پایان نامه ارشد رایگان درباره مبدأ و معاد، حل اختلاف، امام سجاد

محل اختلاف نظر بین علمای رسمی و علمای کشفی می باشد و نیز بین صاحبان کشف هم اختلاف است که آیا عذاب جهنم بر دوزخیان جاودانه است و بی نهایت ، یا اینکه برایشان بهشتی در سرای شقاوت می باشد و عذاب درباره شان به زمانی معین منتهی می گردد با اینکه همگان در عدم خروج کافران از دوزخ اتفاق نظر دارند.651
هرچند ملاصدرا در برخی از کتبش652 درباره ی خلود جهنمیان هم عقیده ی با ابن عربی قائل به انقطاع عذاب وملائم شدن طبع جهنمیان با آتش می باشد اما ایشان در” العرشیه” چنین آورده اند :
“و أمّا أنا، و الّذى لاح لى بما أنا مشتغل به من الرّیاضات العلمیّه والعملیّه أنّ دار الجحیم لیست بدار نعیمٍ وإنّما هى موضع الألم والمحن و فیها العذاب الدائم، لکن آلامها متفنّنهٌ متجدّدهٌ علی الاستمرار بلا انقطاع والجلود فیها متبدّله.”653
در دار جحیم، عذاب دایم است و آلام آن قطع ناشدنی است، و آنگاه که پوست بدن دوزخیان سوخته شد پوست جدید می‏روید تا عذاب را بهتر درک کنند.
یکی از بزرگان در جمع بندی نظر صدر المتألهین آورده است : ملاصدرا عقیده و رأی نهایی خود را در کتاب عرشیّه که تلخیص آرای او از مبدأ و معاد است ابراز داشته است.654
امام خمینی در این باره می فرمایند: خلود در جهنَّم، تابِعِ انطفاء نور فطرت است و آن از “إخْلادِ إلَى الْأَرْضِ” بطور مطلق حاصل شود.655
در جای دیگرفرموده اند :
” تمام خیرات از سرچشمه نور فطرت اللَّه است در صورتى که محتجب به حجابهاى طبیعت نباشد … باید دانست که اگر انسان از خود غفلت کند و در صدد اصلاح نفس و تزکیه آن برنیاید و نفس را سر خود بار آورد، هر روز، بلکه هر ساعت بر حجابهاى آن افزوده شود، و از پسِ هر حجابى حجابى، بلکه حُجُبى براى او پیدا شود تا آن جا که نور فطرت بکلى خاموش و منطفى شود، و از محبت الهیّه در آن اثرى و خبرى باقى نماند؛ بلکه از حق تعالى‏ و آنچه به او مربوط است از قرآن شریف و ملائکه اللَّه و انبیاء عظام و اولیاء کرام- علیهم السلام- و دین حق و جمله فضائل متنفّر گردد، و ریشه عداوت حق- جلّ و علا- و مقرَّبان درگاه مقدس او در قلبش محکم و مستحکم گردد تا آن جا که بکلى درهاى سعادت بر او بسته شود، و راه آشتى با حق تعالى‏ و شفعاء- علیهم السلام- منسدّ گردد، و مخلَّد در ارض طبیعت گردد که باطن آن در عالم دیگر جلوه کند و آن خلود در عذاب جهنم است.”656
ایشان می فرمایند:
“اگر فطرت توحید از دست رفت، که فطره اللّه است، و به جاى آن شرک و کفر جایگزین شد، دیگر شفاعت شافعین نصیب انسان نشود، و انسان مخلد در عذاب است- آن هم چه عذابى؟ عذابى که از قهر الهى و غیرت ربوبى بروز کند.”657
بنابر این انسان با اعمال اختیاری خویش سبب انطفاء نور فطرت توحیدی و رسوخ شرک و کفر در ذاتیات وی میگردد که به همین دلیل از شفاعت شافعان بی بهره می شود و مخلد در عذاب قهر الهی می ماند.
امام سجاد(ع) 2 بیان زیبایی در مورد شدت عذاب جهنم دارند که سخن را راجع به عذاب های جهنم به این کلام نورانی به اتمام می رسانیم:

خدایا من به تو پناه می برم از آتشی که آن را بر عاصیان سخت گرفته ای و کسانی را که روی از رضایت تو برتافتند از آن ترسانیدی و از آتشی که نورش ظلمت، آسانش دردناک و دورش نزدیک است و از آتشی که بعضی شعله های آن، دیگر شعله ها را می بلعد و پاره ای بر پاره دیگر حمله می برد. و از آتشی که استخوانها را پودر می کند و بر اهل آتش، نوشابه ای گداخته می نوشاند. و از آتشی که هرگز باقی نمی گذارد کسانی را که به سوی آن تصرع می کنند و رحم نمی آورد بر کسانی که از آن طلب عطوفت دارند و قدرت ندارد تخفیفی قابل شود در حق کسی که در آن خاشع است و تسلیم آن شده است.
آتشی که با ساکنان خود، با دردناکترین آنچه دارد برخورد می کند، یعنی یا انتقام دردآور و ابتلاء شدید.
و به تو پناه می برم از عقرب های دوزخ که برای آزار دوزخیان دهان بازرده اند و از مارهای جهنم که با نیش هایشان بر جهنمیان حمله می برنند و از نوشیدنیهای آن که امعاء و احشاء ساکنان دوزخ را در هم می ریزد و دلهایشان را می درد.

نتیجه گیری

اگر برای بیان حقیقت وتعریف حقیقی ،بیان حد تام وناقص لازم است مفاهیمی را که بتوان جایگزین جنس وفصل برای تبیین حقیقت بهشت وجهنم باشند یافت نشده ،اما یکی از اقسام تعریف ،تعریف به ویژگی ها واوصاف و اعراض یک شئ است. بااستناد به آیات قرآن روایات اهل بیت وبا تحلیل وبررسی وطبقه بندی تعاریف موجود در زبان فلا سفه وعرفا، شاید، بتوان مجموعه صفاتی راکه برای بهشت در قرآن وروایات ذکرشده جمع آوری نمودوچه بسا بتوان به رسم ناقصی دست یابیم که بیانگر مقصود باشد.در اینجا نتیجه ی تلاش ما در رسیدن به حقیقت بهشت وجهنم ترسیم دور نمایی از سیمای آن دو در حد وسع از طریق ویژگی ها واوصاف بهشت وجهنم درآیات وروایات ائمه “ع” وبیانات موجز وگذرای فلاسفه وعرفاست.
از نظرفلاسفه حقیقت وجود وهستی حقیقت تشکیکی ومشکک است، مرتبه ی اعلای وجود، وجود محض وصرف وجود است ومراتب دیگر طور و نحوه ی خاصی از آن مرتبه ی اعلا می باشند. هر مرتبه ای از مراتب امکانی به آنچه از وجود وکمالات وجودی دارد به حساب اینکه “وجود”و”داشتن”است علاقه مند است و به همین سبب به مطلق وجودو وجود بی حد وبی نهایت ومنزه از عدمها وفقدانها که آن مبدأ متعال مشتاق است. انسان به حسب فطرت اصلى و جبلت ذاتى عاشق کمال تام مطلق است و چون بهشت وجهنم نهایت ونتیجه ی خواسته ها واعمال انسان است، جدا از مسأل
ه
لقاى پروردگار نمى‏باشد. به عبارت دیگر، بهشت و جهنم مقصد و مقصود، در سیر و حرکت نیستند و حرکت‏ها به سوى پروردگار و منتهى به لقاى پروردگار است. و از آنجا که عوالم وجود، همه جلوه‏هاى اسماء بوده، هر اسمى آثار خاص خود را دارد و در مراتب مختلف تجلى مى‏کند .همه عالم ظهور اسماء است ،بهشت از آثار و لوازم لقاى حضرت حق با “اسماى رحمت و مغفرت” و جهنم هم از آثار و تبعات لقاىِ پروردگار با “اسماى غضب و سخط” است.
در توضیح معنای ابواب بهشت وجهنم باید گفت روح و حقیقت معنای ” درب ” که موضوع له واقعی آن است ، عبارت است از مطلق چیزی که راه وصول به مقصدی است و بدون آن نمی توان به مطلوب دست یافت.باتوجه به حقیقت معنای لفظ ” درب “، بدون تردید تصدیق خواهیم کرد که مراد از دربهای بهشت ، مطلق اموری است که راه را برای انجام کارهای شایسته و نیک هموار کرده و موجب می شوند که از آدمی اعمال پسندیده و خوب صادر شود ، و نیز حکم خواهیم کرد که مقصود از دربهای جهنم مطلق اموری است که راه را برای ارتکاب اعمال ناشایست و زشت باز و موجب می شوند که از آدمی کارهای ناپسند سربزند . از آن رو که آدمی همه کارهایش را – چه خوب و چه بد – به وساطت قوایی که خدای تبارک و تعالی آنها را در وجود او تعبیه کرده است انجام می دهد ، و آنها عبارتند از حواس پنج گانه ظاهری ( لامسه ، باصره ، سامعه ، ذائقه ، شامه ) و حواس سه گانه باطنی ( متخیله ، واهمه ، عاقله ) می توان گفت حواس پنجگانه ظاهری به اضافه قوه متخیله و قوه واهمه ، در صورتی در غیر طاعات خدا ودرغیر آنچه برای آن آفریده شده اند به کار گرفته شوند اموری هستند که راه را برای ارتکاب کارهای ناپسند هموار می کنند و دربهای هفت گانه جهنمند ولی همین هفت حواس در صورتی که درطاعات خدا ودر آنچه برای آن آفریده شده اند به کار گرفته شوند اموری هستند که راه را برای انجام اعمال پسندیده بازمی کنند و دربهای بهشتند.البته بهشت اختصاصا باب هشتمی نیز دارد و آن باب قلب است.این باب برای اهل حجاب و کفر همیشه بسته است,چون از طریق قلب, ایمان و معرفت راه پیدا می کند و هیچگاه این طریق برای دوزخیان باز نمی شود.
همان گونه که در دنیا برخی از مردمان در بهره مندی از موهبت ها برتری داده شده اند، در ‌آخرت نیز مردم یکسان نخواهند بود و البته طبق آیه ی:” انظر کیفَ فضّلنا بعضهم علی بعضٍ و للآخره أکبرُ درجاتٍ و أکبرُ تفضیلاً” (اسراء، 21):آخرت درجاتی بالاتر دارد و تفاوت هادر آخرت بیش از دنیا و چشمگیرتر است.تفاوت در آخرت بیشتر است زیرا که تفاوت بهشت بدرجات و دوزخ بدرکاتست و از درجه‏اى تا درجه‏اى و از درکه‏اى تا درکه‏اى تفاوت ما بین آسمان و زمین است.چنانچه در روایت آمده است:”أنّ ما بین أعلى درجات الجنه و اسفلها مثل ما بین السماء و الارض”.چنانچه ملاصدرا می گوید هر حقیقتى را در وجود درجات و مراتبى است که برخى از آنها بدون حصول انفکاک و جدایى برتر از برخى دیگر است،بهشت وجهنم نیز یا حسى و محسوس به حواس اخروى یا عقلى و مشهود به دیده باطنى عقلى است.این درجات، امری اعتباری و قراردادی محض نیست تا در پرونده کسی به منظور ترغیب و تشویق به خدمت ثبت یا بر دوش او نصب شود، بلکه درجه‏ای است که رتبه و مقام تکوینی انسان را بالا می‏برد. از این‏رو در آیه دیگر فرمود: ” هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصیرٌ بِما یَعْمَلُون” ( آل‏عمران/ 163) اینان خودشان درجاتی هستند نزد خدا و خدا به آنچه می‏کنند بیناست.واین درجات مغایر ذات آنها نیست بلکه از شئون ووسعت ذات آنهاست.امام(ره) می فرمایند سه نوع بهشت و جهنم وجود دارد:بهشت و جهنم اعمال، بهشت و جهنم اخلاق،بهشت و جهنم لقاء.در قرآن نیز از جنات مختلفی یاد شده مانند جنات عدن وفردوس و… هم چنین هفت طبقه جهنم نیز مانند سقر وسعیر وجحیم و…در قرآن نام برده شده است.
مکان وزمان دو بعد از ابعاد موجودات مادی است و از شؤون وجود جوهرهاى مادى به حساب می آید،بنابراین بهشت وجهنم که عالمی ورای این عالم هستند عاری از زمان ومکان به این معنا میباشند. عالم آخرت، عالم تام و تمامی است که هیچ چیز از جوهره آن از آن خارج نیست؛ و چیزی که حالش و کیفیتش اینچنین است در مکان نخواهد بود؛ کما آنکه مجموع این عالم نیز در مکانی نیست که بتوان به آن اشاره وضعیه از خارج یا از داخل آن نمود. اگرمابخواهیم این زمان را به آنجا ببریم ازل مى‏شود و اگر به عالم تجرد ببریم دهر مى‏شود؛ چنانکه اگر ازل و دهر را تنزل بدهیم، این زمانى که محدود به حدود است مى‏شود، و وقتى غیر متناهى به این عالم که ضیق است تنزل کند متضیق و محدود مى‏شود.آنچه لازم است دانسته شود این است که وجود بهشت وجهنم از ضروریات جمیع ادیان و واضحات برهان است، و اصحاب مکاشفه و ارباب قلوب در همین عالم نمونه آن را دیده‏اند.بهشت امروز از حیث محلش مشهود است،اما صورمادی و طبیعی مانع مشاهده آن شده است.اهل بهشت هم اکنون در بهشت اند ودر آن در گردش اند ولی نمی بینند واهل جهنم نیز هم اکنون در جهنم اند وسراپرده هایش گرداگرد آنها را فرا گرفته است در حالیکه نمی فهمند.
در بررسی آیات تبشیری قرآن کریم همه جا تصاویری از الطاف ونعمت های بهشتی بر می خوریم از پسرکانی روحانی که دارای نفوس مجردی متعلق به اجرام ارجمند نوری که دور بهشتیان می گردند ودرحرکات شوقی شان جاویدان وهمیشگی اند وبهشتیان از انوار قدسی ایشان نوریاب شده واز تابش های عقلی اینان بهره ور و فیض یاب می گردند،جامهایی لبریز از شراب احدیت که جاری در آبراهه های مدارک شو
قی ومشارب ذوقی بوده، سفیدرویانی سیاه چشم که دارای ذواتی نفسانی ونورانی اند، آب حیات که در نشئه عنصرى صورت علم و مظهر حیات است چون حیات نفوس به علم است چنانکه حیات ابدان به آب ، ظل ممدود که همان سایه رحمت الهی وعکس نور وجود اوست که بر مخلوقات افتاده تاروزیهای اهل الله که عبارت است از معلومات و دانستنیهای یقینی و عقاید درست ایمانی از شناخت آغاز و انجام.و سرانجام رسیدن به مقام نفس مطمئنه که همان مقام رضوان الهی است .
قرآن کریم در بسیاری از آیات خود تصویری از ویژگی های جهنم واوصاف زندگی جهنمیان ارائه می دهد مطالعه در این آیات که در جای جای آن ها خداوند کافران را از چنین عذابی بیم می دهد.برای آنان که به واسطه نداشتن نور معرفت ویقین از راه راست برگشته اند جامهایی از آب جوشان هوی های و آرزوهای پلید و زشت و امید به امور پست و تصورات شرور آزار رساننده ای که در دنیا داشته اندو درخت زقوم که

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *