱۶۰] در انسان پدید می آورد که او را جز به انجام عمل خیر و صالح و در مقابل صرف نظر از هر گونه عمل زشت و ناپسند سوق نمی دهد،[۱۶۱]و به راستی کدام دولت و حکومتی است که بتواند چنین رقیب درونی و بیرونی همیشه و همه جا حاضر و ناظری را برای انسان طراحی و اجرا کند؟!
نکته ی دیگری که در خصوص اثرات ایمان به خدا باید بدان اشاره کرد، نقشی است که این مهم، در ارتباط با «اخلاق» بر عهده دارد. ایمان به خدا، تنها سرمایه و پشتوانه محکم و صحیحی است که می تواند اخلاق، ارزش های اخلاقی و احترام انسان به حقوق دیگران را توجیه نماید. «زیرا بنای همه اصول اخلاقی و منطق آن ها، بلکه سر سلسله همه معنویات، ایمان مذهبی، یعنی ایمان و اعتقاد به خداست. کرامت، شرافت، تقوا، عفت، امانت، راستی، درستکاری، فداکاری، احسان، صلح و سلم بودن خدا، طرفداری از عدالت، از حقوق بشر، و بالاخره همه اموری که فضیلت بشری نامیده می شود و همه ی افراد و ملت ها آن ها را تقدیس می کنند و آن هایی هم که ندارند، تظاهر به داشتن آن ها می کنند، مبتنی بر اصل ایمان است، زیرا تمام آن ها مغایر با اصل منفعت پرستی است و التزام به هر یک از این ها مستلزم تحمل یک نوع محرومیت مادی است. آدمی باید دلیلی داشته باشد که رضایت به یک محرومیت بدهد، آن گاه رضایت می دهد که محرومیت را محرومیت نداند. این جهت، آن گاه میسر است که به ارزش معنویت پی برده و لذت آن را چشیده باشد. زیر بنای هر اندیشه معنوی، ایمان به خداست. حداقل اثر ایمان به خدای عادل حکیم این است که یک مؤمن عادی، مطمئن می شود که کار خوب و صفت خوب در نزد خدا از بین نمی رود… و هر محرومیتی از این قبیل، نوعی بازیافت است. بشر واقعاً دو راه بیشتر ندارد: یا باید خود پرست و منفعت پرست باشد و به هیچ محرومیتی تسلیم نشود و یا باید خدا پرست باشد و محرومیت های را که به عنوان اخلاق متحمل می شود، محرومیت نشمارد و لااقل جبران شده بداند.»[۱۶۲]
۱-۳-۲ ایمان به معاد
در بینش معرفتی اسلام در سوی دیگر اعتقاد به خدای یگانه، بحث «اعتقاد به قیامت و معاد» مورد توجه قرار گرفته است، به گونه ای که در آیات متعددی از قرآن کریم، ایمان و رستاخیز، هم پای ایمان به خدا قرار گرفته است.[۱۶۳] توجه ویژه قرآن کریم به این بحث تا بدان جا است که در بیش از ۱۵۰۰ آیه به مناسبت های مختلف، این اصل از اصول دین به انسان ها تذکر داده می شود تا از گزند فراموشی به دور بماند.[۱۶۴]
بر این اساس، چون در مکتب اسلام، آفرینش انسان و جهان، بی هدف و بیهوده نیست تا به بیهودگی و نیستی پایان پذیرد[۱۶۵] و از طرفی انسان، موجود جاودانه و همیشگی است، لذا زندگی انسان محدود به زندگی دنیوی در این عالم نیست؛ بلکه حیات واقعی و جاودانی انسان ها در سرای دیگر رقم خواهد خورد. در این نگرش، زندگی در این دنیا تنها حکم مزرعه ای را دارد[۱۶۶] که در آن انسان به طور آزادانه و با اختیار و با ابزارهای شناخت و اسباب هدایتی که خداوند متعال به او داده است، مسیر حرکت به سوی سعادت یا شقاوت خود را انتخاب می نماید و توشه ای اعم از خیر یا شر برای حیات جاوید اخروی خویش تدارک می بیند. در این دادگاه، مرگ انسان به هیچ وجه پایان زندگی وی به شمار نمی رود، بلکه تنها به منزله ی گذرگاه و پلی است برای انتقال از سرای فانی به دار باقی.[۱۶۷]
در قرآن کریم مهم ترین عامل هدایت انسان و باز داشتن او از کژ روی، اعتقاد به قیامت و یاد معرفی شده و در مقابل، فراموشی نسبت به این امر نیز، به عنوان اساسی ترین عامل تبهکاری و مبتلا شدن به عذاب بیان گردیده است:
«إن الّذین یضلونَ عن السبیل الله بهم عذاب شدید بما نشوا یوم الحساب»[۱۶۸]
کسانی را که از راه خدا گمراه شوند عذاب شدیدی به خاطر فراموش کردن روز حساب دارند.
اهمیت ایمان رستاخیز و معاد در کنترل رفتار و عملکرد انسان، تا بدان جا است که «با فراموش کردن روز حساب، حتی اعتقاد به ربوبیت مطلق خدای سبحان و این که او سراسر عالم را می پروراند نیز در تهذیب روح مؤثر نیست؛ اما اگر انسان خود را در برابر رب العالمین مسئول دانست و معتقد بود که باید روزی پاسخ گوی همه کارهایش باشد، این اعتقاد در تهذیب و تزکیه جان او مؤثر است.»[۱۶۹]
بدون شک اعتقاد یا عدم اعتقاد به مسئله معاد و جهان پس از مرگ، نقش بسزایی در انتخاب ها و گزینش های افراد در طول زندگی و در مقام کشش ها و تمایلات نفسانی ایفا خواهد کرد، اما به گونه ای که همگی در کنار هم قابل پاسخ گویی نیستند ضرورتاً بایستی از میان آن ها، یک یا چند تای محدودی را برگزینیم. اینجاست که عقیده به معاد، نه تنها در زندگی فرد به خوبی مشاهده می شود، بلکه در جامعه نیز ظاهر می شود و رفتار و کردار افراد نسبت به یکدیگر تحت کنترل می آورد.
کسی که حقیقتاً معتقد به معاد و رستاخیز و پاداش و کیفر اخروی باشد، کمتر به خود اجازه می دهد که حقوق اجتماعی دیگران را زیر پا بگذارد و یا نسبت به فرد خاصی ظلمی روا دارد و یا در محدوده زندگی خود، فضایل اخلاقی و شرافت های انسانی را نادیده انگارد. در برابر، انسانی که اعتقاد به معاد ندارد و برای حرکت در مسیر زندگی، غایب و نهایتی جز مرگ و نابودی کامل و جاوید نمی بیند، بدیهی است که در ارضای غرایز و تأمین شهوات خود، هرگز حد و مرزی نمی شناسد و اصولاً دلیل و توجیهی برای این محدودیت نمی بیند و اینجاست که تنها به فکر تأمین نیازها و امیال خود است، هر چند که به نابودی افراد دیگر و زیر پا گذاردن خواستها و حقوق آنان بینجامد. در چنین جامعه ای، جز عامل «زور» و «قدرت» فیزیکی، هیچ عامل دیگری نمی تواند جلوی تجاوز انسان ها را بگیرد.[۱۷۰]
بنابراین «انسانی که آخرت معتقد است و آن را منزلگاه ابد خویش می داند و اعتقاد دارد که ریز درشت اعمالش را باید در آن روز پاسخگو باشد[۱۷۱] و او را از پاداش یا عذاب الهی گریزی نیست؛ در سنجش سود و زیان رفتار خویش، فقط به محاسبه ها و پیامدهای دنیایی توجه نمی کند، بلکه بیشترین توجه خود را متوجه پیامدهای آخرتی اعمال خود می داند و از این راه، هرگز لذت ها و منافع دنیایی و زود گذر حاصل از ارتکاب جرم را پیامدهای سخت و جانکاه آخرتی آن، ترجیح نمی دهد».[۱۷۲]
امام علی (ع) در ضمن حدیثی به صراحت از رابطه ی مستقیم میان آخرت باوری و پیشگیری از گناه و رفتارهای مجرمانه یاد می کند:
«مَن أکثر مِن ذِکر الأخره قلّت معصیته»[۱۷۳]
کسی که بسیار یاد آخرت کند گناه و معصیتش کاهش یابد.
حسابگری و محاسبه ی سود و زیان ناشی از ارتکاب جرم توسط افراد، امری است که در بسیاری از نظری های جرم شناسی بدان پرداخت شده است. نظریه ی اقتصادی جرم و نظریه تفکر عقلانی بزه، از جمله نظریه های مشهور در حوزه جرم شناسی است. این رویکرد که از علم اقتصاد بر گرفته شده است، به صورت نظری از برخی نظریه پردازان اولیه جرم شناسی هم چون «بکاریا»[۱۷۴] و «بتنام»[۱۷۵] مطرح گردیده و سپس در اندیشه «گری. اس. بکر»[۱۷۶]– اقتصاد دان آمریکایی- به عنوان مدل رسمی رفتار مجرمانه مطرح شده است.[۱۷۷]
عکس مرتبط با اقتصاد
بتنام در نظریه خود- که به «اصل یا فرمول حسابگری کیفری، معروف است- بیان می کند: «هر فرد، حتی به طور ناخود آگاه، بنا بر محاسبه ی خوبی (نفع و لذت) و بدی (رنج و ناراحتی) حاصل از کردار خود، امور خودش را اداره می کند. اگر در یابد که کیفر، نتیجه عملی خواهد بود که از آن سود می برد، در آن صورت، این اندیشه با نوعی قدرت، وی را از ارتکاب آن عمل باز می دارد. اگر ارزش کلی کیفر به نظر وی، بیشتر از ارزش کل لت بنماید، در آن صورت، نیروی بازدارنده، نیروی حاکم خواهد بود و عمل، ارتکاب نخواهد یافت».[۱۷۸]
در دیدگاه بکر نیز، «فردی که در صدد ارتکاب جرم است، احتمال دستگیر شدن در صورت ارتکاب جرم و میزان مجازات را در صورت دستگیری و منافع حاصله را در صورت عدم دستگیری محاسبه می نماید. وی در صورتی مرتکب جرم می شود که سود و فایده مورد انتظار از ارتکاب جرم، افزون بر فواید عدم ارتکاب آن باشد».[۱۷۹]
بر این اساس، انسان پرورش یافته در نظام تربیتی اسلام، با اعتقاد و ایمان راسخ به وجود نظام ثواب و عقاب، حسابرسی و محاسبه تک تک اعمال و رفتارها، تجسم اعمال در آخرت و حتی عقوبت دنیوی و مکافات عمل برخی از این اعمال در طول زندگی دنیوی، از مکانیسم درونی کنترل رفتار برخوردار خواهد بود و این ایمان، اثرات کار کردی خود بر رفتار فرد خواهد گذاشت؛ چرا که انسان معتقد به این امور، به هیچ وجه منافع مختصر، آنی و زود گذر حاصل از ارتکاب رفتارهای نا بهنجار و انحرافی این جهانی را بر عذاب ها و مجازات های آن جهانی و محروم ماندن از بر خورداری های فراوان و نعمات بی شمار آخرت ترجیح نخواهد داد.

 

فصل سوم:

 

 

بررسی پیشگیری وضعی از

 

 

منظر اسلام و علم

 

 

جرم شناسی

 

یکی از شیوه های پیش گیری از جرم، پیش گیری وضعی است که با تغییر وضعیت فرد یا شرایط محیطی مانند …. در صدد است از ارتکاب جرم توسط فرد مهم به انجام جرم جلوگیری کند.

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*